LOGO

تعلیم تربیت اسلامی
 
  • پنجشنبه ششم بهمن 1390 - 14:44
  • دسته بندی :
  • نویسنده:

اهداف رفتاری

 

دانشجو پس از مطالعه این قسمت می تواند:

 

1. نظریه کارکرد گرایی دورکیم و پارسونز را توضیح دهد.

2. انتقادات وارد بر نظریه کارکرد گرایی دورکیم و پارسونز  را تشریح کند.

3. رهیافت حساب سیاسی را با عنایت به مطالعات مربوطه تبیین نماید.  

 

 

مفاهیم کلیدی

·        نظریه کارکرد گرایی(functionalism theory)

افراد معتقد به کارکرد گرایی  بیش از هر چیز متوجه انسجام اجتماعی  مبتنی بر ارزش های مشترک (یعنی وفاق) می باشند.

·        رهیافت حساب  سیاسی

این سنت،  تنها حرکت موجود در چهارچوب جامعه شناسی آموزش و پرورش پس از جنگ جهانی دوم بود که اساسا به مساله طبقه اجتماعی و دسترسی به امکانات آموزشی توجه داشت.

·        نظریه کارکرد گرایی(functionalism theory)

 

 

گاهی اوقات تحت عنوان  نظریه تعادل (equilibrium theory)، نظریه  لیبرال، نظریه وفاق و کارکرد گرایی ساختاری(structural functionalism) نیز نامیده می شود.تا دهه 1950 آیین حاکم بر جامعه شناسی آموزش و پرورش آمریکا، کارکردگرایی بوده است. افراد معتقد به کارکرد گرایی  بیش از هر چیز متوجه انسجام اجتماعی  مبتنی بر ارزش های مشترک (یعنی وفاق) می باشند. 

فرض اصلی: جامعه و نهادهای موجود در آن مثل نهاد آموزش و پرورش  همچون اجزا به هم پیوسته ای هستند  که هر یک از آنها  نقش مهم  و ضروری در  حفظ و بقای کل جامعه  ایفا می کنند . در این رهیافت، کارکرد جامعه شباهت  زیادی به کارکرد  بیولوژیک بدن آدمی دارد.در ذیل این نظریه، آموزش و پرورش به اقتصاد، تحرک اجتماعی  و نظم سیاسی ربط داده می شود.  انتقال آموزش و پرورش اخلاقی و شغلی، حفظ نظم و انضباط و ارزشها برای بقای جامعه ضروری است. آموزش و پرورش وسیله ای است برای تشویق افراد  به رفتاری که موجب حفظ تعادل در جامعه شود. نگرانی در مورد حفظ منابع انسانی  از مهم ترین ویژگی های این نظریه(کارکردگرایی فنی) است.

دغدغه اصلی: چگونه ساختار اجتماعی، نیازهای نظام اجتماعی را برآورده می سازد.

 

 

 

 

 

 


 

نظریه کارکردگرایی امیل دورکیم:

به دنبال بررسی نابسامانی اجتماعی  و کاهش آنها با انجام اصلاحات اجتماعی برای اولین بار به طور نظام مند به بررسی رابطه بین آموزش و پرورش و جامعه پرداخت  که مهم ترین  بخش های آن  به قرار ذیل است:

·  کانون نظریه دورکیم: اندیشه اخلاقیات مبتنی بر  دلیل و وابسته به یک گروه اجتماعی است.

·  نقش آموزش و پرورش، وارد کردن  و جا دادن فرد در نظام اچتماعی و منعکس کننده جامعه است.آموزش و پرورش، وسیله ای برای رسیدن به اهداف  جامعه شامل تامین  نظم و انضباط، تقسیم کار، برخورداری از تخصص و تامین درجه ای از مشابهت  افکار در میان اعضای خود است.

·  کارکرد آموزش و پرورش شامل حفظ ثبات در جامعه  و وارد کردن  و جا دادن فرد در نظام اجتماعی یا متناسب نمودن فرد با جامعه خود از طریق فرایند اجتماعی شدن (socialization) و نظم پذیری است . به عبارتی دیگر، توسعه توانایی های فرد به خاطر تامین نیاز جامعه، برخوردار سازی افراد از حالات روحی و جسمانی و اخلاقی  خاصی که جامعه و  یا طبقه و خانواده برای افراد خود در نظر گرفته است  از جمله کارکردهای آموزش و پرورش است.

·  کارکرد مدرسه: تثبیت، بقا و دوام ارزش های اخلاقیکه اساس نظم اجتماعی اند. 

انتقادات وارد شده بر نظریه کارکرد گرایی امیل دورکیم

·        فرد در دیدگاه وی نقش بسیار اندکی  دارد.

·        در نظریه وی به آسانی نمی توان گفت که نظام آموزشی  چه نوع ایده آل هایی  را منتقل می سازد.زیرا برخی اوقات بین ایده آل های  جامعه و ایده آل های نظام آموزشی (اگر چنین ایده ال هایی اصلا وجود داشته باشد ) تشابه و هماهنگی وجود ندارد.

·        یافتن ارزش هایی که تمام گروه ها  و طبقات اجتماعی  در آن مشترک باشند کار آسانی نیست پس نظام آموزشی ارزش های برخی از گروه ها را منتقل می سازد و نه تمامی  گروه ها را. 

نظریه کارکردگرایی تالکوت پارسونز:

وی همواره به دنبال ارائه چهارچوب نظری عظیم دربرگیرنده آدمی و جامعه بود. بر حسب نظر وی ، اجزا  به کل وابسته بوده  و تبیین آنها بر حسب کارکردشان برای کل است. کلاس درس بر حسب کارکردش  برای مدرسه تبیین می شود .مدرسه بر حسب کارکردش برای نظام آموزشی و نظام آموزشی بر حسب کارکرد خود  برای جامعه تبیین می شوند. 

نیازهای نظام اجتماعی برای ادامه حیات خوددر نظر پارسونز:

الف)انطباق  با محیط اجتماعی و غیر اجتماعی  که تامین این نیاز بر عهده نهاد اقتصادی است.

ب) دستیابی به هدف با بسیج تمام منابع انسانی و غیر انسانی موجود در دسترس جامعه که تامین این نیاز بر عهده حکومت و سیاست است.

ج)یکپارچگی (integration) یا حفظ انتظام درونی که تامین آن بر عهده ارزش های مشترک و مذهب است.

د)حفظ الگو یا مدیریت تنش توسط عوامل فردی و گروهی  که تامین آن بر عهده نظام آموزش و پرورش و از طریق جامعه پذیری است.

مفهوم «کنش» و «رفتار» در نظریه پارسونز

رفتار: نوعی واکنش مکانیکی و غیر ارادی  در برابر محرک ها ست.

کنش: نوعی فرایندارادی فعال، خلاق و ذهنی و معطوف به هدف است. هر فرد در هر یک از کنش های خود با پنج معما یا متغیر الگویی  مواجه است.این معما ها معضلات عمومی اند که هر کنش گری در موقعیت های اجتماعی مختلف با آنها مواجه  می شود و عبارتند از:

الف) معمای انتخاب بین عاطفی بودن  در مقابل بی تفاوتی عاطفی

ب)انتخاب بین مختص بودن (قلمرو محدود و خاص) در مقابل  پراکنده بودن(قلمرو تام و کامل) در برقراری ارتباط

ج)انتخاب بین عام گرایی(رفتار یکسان و مشابه با تمامی افراد) در مقابل خاص گرایی

د) انتخاب بین معطوف به خود (جهت گیری شخصی) در مقابل معطوف به جمع (جهت گیری جمعی)

ه)انتخاب بین اکتساب (قضاوت در مورد فرد مقابل با توجه به آن چه او انجام می دهد)در مقابل انتساب (قضاوت در مورد فرد مقابل با توجه به آن چه  به او نسبت می دهند)

پارسونز معتقد بود در جوامع صنعتی ، حرکت (شغلی) از خاص گرایی به عام گرایی گسترده است که توام با حرکت  از انتساب به اکتساب است.

اجزای نظریه کنش  پارسونز:

کنشگران، موقعیت کنش، جهت گیری کنش 

نظر پارسونز در مورد کلاس درس

کلاس درس، عامل اجتماعی شدن است ودر این مسیر  یک مساله دو بعدی پدیدار می شود:

الف) سازوکار درونی سازی تعهدات و توانایی ها در دانش آموزان برای ایفای موفقیت آمیز نقش های بزرگسالی

ب)سازوکار تخصیص نیروی انسانی در مشاغل مختلف جامعه

نظر پارسونز در مورد نظام آموزشی

نظام آموزشی سبب تقویت ارزش نیل به موفقیت در جامعه  می شود.

نظام آموزشی نابرابری های حاصل از پاداش های ناشی از موفقیت را مشروعیت می بخشد.

انتقادات وارد شده بر نظریه کارکرد گرایی تالکوت پارسونز

این که پارسونز تمام نظام های اجتماعی را دارای ارزش های مشابه و مشترک در لایه های زیرین  می داند با امکان  تقابل ارزش ها  در جامعه منافات دارد.

تبیین  هر چیزی بر اساس کارکرد آن نمی تواند  تبیین علی محسوب شود. 

این دیدگاه به تضاد و تنوع منافع در جامعه توجه ندارد.

این دیدگاه  به محتوای فرایند آموزشی(چه چیزی و چگونه) توجه ندارد. 

این دیدگاه به طور تلویحی، تغییر را همیشه آهسته و تعمدی  می داند و هرگز تعادل نظام را از بین نمی برد در حالی که همیشه این طور نیست.

رهیافت حساب  سیاسی

این سنت،  تنها حرکت موجود در چهارچوب جامعه شناسی آموزش و پرورش پس از جنگ جهانی دوم بود که اساسا به مساله طبقه اجتماعی و دسترسی به امکانات آموزشی توجه داشت.

این رهیافت در مکتب جامعه شناسی آموزش و پرورش بریتانیا ظهور پیدا کرد که ناشی  از مطالعات مربوط به تحرک اجتماعی  بود که در «مدرسه اقتصاد لندن» صورت می گرفت اما  تحقیقات عمده مربوط به آن در جامعه آمریکا صورت گرفت که عمده ترین تحقیقاتی که به بحث در مورد نابرابری طبفاتی، نژادی و جنسیتی  با عنوان  تجربه گرایی روش شناختی می پرداختند،  به قرار ذیل می باشند:

الف) مطالعات بلاو و دانکن (Blau and Duncan)

موضوع اصلی مطالعه: تحرک شغلی و نقش آموزش و پرورش در انتقال نابرابری در میان نسل های مختلف

دارای نوآوری روش شناختی با استفاده از روش «تحلیل  مسیر» (path analysis) بود.

ب)مطالعه کلمن

موضوع اصلی مطالعه: تبیین تفاوت در موفقیت های تحصیلی با عنایت به دو متغیر خاستگاه خانوادگی و ویژگی های مدرسه بود.

نتیجه: خانواده بیش از مدرسه مسئول  افت و ناتوانی تحصیلی دانش آموزان است.

ج) مطالعه کریستوفر جنکز:

 موضوع اصلی مطالعه :مطالعه تجربی تمایز بین ایده ال های  تحرک و عدالت اجتماعی  با عنایت به بررسی روابط تجربی متغیرهایی همچون خاستگاه خانوادگی، آموزش و پرورش و موفقیت شغلی

نتیجه: جامعه آمریکا بیش از تحرک به برابری نیاز دارد. 


 
  • پنجشنبه ششم بهمن 1390 - 14:40
  • دسته بندی :
  • نویسنده:
افلاطون:

بيوگرافي افلاطون:

He was born in 428 B.C;that extraordinary period history when spriritual life were bing formulated by  LOA-TSE;Confucius;Buddha;Socrates.

اودرسال 428قبل لز ميلاد و همزمان با دوره فوق العاده تاريخ بشريت كه زندگي معنوي شكل گرفته بود بوسيله لئوتاس،كنفوسيوس،بودا و سقراط بدنيا آمده بود.

He was belonged to top ranks of Athenian aristocracy.his father was a descendant of Codrus,last king Athens.solon was his uncle, he was the great Athenian statesman  and law-maker.critias was uncle,he was a member of the council of thirty in Athens.

افلاطون متعلق به طبقات بالاي  آتن و از اشراف زادگان بود. پدرش از نوادگان كاردوس آخرين پادشاه آتن بوده است. سالون دائي او از از مقامات دولتي و قانون گذاران بوده است و يكي از عموهايش به نام كرتياس عضو شوراي سي نفره آتن بوده است.

Plato founded the science of politics.

وي بنيان نهاد مهمترين تئوري هاي  سياسي را در زمان باستان  ونقش فعالي در سياست آتن بازي كرد.

He endured ;probably as a soldier:the defeat of his city in Peloponnesian war.

او مجبور شد كه يك مرحله از زندگيش را احتمالاً با نام سرباز بجنگد و شكست شهرش را در جنگ  پلوپنشان تجربه كرد.

He lived in the period of transition between classical Greece and the Hellenistic era.

افلاطون بين دوره يونان سنتي و تبديل آن به يونان هلنيسم زندگي كرده است كه فصل جديد تاريخ غرب محاسبه مي شود.

-The themes  of  two Dialogs would seem to be almost identical  and the differences do not touch upon educational issues

دو کتاب «جمهوری» و «نوامیس» افلاطون هر دو گفتگویی هستند که در مورد مسائل تعلیم و تربیت خیلی شبیه هم می باشند

 

Plato developed his concept  of  the Ideal State or society  in his two largest works,  In The Republic and then  Laws, With the following  characteristics :

1- Full of Justice

2- Without   inducing change   or  as Immutable  as a Doric temple 

3- Without decadence and corruption

4- full of civic order

ویژگی های جامعه آرمانی افلاطون به قرار ذیل است:

عدالت بسیار، عدم تغییر، بدون زوال و فساد و نظم مدنی فراوان

 

 

Plato considers four  classes in  his Ideal society:

1-philosopher kings

2- Guardians or auxiliaries

3-craftsmen and merchants

4- slaves

طبقات اجتماعی در جامعه آرمانی افلاطون عبارتند از: فرمانروایان فیلسوف، نگهبانان یا محافظان، تجار و هنرمندان، بردگان

1-Devoting themselves  entirely to  the service of  the State

2- no possession  of material riches and only possession  room, board , wives and children in common

3- no indulgence in frivolities

4- no entertaining with  private  ambitions

مسئولیت ها ی طبقه محافظان  در جامعه آرمانی افلاطون عبارتند از:

به طور تمام و کمال در خدمت جامعه باشند. مالک هیچ دارایی و ثروتی نباشند و  مکان خواب و  وعده  غذا و همسر و فرزند را به صورت اشتراکی دارا باشند. نبایستی  درگیر آرزوها و تمایلات شخصی شوند.

 

  Objectives and Tasks of education in Platonic State

1-   preserving  the  status quo or the existing state of affairs

2-   standing  guard  against  all changes and all forms  of subversion

3-  providing compulsory education   or beyond an elementary education  for all members of  Guardian class

4-  providing simple apprenticeship for craftsmen and merchants

5-  no tasks  against slaves

اهداف و وظایف تعلیم وتربیت در دولت افلاطونی عبارتند از: حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از هر گونه تغییر، فراهم سازی تعلیم و تربیت اجباری بالاتر از سطح ابتدایی برای طبقه محافظان، فراهم سازی تعلیمات کارآموزی ساده برای طبقه تجار و بازرگانان و  هیچ گونه تعهدی نسبت به طبقه بردگان لحاظ نمی شود.  

 

 

 

Plato's concept of educational policy

He developed  his  concept of educational  policy in his Two largest works, The Republic and hThe Laws. He formulated a complete education system  in  curriculum , organization and administration.

افلاطون، خط مشی تربیتی خود را با تدوین و صورت بندی یک نظام تربیتی کامل در برگیرنده برنامه درسی ،  سازمان دهی و مدیریت مفهوم سازی نمود.

Administration  of  education in platonic  education  system

In Plato's view the whole education system should be headed by  a "supervisor of education"

1-who would supervise all aspects of education  for children of both sexes.

2- who should  be a man of  not less than 50 years 

3- who should be  the father of legitimate family , preferably of both sexes.

مدیریت آموزشی در نظام تعلیم و تربیت افلاطون بر عهده فردی با عنوان «سرناظر آموزشی»  می باشد که بایستی حداقل 50 ساله و متاهل و صاحب هر دو جنس فرزند باشد تا بر تمام ابعاد تعلیم و تربیت و همه دختران و پسرها نظارت کند.

Kind of Education in Platonic  State

1- equality of  the sexes in doing their gymnastics in the nude

2- equality of the sexes in going to  war clad in the same armor

نوع تعلیم و تربیت در دولت افلاطونی تساوی دختر و پسر را در نوع پوشش برای ورزش و جنگ لحاظ می کند.

Socratic method of teaching :

Interactive method,

Cooperation  of teacher(true philosopher) and pupil in the pursuit of knowledge through dialog, a series of questions and answers  (dialectical method)

This method runs through the entire work of Plato.

The Socratic method of teaching has often been characterized as a ‘maieutic’ method, or one in which the teacher assumes the role of a midwife. A deciphering of this method is contained in Meno. In this method, teachers should play the role of midwife in order to deliver their pupils of the knowledge they unconsciously possess.

 

 

روش سقراطی در تدریس یک روش تعاملی است که در آن معلم  با دانش آموز از طریق گفتگو و پرسش و پاسخ به کسب دانش می پردازند. از این روش تحت عنوان روش «مامایی» نیز یاد  شده است که در آن معلم نقش «ماما» را ایفا می کند تا به دانش آموزان دانشی را که در ذهن ناخودآگاه خود دارند تحویل دهد.

traditional method of teaching

passive method

seeking of teachers(sophists) to transmit their  knowledge  to their pupils  with expectation to assimilate  it. Plato believes that there is no such thing as teaching, only recollection.

روش سنتی تدریس، یک روش منفعل و غیر فعال است که در آن معلم با انتظار شبیه سازی دانش خودش توسط دانش آموزان به انتقال دانش می پردازد. در نظر افلاطون این روش تدریس صرفا یک روش از نوع جمع آوری دوباره است.

 


 
  • پنجشنبه ششم بهمن 1390 - 14:38
  • دسته بندی :
  • نویسنده:

فهرست مطالب:

مقدمه

ايران و معماي توسعه

پايگاه اجتماعي

عوامل تعيين كننده پايگاه اجتماعي

معلم

مشخصات يك معلم خوب

جایگاه معلم در نظام آموزشی الهی

جایگاه معلم از دیدگاه بعضی از علمای تعلیم و تربیت جهان

جایگاه معلم از دیدگاه بعضی از علمای تعلیم و تربیت مسلمان

جایگاه معلم در فرایند یاددهی ـ یادگیری :

معلم در ساخت اجتماعی جامعه در کدام پایگاه جای دارد؟

نقش و جایگاه معلم در دوران معاصر:

جایگاه معلم در نظام آموزشی استرالیا،چين،ژاپن،روسيه‌و آمريكا

خلاصه و پیشنهادها

منابع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

اگر قرار است جامعه در حال گذار ايران؛ به سلامت از گردنه‌هاي صعب‌العبور تغييرات اجتماعي گذر كند،‌ شايسته است كه نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخيرهايي كه تاكنون در ورود  به عرصه مهندسي اجتماعي داشته است،‌مسئوليت و سهم بيشتري در قبال جامعه بر عهده گيرد و نقش جدي‌تري را در خروج از بن‌بست كنوني و نيل به جامعه مطلوب ايفا نمايد.

    آموزش و پروش مدرن و معاصر در ايران، به قدمتي تقريباً يكصد ساله، بخش معتنابهي از منابع اين دوره از تاريخ كشورمان را به خود اختصاص داده است.  عليرغم اينكه در اين نظام يكي از اصيل‌ترين و وسيع‌ترين قشر فرهنگي تاريخ، يعني معلمان،‌ شركت داشته‌اند و همه نهادها ، گروه‌ها  و آحاد جامعه به نوعي در تحقق اهداف آن مشاركت دارند، با اين وجود  اكنون با بغرنج‌ترين  مشكلات و چالش‌ها مواجه مي‌باشد، ‌ به گونه‌اي كه بسياري   از محققان و انديشمندان جامعه، ريشه اغلب مشكلات، نابساماني‌ها، نارسايي‌ها و بحران‌هاي اجتماعي را در سيستم و فرايند آموزشي جستجو و معرفي مي‌كنند.

     ((گفته شده قريب 15 درصد بودجه كشور در آموزش و پرورش به مصرف مي‌رســد و از اين جهــت شايــد بيشتـرين سهم بودجه دولتي را ـ صرف‌ نظـــر از گستره كمي ‌آن ـ  به خود اختصــاص داده است. با اين وجود،  برغم  زحمات  فراوان و  بي ‌شايبه قاطبه معلمان،  كه به استناد قرايـن موجود و نظـرسنجي‌ها، در مقايسـه بـــا كارمندان سايـر سازمان‌ها و نهادهاي دولتـي،  بيشتريـن كار مفيـد را به انجام مي‌رسانند،  ميزان كارآمــدي و اثربخشي آن به سبب نارضايتي عمومي‌از كيفيت خروجي‌هاي آن، پيوسته  معروض توجه و انتقاد بسياري از ناظران و صاحب‌نظران واقع شده است.  به زعم منتقدان، نظام فعلي آموزش و پرورش پاسخگوي خيل عظيم مطالبات، نيازها و انتظارات جامعه نيست و نيازمند اصلاحات جدي و اساسي است و استدلال مي‌كنند  كه با  رويكردهاي منسوخ و متصلب كنوني و  بدون توجه به نيازها و تقاضاهاي اجتماعي و محيطي (ملي و فراملي) روزافزون،   نمي‌توان از نهاد  مزبور خواست رسالت و كاركردهاي اساسي خود را اجرا كند.

        نيز، استدلال شده اگر قرار است  جامعه در حال گذار ايران به  سلامت از گردنه‌هاي صعب‌العبور تغييرات اجتماعي گذر كند،‌ شايسته است كه نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخيرهايي كه تاكنون در ورود به عرصه مهندسي اجتماعي داشته است، ‌مسئوليت  و  سهم بيشتري در قبال جامعه بر عهده گيرد و نقش جدي‌تري را در خروج از بن‌بست كنوني و نيل به جامعه مطلوب ايفا نمايد.

        اين مهم ميسر نمي‌شود مگر اينكه نظام آموزش و پرورش ما،  ضمن كسبِ وزن،  شأن و جايگاه شايسته و واقعي خود در نظام و  سلسله مراتب اجتماعي و سازماني كشور، ابتدا بتواند خود را از قيد و بندها  و مشكلات بي شماري كه  با آن دست و پنجه نرم مي‌كند رها سازد و  به منزله بازوي روشنفكري جامعه،‌  زمينه‌هاي شكل‌گيري آموزش و پرورشي انسان‌گرا،  رهايي‌بخش و مقوم توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد و  در پرتوشناسايي ،  تحليل و طبقه‌بندي  اهم چالش‌هاي موجود ، و  همگام با تحولات جهاني ،‌ چشم‌انداز مناسبي را براي خود و جامعه فراهم نموده ،‌ تا به نوبه خود ،‌ گره از راز فروبسته توسعه‌نيافتگي ايران بگشايد. )) (آقازاده،1373)

ايران و معماي توسعه

      ((  اكنون قريب به نيم قرن ـ تقريباً همگام با ژاپن ـ‌ از گام نهادن ايران در مسير برنامه‌ريزي جهت نيل به توسعه همه جانبه و پايدار مي‌گذرد و در اين راه منابع بيشماري صرف شده است  . ظاهراً آرمان اوليه محمدرضا شاه مخلوع نيل به مرتبت اقتصادي و صنعتي كشورهاي پيشرفته اي چون امريكا و آلمان بود، ليكن بزودي دريافت كه تحقق اين آرزوي بلند پروازانه مستلزم تمهيدات و مقدمات فرهنگي – اجتماعي دراز آهنگي است كه فقط در خلال يك فرايند طولاني تاريخي وصال ميدهد – و عجالتاً ايران فاقد پتانسيل و آمادگي لازم براي آن است؛ لذا، اندكي بعد، ژاپن به الگوي توسعه ايران بدل شد اما آن نيز به عللي ره بجايي نبرد.

      براستي مشكل ما چيست؟ و چرا به ‌رغم اين همه تلاش و صرف منابع ، همچنان،وپيوسته مشغول طي كردن يك سيكل معيوب و عقيم هستيم؟!

 

پايگاه اجتماعي :

((پايگاه اجتماعي واژه اي است كه در جامعه شناسي اين معنا را به خوبي بيان داردو عبارت  از موقعيت يك فرد در گروه يا رتبه ي يك گروه در مقايسه با گروههاي ديگر است.))(ثلاثي،1370،ص 57)

بر اساس درجه اين رتبه يا پايگاه مي توان درجه اي از منزلت يا جايگاه اجتماعي را براي افراد تصور كرد.

((هر شخصي كه عضو يك گروه اجتماعي و اعم ازشغلي يا غير شغلي مي شود، در جامعه اي كه بدان تعلق دارد،مقام و منزلتي يا به اصطلاح جامعه شناسان پايگاهي دارد. پايگاه اجتماعي وي، مقام يا موقعيتي است كه معاصران يك شخص به طور عيني برايش در جامعه اي كه زندگي مي كند، قائلند.(چلبي،1371)

عوامل تعيين كننده پايگاه اجتماعي:

((متون گوناگون جامعه شناسي از ملاكهاي متعددي در اين باره نام برده اند از جمله:

الف)نياكان يا اصل و نسب كه موقعيتي ممتاز يا معمولي به فرد مي دهند.

تولد در خانواده اي خوشنام يا بدنام در جامعه حتي در آزادمنش ترين افراد نوعي ارزش به حساب مي آيد. ارجمندي يا بي مقداري نياكان به چند عاما بستگي دارد و حسن شهرت خانوادگي،سابقه سكونت در محل ، بومي بودن يا مهاجر بودن و..

ب)وضع تمكن:

يكي از معيارهاي جهاني پايگاه اجتماعي را تشكيل مي دهد. اين معيار يكي از معتبرترين و عيني ترين معيارهاست. زيرا اموال و دارئيهاي مادي اشيا، ملموس و قابل اندازه گيري هستند.منشاء ثروت هم معناي اجتماعي دارد و ثروتي كه نسل اندر نسل اندوخته شده و به ارث رسيده است از لحاظ اجتماعي شان و منزلت علي تري نسبت به ثروت جديد يا ثروتي كه از راههاي مشكوك تحصيل شده است، دارد. اصطلاح(0تازه به دوران رسيده)) در زبان فارسي با بار معناي منفي خود تقريباً در همه زبانها معادلي دارد.

ج) مفيد بودن:

كار آمد بودن يك فرد معيار مهمي در تعيين پايگاه اجتماعي است. شخص بر حسب آنچه((مي كند)) در جامعه رتبه بندي مي شود و مراتب آن بستگي به ارج و قربي دارد كه اشخاص براي مشاغل قايلند.در جامعه اي كه نهاد اقتصادي در راس سلسله مراتب قرار دارد. ارزشيابي يك شخص معمولاً  بر مبناي مهارتهاي شغلي و فايده اي كه آن اشتغال براي جامعه دارد انجام مي گيرد. در همه جاي دنيا پايگاه اجتماعي پزشكان يك بيمارستان عالي تر از پايگاه اجتماعي خدمه آن بيمارستان ،ارزيابي مي شود.

ت)ميزان و نوع تحصيلاتي كه شخص كسب كرده است.

پايگاه اجتماعي  افرادبا سطح تحصيلات آنها رابطه مستقيمي دارد.

ث)تحصيلات ديني

در جامعه اي كه دين و بدنه ديني در ساختار اجتماعي نقش ايفا مي كند، تحصيلات ديني معتبر بسيار مهم است.

ج)خصوصيات بيو لوژيكي

از معيارهاي مهم مباحثي مانند: سن، جنس و ... مهم تلقي مي شود.))(توسلي72)

معلم:

  معلم بعنوان یکی ازعوامل مهم در فرآیند آموزشی است ، زیرا که معلم است که تمامی اهداف ، ارزشها ، محتوا ، برنامه ها و..را درکلاس ارائه وبکار می گیرد.امروزه با توجه به گسترش بسیاری از علوم ارتباطی وامکانات فروان سمعی وبصری واینترنت وامکان اجرای آموزش از راه دور بدون حضور در مدرسه کاملا فراهم است .اما درتمام کشورهای جهان مدرسه بعنوان اولین واساسی ترین مکان برای آموزش ، مورد توجه همگان است.وشاید علت اساسی آن عاملی تحت عنوان معلم است که به مدرسه این ابهت وارزش را بخشیده است وگرنه انتقال دانش از طریق وسایلی مانند اینترنت وغیره هم جالب است وهم امکان آموختن مطالب بیشتری به دانش آموزان می دهد .(( رفتار معلم ازدوجهت دریادگیری فراگیران اثرمی گذارد ، یکی اینکه معلم از طریق مدیریت وسازماندهی ،عوامل موثر دریادگیری ،موقعیت مناسب تری برای یادگیری فراهم می سازد.یکی از یافته هایی  که بوسیله ی بروفی تلخیص شده است که اصولا دانش آموزانی که ازطریق یک برنامه درسی سازمان یافته تدریس شده اند ، بهتر از آنهایی که بوسیله یرویکردهای انفرادی تر یا اکتشافی تدریس شده اند،عمل می کنند.یافته های دیگر گویای این حقیقت است که : آنهایی که بیشتر آموزش خویش را بطور مستقیم از معلم دریافت می کنند ،بهتر از آنهایی که انتظار می رودخود آموخته ویا ازیکدیگر بیاموزند، عمل می نمایند.بررسی ها گویای این است که یادگیری در شرایط نظام یافته انجام می گیردونظم دهنده محیط یادگیری ،معلم است.  البته در این محیط  فراگیران بطور فعال برخورد می کنند .نوع فعالیتهای آنان وچگونگی تعامل آنان با سایر عوامل محیطی رامعلم سازمان می دهد .بروفی مطالعاتی را گزارش می دهد که نشان می دهند که معلمان موفق تر آنهایی هستند که تکلیف گرا بوده وکارشان را چنان انجام می دهند که موجب حرکت سریع کلاس در مسیر مطلوب می شود.نتایج یادگیری درکلاسهایی گیراتر است که در آنها دانش آموزان تا حد وسیعی با معلم درکنش باشند.

جهت دیگر تاثیر معلم بریادگیری به انتظارات معلم از شاگرد برمی گردد.اگر دانش آموزان احساس کنند که از طرف

معلم مورد انتظار هستند ، پیشرفت تحصیلی  بالاتر ی خواهند داشت .البته این  انتظار معلم باید با ایجاد تصور مثبت از تواناییهای خوددر دانش آموزان مومورد حمایت قرار گیرد .علاوه برتاثیر معلم ونقش اودر پیشرفت فراگیران ازجهت نقش الگویی نیز می توان به راببطه ی معلم ودانش آموز نگریست ، چون دانش آموزان معلمان خود را انسانهای خیلی مهم تلقی می کنند و رابطه ی عاطفی قوی بین آنان حاکم است منش ورفتار معلم روی شاگرد اثر می گذارد. پس تنها طرح درس واجرای درست آن درکلاس تضمین کننده ی  حصول هدفها نیست بلکه جلوه های رفتاری معلمان وتاثیر آنها در رفتار شاگردان عامل مهم در یادگیری است .))(جباري،1379)

دراسلام نیز توجه زیادی به معلم واستاد شده است وبرای اوتکالیفی تعیین شده است که به نقل از کتاب منیه المرید فی آداب المستفید نوشته ی شهید ثانی به چندمورد آن اشاره می کنیم :(( آداب ووظایف معلم عبارت است از آشنا ساختن شاگرد به حقایق دین اسلام-حفظ حیثیت وشئون علم –نهایت دقت دررفتار وگفتار- دریغ نورزیدن از تعلیم علم ودانش-عمل کردن به قول وگفتار – ایجاد گسترش شوق به علم –مهربان بودن با شاگردان – تعلیم مطالب علمی متناسب با ظرفیت واستعداد شاگرد- رعایت مساوات- شهامت دراظهار حق واعتراف به نادانی وجهل خود- ختم جلسه با دعا.))(جباري،1379)

مولای متقیان علی(ع) در نهج البلاغه حکمت 411می فرمایند:(( با آنکس که تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو وبا کسی که راه نیکو سخن گفتن را به تو آموخت لاف بلاغت مزن .))(نهج البلاغه)

مشخصات یک معلم خوب:

بعضی از افراد ذاتا معلم آفریده شده اندو حتی بدون تعلیم هم موفق هستند:(( میترل می گوید یک معلم خوب دارای چند معیار است که عبارتند از: نتیجه ی کار معلم یعنی فراگیری دانش اموزان- چگونگی روابط متقابل با دانش آموزان – شخصیت معلم که شامل هوش ، سازگاری   ورفتار او است .)) 3(جباري، 1379)                                  دكتر بدري مقدم خصوصيات معلمان را به شرح زير مي گويد:( علاقه به تدريس،ثبات رواني و عاطفي و ادامه ي

یادگیری _ مهربانی – روحیه ی همکاری –صبوری- رعایت انصاف- آشنایی با اصول روانشناسی- قدرت بیان – ارزشیابی از کار خود وآراستگی ظاهر. ))(جباري،1379)

معلمان ایران که جزء نجیب ترین وبا شخصیت ترین مردمان ایران زمین هستند وامین مردم در سراسر ایران می باشند دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند . ولی در موارد زیادی مشاهده می شود که در ایجاد ارتباط صحیح با دانش آموزان ناتوانند و این عامل باعث عدم موفقیت آنها در تدریس شده است

 

جایگاه معلم در نظام آموزشی الهی :

از نظر پروردگار عالم، کار معلم کار خداست و نقش او در جامعه نقش پیامبر اکرم (ص) است، نقش همه­ی انبیاء و اوصیاء است. اولین سوره­ای که بر پیغمبر اکرم (ص) نازل شده است، سوره­ی علق است، آیاتی که در همان وهله­ی اول بر پیامبر نازل شد و در این آیات پروردگار عالم خود را یک معلم قلمداد می­کند، می­فرمــاید، پروردگـارت اکرم است، برای اینکه معلم است‎؛ و در سوره­ی جمعه می­فرماید که هدف از بعثت رسول اکرم (ص)، هدف از آمدن قرآن، همانا « آموزش و پرورش » است. پیغمبر با معجزه و قرآن برای آموزش و پرورش آمده است. یعنی بعثت. هدف قرآن یکی تهذیب نفس (تربیت) و دیگری بالا بردن سطح معلومات (تعلیم) انسان است.

از اینها گذشته، قرآن درجه­ای به معلم داده است که اگر شبانه روز به آن افتخار کند، باز هم کم است؛ آنجا که می­فرماید:

« من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل ­انه من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیاالناس جمیعاً و . . . »  (مائده : 32)

بنا به تفسیری که امام صادق (ع) از این آیه­ی شریفه کرده­اند، اگر کسی بتواند یک نفر را بسازد و یک باسواد متعهد تحویل جامعه بدهد، مثل این است که جهان را زنده کرده است. ایشان می­فرمایند، قوام دنیا به چهار چیز است: اول به عالمی است که ناطق و عمل کننده به علمش باشد، دوم به جاهلی که تکبر نکند از تحصیل علم و دنبال تحصیل علم برود، سوم به ثروتمندی است که بخل نکند از بذل واجبات مالش در راه خدا به فقرا و صرف در اهداف عام المنفعه، چهارم به فقیری است که نفروشد دین خود را به دنیا، پس اگر عمل نکند عالم ناطق (معلم) به عملش و تکبر کند جاهل از طلب علم و بخل بورزد غنی و مال­دار از بذل زیادی اموال خود در راه خدا و بفروشد فقیر دینش را به دنیا, بازگشت می­کند دنیا به سوی قهقرا و توحش. در این گفتار گران بها معلم در صدر قرار گرفته و جایگاه او در پایداری دنیا بیان شده است. (مظاهری، 1371)

جایگاه معلم از دیدگاه بعضی از علمای تعلیم و تربیت جهان :

در بیان جایگاه و پایگاه معلم افلاطون گوید:

« ای گروه معلمین، وصایا و سفارش­های مرا درک کنید. برای شاگردان هم چون آئینه­ای روشن باشید و آنها را از هر گونه زشتی­ها و تمایلات نکوهیده و اشتباهات بازدارید ».

فروبل می­گوید:

« رشد و تکامل کودک در هر مرحله بستگی دارد به رشد و تکامل مرحله­ی پیش و وظیفه معلم آن است که در هر مرحله لوازم و وسایل رشد و تکامل او را فراهم سازد ».

کمینوس عقیده دارد:

« معلم فردی است که افراد را برای زندگی آماده می­کند و هدف او این است که فرد دارای دانش، اخلاق و دین باشد ».

راجرز از صاحب نظران مشاوره می­گوید:

«برای اینکه معلم بتواند در کمک و راهنمایی به شاگردان خود مؤثر و موفق باشد، باید افراد را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و برای آنان ارزش قائل شود و آنها را درک کند و در موقع مشکلات با آنها همدلی کند» . (صافی، 1376)

جایگاه معلم از دیدگاه بعضی از علمای تعلیم و تربیت مسلمان :

ابن سینا معتقد است: « زمانی که کودک شش ساله شد، پدرش باید او را مکتب فرستد و تا چهارده سالگی به تحصیل گمارد. آموزگار او باید با دین و درستکار و خردمند و منصف و پاکیزه و موقر باشد. راه معاشرت را بداند، به روش تعلیم و تربیت اطفال و تهذیب اخلاق آنها آشنا باشد. معلم باید به هنگام آموختن، روحیه­ی معتدل داشته باشد و... »

امام محمد غزالی تأکید می­کند که :

« شاگرد باید استاد را عزیزتر از پدر بداند، زیرا پدر سبب زندگانی فانی است و استاد سبب زندگانی باقی » . خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است:

« معلم باید عاقل و دیندار و شیرین سخن و نظیف و واقف بر تربیت اطفال و با وقار و با هیبت و با مروت باشد».

سعدی در گلستان تأکید می­کند که:

« معلم گاه سخت­گیری باید بکند و گاه ارفاق، و هیچگاه اعتدال را از دست ندهد. (صافی، 1376)

جامی نیز می­گوید:

کسی گفت چونی چنین رنج بر                 به تعظیم استاد بیش از پدر؟

بگفتـا زد آن نقش آب و گلـم                   وزین تربیت یافت جان و دلم

از آن شد تن من پذیرای جان                   وزین آمـــدم زنده­ی جاودان

جایگاه و سهم معلم در ساخت جامعه­ی ایران :

دکتر کاردان در مقاله­ای تحت عنوان « مقام و سهم معلم در ساخت جامعه ایران » چنین اظهار داشته است: « زندگی صنعتی در جایگاه شغل معلمی اثرات سویی به جای گذاشته است. شاید سؤال شود که چه اثراتی؟! و چرا؟

زندگی صنعتی سبب شده است که اولاً خانواده دیگر به معنای قدیم وجود نداشته باشد و پدر و مادر هر دو شاغل و مجبور به بیرون رفتن از خانه باشند. و آیا وقتی که مادران از خانه بیرون رفتند و این حرکت ایجاد شد، می­توان گفت ثبات که لازمه­ی تربیت است وجود دارد ؟! چه کسی باید این وظیفه را به عهده بگیرد؟! معلم! از معلم امروز می­خواهیم کارهایی را که خانواده­ی سابق انجام می­داد، انجام بدهد. نقش او پیچیده­تر شده است. معلم باید مواظب یک رقیب دیگر هم باشد و آن این است که افراد خانواده نه تنها شاغل و مشغولند، بلکه در آن ساعاتی هم که با هم زندگی می­کنند با هم نیستند. چشم­ها به تلویزیون دوخته شده است و تبلیغات تکنولوژی آموزشی! اینکه تلویزیون و اصولاً تکنیک­های آموزشی کجا باید قرار بگیرند تا باعث تنزل مقام معلم نباشد» . ( کاردان ، 1356)

از جمله عوامل دیگر، مدارس خصوصی (غیر انتفاعی!) است که معلم را به صورت یک کاسب در آورده است و... و عامل دیگر تربیت معلم است. تربیت معلم به صورت فوری، معلم شش ماهه، معلم یک ساله. سابقاً آموزگار و معلم خود ساخته بود، در جامعه تربیت شده بود، نه در دو سال در دانشسرای مقدماتی و تربیت معلم و ... یکی دیگر مراتبی است که بوجود آمده و جامعه هم به آن صحه گذاشته است؛ آموزگار، دبیر، دبیرراهنمایی، دبیردبیرستان، استاد دانشگاه، مربی دانشگاه و ... و اما آنچه مربوط است به خود معلمان، بی اعتنایی خود آنهاست به شغل معلمی، تحقیر کار خود در نتیجه­ی تلقین­ها.

جایگاه معلم در فرایند یاددهی ـ یادگیری :

کارل مانهایم معتقد است که هر چه میزان مشارکت شاگرد در فرایند یادگیری زیادتر شود « محرک­هایی که یادگیری بر اساس آن صورت می­گیرد، از محدودیت و پاداش خارجی نظیر نمره و جایزه و رتبه­بندی دورتر می­شود و جای خود را به رغبت­های انگیزشی و محرکه می­دهد». منطق تمام این مطالب به زبان ساده آن است که راه­های تربیت و آماده­سازی افراد برای حرفه­ی معلمی و جایگاه معلم نیز باید دگرگون­شود. روش­های تعلیم به معلمان آینده را نمی­توان در سطح « ترفند­های تجاری » نگاه داشت، بلکه باید بر محور نوعی تعلیمات اجتماعی که مستلزم بهبود « نگرشی کلی نسبت به شاگرد » باشد، استوار شد. در این نگرش کلی، پیشرفت عقلانی شاگرد از گسترش افق دید و رغبت­های او بطور کلی و نیز از افزایش آگاهی او و تفاهمش با دیگران کم اهمیت­تر است. لازم است که تعلیم و تربیت در جامعه­ای که به سرعت در حال دگرگونی است، از دگرگونی­ها آگاهی دقیق داشته باشد، اما نباید صرفاً پا به پای آنها حرکت کند. دگرگونی باید ارزشیابی شود و تعلیم و تربیت باید نوآوری صحیح را ترغیب کند و به آن جهت بدهد.

به عقیده­ی وی معلمان باید چنان تربیت شوند که بتوانند مفهوم دگرگونی را بفهمند، به نظر او در شرایط کنونی هیچ گونه تدریسی سالم نیست، مگر آنکه به افراد درباره­ی شرایط کلی زیستی­شان آگاهی بدهد و آنان بتوانند پس از بررسی­های دقیق انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. ما باید معلمان را برای حفظ اصالت، خلاقیت، قبول مسؤولیت و عمل خود به خودی تربیت کنیم. تعلیم و تربیت باید برای تحرک، برای انعطاف­پذیری اندیشه و عمل، و برای تربیت افرادی برخوردار از فرهنگ متعالی عرضه شود تا افراد را به صورتی حساب شده برای
« انطباق با شرایط متغیر اقتصادی و اجتماعی » آماده کند و نیز تعلیم و تربیت باید در تمام عمر ادامه داشته باشد.

 

پایگاه اجتماعی معلم :

معلم در ساخت اجتماعی جامعه در کدام پایگاه جای دارد؟

ماسگروو و تایلور  در بحث جالب خود با عنوان « مشکلات پایگاه و نقش » به شرایط وخیم « پایگاه ناهماهنگ » اشاره می­کنند. این پایگاه هنگامی موجودیت پیدا می­کند که یک نفر در دو یا چند موقعیت ظاهر شود: برای مثال، استاد دانشگاه فاقد مدرک دانشگاهی باشد! گفتن اینکه در پایگاه یک « معلم » چه چیز هماهنگ یا ناهماهنگ است، مشکل می­نماید. قسمت اعظم این امر به نوع مدرسه­ای که در آن تدریس می­کند، به نوع شاگردان وی و به موقعیت مکانی مدرسه بستگی دارد. اگر یک معلم در یک موقعیت ویژه به لهجه­ی خاصی سخن بگوید، ممکن است بتوان او را ناهماهنگ دانست. اما اگر معلم دیگری به جای او باشد، احتمال دارد عنوان مذکور درباره­ی او صدق نکند. بخش اعظم آنچه به تدریس مربوط می­شود، شخصیت فردفرد معلمان و به قول مارتین­بابر « ارتباط امور با تعلیم و تربیت » است.

حرفه­ی معلمی چنان است که در آن راه تحرک عمودی مشخص نیست. به علاوه، در این حرفه بسیاری از افراد تحت فشارهای موقعیتی خود را در شرایطی می بینند که با ویژگی­های آنان مطابقت ندارد. در واقع « با موقعیت عجیبی مواجه می­شویم که در آن افراد برای کسب شغل مترصد گرفتن مدرک تحصیلی نیستند، بلکه چون شغل مذکور را بدست آورده­اند، خواستار گرفتن چنین مدرکی هستند. »

هم چنین عده­ای معلم شاغل هستند که به هیچ وجه ویژگی­های لازم را ندارند و به همین دلیل تحت هیچ شرایطی نمی­توان آنان را با شغلی که دارند « هماهنگ » دانست. بدون شک برخی عوامل شخصیتی و اجتماعی وجود دارند که اغلب برتر و بالاتر از مدارک یا مدارج فرهنگی قرار می­گیرند. ویلسون در تحلیل ارزشمند خود از جایگاه معلم یکی از گفتنی­ترین نکات را درباره­ی حرفه­ی معلمی مطرح می­کند. احتمالاً سخن او هم از نظر کلی و هم اقتصادی سنگین­ترین معیار را برای قضاوت به دست می­دهد.

پزشکان و قضات در نقش­های اجتماعی خود با افراد نابهنجار و منحرف و با کسانی که جرایمی مرتکب شده اند و به کمک کارشناسان نیازمند هستند، سر و کار دارند. معلم با عرضه­ی خدمات اجتماعی اجباری با کلیه­ی اعضای جامعه سروکار دارد و این خدمات با در نظر گرفتن زندگی کلیه­ی کودکان 18-6 ساله فرایندهای بهنجار تلقی می شود. (سرمد، 1373)

بهنجار بودن این امر را به انضمام یک اظهار نظر بلافصل می پذیریم. آنچه توجه همه را به خود جلب می­کند، امور نابهنجار و ضد اجتماعی است و کسانی که با این امور سروکار دارند ممکن است با نظر ناخوشایند یا عدم پذیرش مواجه شوند. تلقی معلمی به عنوان حرفه­ای با ارزش و قابل مقایسه با حرفه­های دیگر مستلزم آن است که افرادی که به این حرفه وارد می­شوند و در آن فعالیت می­کنند، دارای ضوابطی در سطح بالا باشند. به علاوه می­بایست تعداد افراد شاغل در این حرفه بسیار زیاد باشد تا بتوان آن را با شاغلین حرفه­های دیگر مقایسه کرد و حرفه­ی معلمی بتواند از هر لحاظ با حرفه­های دیگر مساوی باشد و به عنوان حرفه­ای درجه­ی دوم تلقی نشود. (سرمد، 1373)

نقش و جایگاه معلم در دوران معاصر:

سخن گفتن از « نقش مشخص معلم » ناممکن است، زیرا در این صورت باید پذیرفت که چیزی به روشنی تعریف شده که کلیه­ی معلمان مدارس را در هر شرایطی می­توان با آن سنجید. ماسگروو و تایلور در تحلیل « شکل دادن نقش معلمان در دوران معاصر» برخی از دگرگونی های حاصل در مفهوم نقش معلم را با توجه به مفاهیم متغیر روش تدریس بررسی کرده اند. در نتیجه­ی برخی از دگرگونی­های اخیر، معلم ممکن است به یک « مدیر صحنه » یا « کارمند ارشد » یا احتمالاً نوعی مددکار اجتماعی تبدیل شود. لکن « نخستین نیاز معلم جدید آن است که تدریس نمی­کند »! زیرا ناچار است خواست های سرپرستانش را در نخستین مراحل آموزشی خود دنبال کند.

احتمالاً روزگاری معلم با خوشحالی می­توانست بگوید که تنها وظیفه­ی او انتقال مجموعه­ی خاصی از دانش به گروه خاصی از شاگردان و آگاهانیدن آنان از مهارت های خاص و احتمالاً از گرایش ها و آرای ویژه است. اما به یمن دگرگونی شرایط اجتماعی و بررسی دقیق­تر فرایند تعلیم و تربیت از طریق رشته های مختلف آن، امروز می­توان جایگاه معلم را به دقت و باریک بینی تمام مشخص کرد. البته ممکن است معلمانی باشند که هنوز هم نقش خود را به همین صورت تعبیر کنند! اما به سختی می توان پذیرفت که اینان نقش خود را با توجه به مجموعه­ی نقش­ها، کیفیت متغیر آن و انتظاراتی که از هر نقش داریم، جدی گرفته باشند.

« ماسگروو » اشاره کرده است که معلمان با بقیه­ی جامعه ارتباط خاص خود را دارند. اینان همچون کشیشان یا روانپزشکان نقش واسطه­ی دو دنیا را دارند و در نتیجه به هیچ یک از این دو دنیا تعلق ندارند. معلم با در نظر گرفتن نقش خود متوجه می شود که بسیاری از مسائل شخصی و تضادهای او از موقعیت ویژه اش ناشی می شود. او ممکن است نوع جامعه­ای را که از او نقش خاصی انتظار دارد یا می خواهد که این نقش را به شاگردان خود منتقل کند، دوست نداشته باشد یا حتی با آن به شدت مخالف باشد. این خواه ناخواه به تضاد ذهنی او می­انجامد. لکن تضادهای دیگر از این واقعیت منبعث می­شود که معلم در مقام یک فرد در زندگی نقش­های متعدد ایفا می­کند ( پدر، صاحب منصب و ... ) از اینرو هر نوع تحلیل نقش معلم نمی­تواند فردیت معلم را نادیده بگیرد. با این حال با توجه به نقش مذکور از فردیت او تنها به صورت کلی می­توان سخن گفت. (سرمد، 1373)

در هر نوع بررسی نقش و جایگاه معلم، با آنچه افراد دیگر از شاگردان گرفته تا والدین و مراجع محلی تعلیم و تربیت از او انتظار دارند، سر و کار نزدیک داریم. این انتظارات، یا هنجارهای نقش ممکن است باری سنگین بر دوش معلم بگذارد که در مواردی برای قبول آن بی­علاقه باشد یا آمادگی نداشته باشد. مسلماً والدین و شاگردان از او انتظار دارند که به مفهوم ساده­ی کلمه تدریس کند. اما در واقع ممکن است خود معلم به تدریس به منزله­ی کوچکترین و کم اهمیت­ترین و یا احتمالاً عمده ترین نقش خود نگاه کند.

در شرایط کنونی تعلیم و تربیت شق اخیر کمتر محتمل است، اما به هر صورت امکان آن وجود دارد. با این حال معلم ممکن است در مقایسه با دیگرانی که در همان مجموعه نقش هستند، به نقش خود با دید متفاوتی بنگرد. او ممکن است خود را مشاور یا راهنمای شاگردانش بداند و همواره برای شنیدن مسائل آنان و اظهار نظر مشورتی در هر جا و هر وقت که لازم بود، مشتاق و آماده باشد. او ممکن است خود را مددکار و دوست آنان، نوعی مددکار اجتماعی آنها بداند. معلم ممکن است در مقام عضو جامعه بپذیرد که نقش او در وهله­ی اول آشنا کردن کودکان با جامعه است، یعنی ممکن است احساس کند که عمده­ترین وظیفه او اجتماعی کردن آنان است. (سرمد، 1373)

جایگاه معلم در نظام آموزشی استرالیا :

در استرالیا برنامه­ی کار آموزی معلمان و کارکنان آموزشی، بسیار سازمان یافته و جدی اجرا می­گردد، بطوریکه معلمان مجازند مدتی را در کارخانه یا واحدهای تولیدی و خدماتی دیگر کار کنند و رابطه­ی استخدامی آنها با آموزش قطع نشود. هم چنین معلمان می توانند تا سه ماه در سال از مأموریت تدریس در مؤسسات آموزشی خارج از کشور استفاده کنند. از جمله برنامه هایی که برای ارتقاء سطح علمی معلمان بکار برده می شود، مبادله­ی معلمان با کشورهای خارجی و یا با ایالت­های دیگر استرالیاست.

در هر ایالت، اتحادیه­ی معلمان وجود دارد که از به هم پیوستن آنها فدراسیون معلمان استرالیا بوجود آمده است. هدف اتحادیه و فدراسیون، ارتقاء شرایط کار و وضع معلمان و دفاع از حقوق آنان است. استخدام معلمان با مدیران یا شورای مدارس است. این معلمان نیز در اتحادیه های ایالتی یا ملی عضویت دارند. این اتحادیه نمایندگی دفاع از حقوق معلمان را در مراجع مختلف بر عهده دارد. کار معلمان تمام وقت است و معلمان باید نزد وزارت آموزش و پرورش ثبت نام کنند. بدون ثبت نام تدریس میسر نمی باشد. کسب صلاحیت برای ثبت نام با گذراندن دوره­های خاص تربیت معلم بدست می­آید. معلمان می­توانند به مشاغل ستادی و کارشناسی منصوب شوند ولی کارشناسان ستادی بدون احراز صلاحیت نمی­توانند به تدریس اشتغــال داشته بـاشند. معلمــان برای مــدارس موفق و ممتــاز از طریق آگهی در جــراید بــرگزیــده می شوند. انتخاب مدیر و معاون مدارس نیز از همین طریق صورت می گیرد.

ارزیابی کار معلمان در هر ایالت از نظام خاص پیروی می کند. تا سال 1970، ارزیابی بر اساس عملکرد معمول بوده است ولی پس از آن منسوخ شده است. (الماسی، 1375)

جایگاه معلم در نظام آموزشی چین :

بالابردن سطح آموزش و اطمینان یافتن از وضعیت عالی فارغ­التحصیلان شغل معلمی هم از نظر سیاسی و هم از نظر مهارت شغلی، از نکات مهم قابل توجه است.بدین صورت که مهارت آنان علاوه برآشنایی تئوری­های تعلیم وتربیت و تدریس،با دانش وعلوم وفرهنگ استوارباشد و در تمامی این جنبه­ها سرآمد باشند.

معلمــان در هفته، یک نصف روز بــرای ادامــه­ی تحصیلات خود وقت اضــافی دارند. آنها برای فارغ التحصیلان خود، امتحان خاصی را قرار داده که معلمان بایستی آن را بگذرانند. معلمان دوره های ابتدایی و راهنمایی با گذراندن دوره­ی مکاتبه ای، دیپلمی دریافت می­کنند که معادل مدرک فارغ­التحصیلی از دانشسرای مقدماتی و کالج تربیت معلم است و تحصیلات تکمیلی آنها با حسن نیت از سوی مقامات مملکت با اهمیت دانسته می شود. (الماسی، 1375)

جایگاه معلم در نظام آموزشی ژاپن:

معلم مهم­ترین و مؤثرترین عامل اجرایی و انسانی نظام آموزش و پرورش محسوب می شود و به عنوان عامل انتقال دهنده­ی ارزش­های فرهنگی، علوم و فنون مختلف به دانش آموزان و حتی شکل دهنده­ی افکار و ایده­آل­های آنان تلقی می­گردد. از این رو آموزش و پرورش ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با معلم و کارآیی او دارد. (عبدی، 1374)

به منظور بالا بردن سطح استاندارد آموزش و پرورش و جذب معلمان و استادان متخصص و مجرب دردوره های مختلف تحصیلی، خصوصاً درمؤسسات آموزش عالی در سال 1974 وزارت آموزش و پرورش بنا به توصیه­ی شورای مـرکزی آمـوزش و پـرورش تصمیم گـرفته شد کـه میـزان حقوق و مزایای کادر آموزشی مدارس دولتی در شرایط مساوی از نظر تحصیلات از سایر کارکنان اداری بیشتر شود و دوره­های ضمن- خدمت و تخصصی برای بالا بردن صلاحیت­های علمی و شغلی آنان دایر گردد.

حقوق معلمان مدارس دولتی بر اساس دو عامل تحصیلات و مدت خدمت مشخص می­گردد. علاوه بر حقوق ماهیانه کلیه­ی معلمان از کمک­های غیر نقدی، کمک به عائله و سایر کمک­ها بهره می­گیرند. از آنجائی که هیچ تغییر مطلوبی در نهاد آموزش و پرورش صورت نخواهد گرفت، مگر آنکه معلمانی شایسته و مستعد برای آن تربیت شود، لذا اخیراً شورای مرکزی آموزش و پرورش ژاپن با توجه به این اصل و در  جهت بهبود کیفیت تربیت معلمان و شرایط شغلی و رفاهی آنان پیشنهادهائی را ارائه داده و در راه تحقق عملی آن پیگیری­های لازم را مبذول داشته است.

اهم این پیشنهادها عبارتند از:

1. فراهم­سازی تسهیلات بیشتر و شرایط بهتر برای آموزش معلمان دوره­ی ابتدایی و مؤسسات آموزش عالی.

2. به منظور انتخاب معلمان واجد شرایط از بین داوطلبان یک دوره­ی یکساله­ی آزمایشی برای معلمان جدید الاستخدام که توسط مسؤولان، به گونه ای خردمندانه سازمان یافته باشد، در نظر گرفته می شود.

3. تأسیس مؤسساتی در ردیف مدارس عالی آموزشی جهت آموزش های ضمن خدمت معلمان و مطالعات پیشرفته در زمینه­ی آموزش و پرورش.

4. بالا بردن معیارهای گزینش برای انتخاب دبیران شایسته تر برای خدمت در مدارس متوسطه.

5. حقوق معلمان با توجه به کاری که انجام می دهند، باید در سطح بالاتری نسبت به حقوق کارکنان سایر مشاغل باشد. زیرا توجه به این اصل باعث می­گردد افراد زبده­تر و صالح­تری را جذب حرفه­ی معلمی نمود.

6. اتحادیه های صنفی معلمان باید در بالا بردن دانش و توانائی­های علمی معلمان کوشا باشند و در جهت بالا بردن سطح معلومات و مهارت های آموزشی آنان از هیچ کوششی دریغ ننمایند.

و اما در ارتباط با جایگاه زنان معلم در ژاپن، به رغم اینکه این کشور، کشوری توسعه یافته است، اما هنوز نابرابری هایی میان زنان و مردان دیده می شود. البته وضع و موقعیت زنان پس از جنگ جهانی دوم در این کشور بهبود بسیار یافت. امروزه زنان ژاپنی نقشی عمده در آموزش و پرورش بویژه آموزش های پیش دبستانی و دبستانی ایفا می­کنند. بر طبق آمارهای موجود 9/93 درصد از مربیان کودکستان ها و4/60 درصد از معلمان مدارس ابتدایی را زنان تشکیل می­دهند.
 4/38 درصد در دوره­ی اول و 8/21 درصد از آنان در دوره­ی دوم متوسطه مشغول به کار می­باشند. در کشور ما بر طبق آمارهای موجود 7/99 درصد از زنان معلم در دوره های آمادگی و 9/44درصد در دوره­ی راهنمایی و41درصد در دوره متوسطه به کار اشتغال دارند. (عبدی، 1374)

جایگاه معلم در نظام آموزشی روسیه :

در نظام آموزشی روسیه (شوروی سابق) قریب به شش میلیون نفر به امر آموزش و پرورش در سطوح مختلف تحصیلی اشتغال دارند که در مقام مقایسه با اوایل انقلاب که رقم 260 هزار معلم بوده است، رشد قابل ملاحظه­ای طی این مدت که نتیجه­ی گسترش روز افزون مراکز آموزشی است، نشان می دهد. هر جمهوری، مراکز تربیت معلم مخصوص خود را دارا می باشد.

در اوایل انقلاب خدمات معلمان بعنوان روشنفکران جامعه، که گروه کثیری از مردم از پیر و جوان در تماس مستمر با آنان بودند، مورد تردید قرار داشت و این ذهنیت که معلمان در خدمت مقاصد سیاسی و اجتماعی نظام قبلی روسیه بوده و نمی­توانند به نظام جدید وفادار باشند، به نحو روز افزونی قوت می گرفت.

از میان سخنرانی­ها و شعارها در زمینه­ی گرامی داشت جایگاه معلم، می توان نظر دولت را در روزنامه­ی « پراودا » در دسامبر 1954 که نشانگر توجه و تغییر نگرش مقامات دولتی در زمینه­ی اعتبار- بخشی به جایگاه معلمان است، نام برد. لئونید برژنف، دبیر کل سابق کمیته­ی مرکزی حزب کمونیست به مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس روزنامه معلم از معلمان چنین تقدیر کرد:

« معلمان، مفاخر جامعه­ی شوروی هستند و به خاطر خدمات بی دریغ در راه آموزش عمومی، به خاطر ایثارگری­های آنان و استقامت و قناعت اخلاقی­شان و علاقه مندی و عشق به کودکان سزاوار صمیمانه­ترین احترامات اند. »

امروزه معلمان از احساسات احترام آمیز بیشتر برخوردار هستند. هزاران معلم به عضویت شوراهای محلی در آمده اند.به معلمان بخاطر دستاوردهایشان در زمینه­ی آموزش و پرورش مدال های افتخار و مدال هایی که نام پراگوژیست ها و مربیان بزرگ تعلیم و تربیت روسیه بر آن نقش بسته است اعطاء می شود.

علاوه بر این، دولت با اهداء بورس­های تحصیلی، افزایش حقوق و مزایای معلمان و انتصاب معلمان مجرب در پست های مدیریت از جمله رؤسای ادارات آموزش و پرورش، ریاست فرهنگستان علوم و حتی احراز مقام وزارت آموزش و پرورش توانسته است دل­جوئی های لازم را از معلمان بعمل آورد. همه ساله نخستین یکشنبه­ی اکتبر به نام « روز معلم » نامیده می شود و از مقام معلم در این روز تجلیل می شود. ارتقاء سطح تحصیلی معلمان نیز به نوبه­ی خود شأن و مقام علمی آنان را در نزد دانش­آموزان و اولیاء آنان افزوده است.(آقازاده ، 1369)

جایگاه معلم در نظام آموزشی آمریکا :

تمام معلمان آمریکا در همه­ی مقاطع تحصیلی باید تحصیلات عالیه داشته باشند. به همین منظور اغلب دانشگاه­ها دارای بخش ها، مؤسسات و کالج های تعلیم و تربیت هستند. در همه­ی ایالت ها پس از پایان دوره­ی تحصیل، زمانی برای تدریس تمام وقت دانشجو معلمی در مدارس در نظر گرفته شده است، که آنها تحت سرپرستی و نظارت یک معلم مجرب به فعالیت می پردازند.

طول مدت این تدریس تمام وقت دانشجو معلمان در ایالت های مختلف متفاوت است. پس از طی این دوره­ی علمی، معلمان به وسیله­ی اداره­های آموزش و پرورش ارزیابی می شوند و گواهی کاربردی آنها صادر می­شود. این گواهی ها از نظر درجه­ی اعتبار، ارزش های متفاوتی دارند و سه نوع رایج آنها عبارت هستند از: معلم دائمی، آزمایشی و موقت. در برخی از ایالت ها، گواهی نامه های گوناگون دیگری نیز صادر می شوند.

خلاصه و پیشنهادها :

((تحقيقات فلوزي نشان داد كه معلمان هر چقدر بيشتر احساس كنند كه به حرفه آنها اهميت داده مي شود، روحيه بهتري پيدا مي كنند و هرچه روحيه معلم بالاتر باشد، جو رواني و اجتماعي كلاس مثبت تر و بارزتر مي شود و اين دو عامل در مجموع سبب مشاركت دانش آموزان در كلاس و ايجاد رابطه مثبت و صميمي ميان آنان و در نهايت به انجام تكاليف و تلاش بيشتر منجر مي شود.))(دهقان،1995)

- گسترش امر آموزش و پرورش قبل از هر چیز به مجریانی آگاه و آزموده نیاز دارد که با فرهنگ و تمدن ایران و نیز با مقتضیات عصر حاضر و نیازهای حال و آینده­ی کشور آشنایی کافی داشته باشند. معلمان مهم­ترین و بزرگترین بازیگران صحنه­ی تعلیم و تربیت هستند. بازیگرانی که کار آنها تربیت انسان­های با فضیلت است و این وظیفه ای است که با هیچ حساب مادی و سنجش مالی قابل مقایسه نیست و هر چه در این رابطه سرمایه گذاری شود، نتایج بهتری به بار خواهد داد.

- امروزه حدود مسؤولیت­های معلم و مدرسه افزایش یافته و حتی تربیت اجتماعی و تخصصی کودکان و نوجوانان که باید متناسب مقتضیات و شرایط زندگی جدید باشد، به آنها محول گردیده است و هم چنین لازم است معلم، محیط اجتماعی، روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه­ی خود را به خوبی بشناسد.

- بالا بردن منزلت اجتماعی و بیان ارزش واقعی معلم در جامعه به وسیله­ی رسانه های گروهی باعث خواهد شد که او بتواند در امر آموزش و پرورش، انتقال ارزش­ها و کمک به رشد فراگیر بطور مؤثرتری عمل کند. احترام به شخصیت معلم باعث می شود که او از نفوذ معنوی بیشتری در میان فراگیران برخوردار شود و در نتیجه انتقال ارزش ها بهتر و راحت­تر صورت گیرد.

- معلمان باید برای ایفای نقشی که بر نوآوری و پیشگامی آنان در توسعه­ی تحول صحیح تعلیم و تربیت دلالت دارد، تربیت شوند. کسی که برای معلم شدن آموزش می بیند باید چنان تربیت شود که نه فقط با دگرگونی­ها هماهنگ شود، بلکه برای تحلیل و انتقاد از روش و محتوی و آزمایش تجربی آنها شهامت لازم را داشته باشد.

- علاوه بر این لازم است که افراد شایسته و علاقمند به حرفه­ی معلمی بیشتر جذب شوند. برای رسیدن به این هدف و اعتلاء جایگاه معلم در جامعه، ضروری است که شرایط استخدامی معلم مورد تجدید نظر قرار گیرد و مقررات خاصی برای آن وضع شود تا جوانان علاقمند و مسؤولیت پذیر جذب این حرفه شوند. افزایش حقوق و مزایای معلمان نیز از جمله عواملی است که باعث خواهد

شد تا آنها با فراغت خاطر بیشتری به امور آموزشی و تدریس بپردازند و برای تأمین معاش خود مجبور به انجام کارهای دیگر نشوند.

- و در نهایت این معلمان ما هستند که در راه بدست آوردن جایگاه واقعی خود بایستی پاسخ درست و روشنی برای سؤالات زیر داشته باشند:

- قوت ها و قابلیت های آنان کدامند؟

- ضعف هایشان کدامند؟

- می خواهند چه نوع معلمی باشند؟

- موفقیت هایشان چگونه، به وسیله چه کسی و کی اندازه گیری شود؟

- و برای رسیدن به این موفقیت ها و رفع ضعف ها چگونه طرح و برنامه ریزی می کنند؟

هر چند درسال هاي اخير تلاش هاي زيادي براي اين مورد انجام گرفته است كه از جمله به شرح زير است:

1-ارتقاء نقش معلم در حد استادي نه معلمي صرف

2-پوشش بيمه هاي طلايي فرهنگيان در خصوص درمان آنها

3-اهداء وام هاي بانكي كم بهره

4-افزايش حقوق معلمان

5-توجه به  افراد فاقد مسكن

كه اميد است در آينده موجب ارتقاء پايگاه اجتماعي معلمان شود و اين ايده كه معلملان مانند اساتيد محترم دانشگاه بعنوان كارمند محاسبه نگردند، و در حد اساتيد دانشگاه‌  ارتقاء پايگاه اجتماعي يابند، بسياري از مشكلات آنها رفع خواهد شد.و همچنين ارتقاء سطح علمي معلمان از طريق آموزش هاي آكادميك باعث ارتقا موقعيت وپايگاه اجنماعي آنها خواهدشد.

           

 

 

 

                                                      

منــابع :

          . جباری، محمدرضا. مبانی برنامه ریزی درسی.انتشارات كرمانشاه،1379

          .    علی بن ابیطالب (ع) . نهج البلاغه. ترجمه محمددشتی.قم: موسسه تحقیقاتی امیر المومنین (ع).1383.

. آقازاده، احمد (1369). آموزش و پرورش تطبیقی. تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.

. الماسی، علی محمد (1375). آموزش و پرورش تطبیقی. تهران: رشد.

. افتخارزاده، سیدجلال الدین (1351). نقش معلم در تمدن جهان. تهران: تصویر.

. افروز، غلامعلی (1376). « جایگاه معلم در جامعه ایران اسلامی 1400». ماهنامه پیوند، شماره 211.

. صافی، احمد (1376). سیمای معلم. تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

. عیدری عبدی، احمد (1384). « نظام تربیت معلم در ژاپن و مقایسه آن با نظام تربیت معلم ایران»(؟) شماره 3 و 4.

. کاردان، علی محمد (1356). « مقام و سهم معلم در ساخت جامعه ایران ». ماهنامه آموزش و پرورش، شماره 1.

. موریش، ایور (1373). درآمدی به جامعه شناسی تعلیم و تربیت. ترجمه غلامعلی سرمد. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

. مظاهری، حسین (1371). ویژگی های معلم خوب. قم: تربیت معلم آیت الله طالقانی.

. مندی، چارلز‌(1374). عصر سنت گریزی. ترجمه عباس مخبر.خرمشهر : طرح نو.

          .آقازاده، احمد،فصلنامه پژوهش در مسايل تعليم وتربيت،شماره3،بهار 1371

         .چلپي،مسعود،جامعه شناسي آ.پ(جزوه درسي) دانشگاه شهيد بهشتي تهران،1371

         .دهقان،داريوش(مترجم)،گزارش همايش بين المللي بانكوك1995(مقاله)
 
  • یکشنبه دوم بهمن 1390 - 9:21
  • دسته بندی :
  • نویسنده:

فرآیندهای مدیریتی:

ترقی هر جامعه ای در گرو نوع وچگونگی فعالیتی است که در مدارس انجام می گیرد واثر مدیریت بعنوان رهبر آموزشی در مدرسه را نمی توان نادیده گرفت. بسیاری ازعوامل ازقبیل ایجاد انگیزه در معلمان وشاگردان ، ایجاد روحیه ی لازم برای ادامه ی همکاری در امرتعلیم وتربیت ، ایجاد ایجادنظم ورعایت حقوق افراد، جلب نظر والدین ، تصمیم گیری ،برنامه ریزی ، تشویق وتنبیه ،نظارت وکنترل ، ارزشیابی وپاداش را می توان از نقش های اساسی مدیریت آموزشی نام برد، که مدیر با اعمال نفوذ خود می تواند آنها را به بهترین شکل سازماندهی وباعث رونق آموزش وپرورش شود و بالعکس آن نیز صدق می کند.

(( اگر تعلیم تربیت امری ظریف وپراهمیت است واگرمدرسه باید باهمه ابعادوجودی ووظیفه ای خود باچند صد دانش آموز ،معلم وکارگزار به این امر مهم وحیاتی بپردازد،وجود فردی بعنوان ناظر، هماهنگ کننده ، راهبر ومدیر ضرورت دارد.مدیر آموزشی  مانند مکانیسین وطبیبی است که با مشاهده علائم خرابی ویا بیماری پی بعلت آن می بردوفورا برای تعمیر یا بهبود آن دست بعمل می زند .))4

مدیریت آموزشی عبارت است از:(( فرآیندی است اجتماعی که با بکارگیری مهارت های علمی ، فنی وهنری کلیه ی نیروهای انسانی ومادی را سازماندهی وهماهنگ نموده وبا فراهم آوردن زمینه های انگیزش ورشد با تامین نیازهایمنطقی ،فردی وگروهی معلمان ،دانش آموزان وکارکنان بطور صرفه جویانه به هدف های تعلیم وتربیت برسد.))1

توانایی های مدیریت ورهبری آموزشی :

توانایی های عمومی :

(( منظور از توانایی عمومی ؛ آن دسته از توانایی هایی است که هر فرد عادی باید برای ادامه ی زندگی معمولی وهمراه با سعادت نسبی خود داشته باشد.که شامل سلامت جسمانی که ازدوجنبه یکی سلامتی جسمی که مترادف با بیمار نبودن می باشدودیگر قوی بنیه وخوش اندام بودن مدیر می باشد.سلامت روانی- سلامت عاطفی(عواطف معمولا به موضوعاتی مانند پذیرش عکس العمل ،علائق،انگیزه ها،خشم ،ترس ،امید ،یاس ، غم ،شادی وعشق برمی گرددوعواطف سازنده ی زندگی است وعاطفه نمک رفتار است .)-سلامتی عقلی – ایمان(که شامل ایمان توحیدی یعنی اعتقاد به خدای یگانه ،ایمان تشکیلاتی یعنی اعتقاد فردبه فلسفه ورسالت سازمانی که درآن کار می کند. ) -تقوی وتعهد.))2

توانایی های بلوغی :

1- دانش : که دارای دو نوع دانش برای مدیران است که یکی دانش عمومی که شامل اطلاعاتی در مورد تعلیم وتربیت ،روانشناسی عمومی وتربیتی ،و.. است ونوع دیگر دانش تخصصی است که شامل مهارت های فنی – ادراکی وانسانی است.))3

وظایف اساسی مدیریت آموزشی :

 (( 1- تصمیم گیری : عد ه ی زیادی از صاحبنظران تصمیم گیری از پراهمیت ترین وظایف مدیریت دانسته اند .گریفیتس عقیده داردد که تصمیم گیری عصاره یا چکیده ی شغل مدیریت است . سایمون که نظریات پرارزشی در رابطه با تصمیم گیری دارد ؛مدیریت را برابر با فرایند تصمیم گیری می داند .صاحبنظران مختلف تعاریف متنوعی از تصمیم گیری ارائه داده اند که به سه نمونه آن اشاره می کنیم .بارنارد تصمیم گیری را فراگردی ناشی از سنجش ،محاسبه واندیشیدن که منجربه عمل می شود تعریف می کند. پیتر دراکر معتقد است که تصمیم گیری نوعی داوری است که از میان چند راه یک راه برگزیده می شود واز نظر دکتر میرکمالی تصمیم گیری فرایند انتخاب بهترین راه حل ممکن ازمیان راه حلهای موجود برای یک مساله است .صاحبنظران معتقدند که در سازمانهای آموزشی که هیات آموزش از نظر حرفه ای در سطح بالایی قرار دارند باید آنها رادرتصمیم گیری ها مشارکت داد..بهعقیده ی پژوهشگران مناسبترین سبک برای کارکردن با اعضای آموزشی با تجربه سبک مدیریت مشارکت جویانه است .علاوه برکادر آموزش اولیاء ودانش آموزان در تصمیم گیری مهم هستند.))4

2- برنامه ریزی:((بعضی از صاحبنظران طرح ریزی و برنامه ریزی را به جای هم بکار برده اند یا مشابه به هم گفته اندوبعضی برنامه ریزی را مرحله یبعد از طرح ریزی که در واقع مرحله ی تکمیلی آن است ذکر کرده اند . برنامه ریزی در تمام طبقات سازمان  صورت می گیرد . ولی مدیران رده های بالا و عالی سازمان به لحاظ موقعیت ونگرش همه جانبه ای که نسبت به سازمان دارند باید وقت بیشتری را به برنامه ریزی اختصاص دهند..دربرنامه ریزی سیستماتیک مدیران آموزشی نقش یک استراتیژیست را ایفا می کنند. انتخاب هدف ، تعیین خط مشی ، تنظیم برنامه ، تهیه برنامه ،

تنظیم مراحل اجرای کار وروشهای وصول به هدف یا اهداف سازمان ازموارد اساسی است که باید در برنامه ریزی مورد توجه باشد.اگر برنامه ریزی درست و واقع بینانه انجام گیرد مدیران را قادر می سازد تا به شناخت نیروهای موثر

وپیش بینی های لازم امکان تحقق اهداف سازمان را فراهم سازند.

3-سازماندهی :وظیفه ی مهم دیگر مدیران را سازمان دادن می دانند .که چارچوب فعالیتهای کارکنان را با مشخص نمودن اختیارات ومسئولیت ها وروابط با یکدیگر تعیین می کنند . معمولا طرح سازماندهی توسط مدیران عالی و اجرای آن از طریق مدیران اجرایی می باشد . در سازماندهی میران آموزشی به تقسیم کار وطبقه بندی وظایف وتشریح اختیارات ومسئولیت های مربوط به شغل توجه دارند. سازماندهی در اصل یعنی هماهنگی عقلایی فعالیت های عده ای از افرادبرای حصول اهداف مشترک سازمان از طریق سلسله مراتب اختیارات ومسئولیت ها وتقسیم کار تعریف شده است . اگر سازماندهی بدرستی انجام شود باعث می شود که کاربصورت گروهی انجام شود –مسئول هر گروه مشخص می شود –هر فرد بنا به صلاحیت خود در جای مناسب خود می باشد – تقسیم کار بخوبی صورت می گیرد – در کارها نظم وانضباط ایجادمی شود – ارتباط افراد در چارچوب سلسله مراتب اختیارات مشخص می گردد- در زمان صرفه جویی

 می شود – امکانات مادی وکوشش ها ومسائل نیروی انسانی بکار گرفته می شود- کارایی سازمان وتحقق اهداف آن بیشتر ومیسر می گردد.

4-رهبری یا هدایت سازمان: منظور از رهبری یا هدایت سازمان ایجاد انگیزه ها وفراهم کردن شرایط واسباب وبهره وری از روش هایی است که امور سازمان یا موسسه ی آموزشی بوسیله ی دیگران انجام گرفته ،تا اهداف هر سازمان آموزشی تحقق یابد.در واقع مدیران با استفاده از قدرت واختیاراتی که دارند واتخاذ تدابیر لازم هدایت جریان فعالیتهای افراد را برعهده دارند.بایستی توجه داشت که رهبری به معنی تاثیر واثرگذاری برروی دیگران است .

5- هماهنگی:اهمیت هماهنگی در اداره امور سازمان های مختلف بویژه سازمانهای آموزشی به اندازه ای است که بعضی از صاحبنظران مدیریت آنرا اساسی ترین وظیفه ی مدیران می دانند . هماهنگی عبارت است از همسو وهم جهت کردن وظایف و فعالیتهای واحدهای مختلف هر سازمان در جهت رسیدن به اهداف آن سازمان است .با استفاده یا ایفای این وظیفه مدیران اموزشی می تواننداز دوباره کاری ، اتلاف وقت وامکانات جلوگیری کنند.

6- نظارت وارزشیابی :نظارت را به مفهوم مقایسه وعملیات انجام شده با معیارهای تعیین شده در هر سازمان گفته اند از این طریق بتوان به اقدامات اصلاحی وبموقع برای جلوگیری از اشتباهات و انحرافات دست زد.ارزشیابی یک امر مستمر ومداوم است که باید مدیران در رده های مختلف سازمانی همواره از آن بهره گیرند.واز این طریق انحرافات را اصلاح کنند . ارزشیابی می تواند خود مرحله ی آخر مراحل مدیریتی تلقی شود وهم به لحاظ اثر بخشی آن آغازی برفعالیتها باشد. اعمال وظیفه ی مهم کنترل وارزشیابی در مدیریت بویژه مدیریت آموزشی موجب می شود که مدیران آموزشی نقاط قوت وضعف مراحل مختلف مدیریت را مشخص نموده ومداومت فعایتهای سازمان را در جهت اهداف مورد نظر میسر سازد. ))1

با توجه به مطالب ذکر شده متاسفانه مدیریت در نظام آموزشی ما علمی نشده است وبسیاری از مدیران ما رشته های غیر مدیریتی هستند ودر بسیاری موارد به وظایف خود آشنا نیستند .وشاید به جرات بتوان گفت درآموزش وپرورش ایران هنوز نقش مدیریت آموزشی وتاثیر او بر روند آموزش وپرورش مورد تردید است ومدیر بعنوان نماینده اداره و

مسئول کنترل جریانات قانونی مدرسه است نه بعنوان رهبر آموزشی واثر گذار در دیگران وفعالیت های تعلیم وتربیت.

بخش دوم :

نقش مهر ورزی ومحبت در فرآیندهای آموزش وپرورش :

مقدمه :

تعریف دو واژ ه ی مهرورزی ومحبت :

مهر ورزی:( محبت داشتن ، اظهار علاقه کردن.)2

محبت:(( دوست داشتن ،دوستی ، وآن عبارت است ازاتهاج شی ء یا از شی عمو افق ، اعم از آنکه عقلی باشد یا حسی ، حقیقی باشد یا ظنی ویا عبارت است از غلیان دل در مقام اشتیاق بلقاء محبوب.رودباری می گوید : (محبت عبارت است از موافقت.جنید گوید : ( محبت میل قلب است ومحبت صفتی است که میان مخلوقات ومیان بنده حق تعالی می باشد.)3

مهرورزی ومحبت از خصایص انسانی است که انسان آن را بطور فطری دارا است . و در طول دوران زندگی خود هم آنها را تجربه می کند وهم نیاز به آنها دارد . (( در سلسله نیازهای انسان در نظریه ی مازلوطبقه ی سوم آن عبارت است از نیازهای مربوط به محبت ،عشق وتعلق ))4پس برای انسان محبت ومهرورزیدن یک نیاز محسوب می شود وبدون برآورده کردن آن نمی تواند ، نمی تواند در جهت سعادت خود یعنی رسیدن به قرب الهی گام بردارد.

همانگونه که قبلا نیز ذکر شد ، انسان در ابتدا از خانواده بسیاری ازاعمال ورفتارها را فرا می گیرد وسپس وارد جامعه

می شود . بعد از خانواده مدرسه بعنوان خانه ی دوم بچه ها می تواند نقش بسیار مهمی در رشدو آموزش دانش اموز بر جای بگذارد . بچه در کانون گرم خانواده هرچند کم وزیاد مهرومحبت راچشیده ومی چشد وبا ورود به مرسه در ابتدای امر دچار اضطراب می گردد . مدرسه نیز باید این خلع را پر نماید زیراکه بچه ها در هر حال نیاز به مهر ومحبت دارند وحتی برای انجام سخت ترین کارها در صورت دیدن محبت آماده هستند.

 در مبانی ده گانه ی آموزش وپرورش به این اصل مهم نیز اشاره شده است و یکی از این مبانی تحت همین عنوان

است وآن عبارت است از :((مبانی تقدم رحمت ومحبت وامیدواری برخشونت وبی مهری وناامیدی که یعنی : در اسلام معاشرت و برخورد افراد با یکدیگر بر رحمت ومحبت است .همچنین در اسلام امیدواربودن به رحمت واسعه ای خدا واجب وناامیدی از آن حرام است . رعایت این اصل دربرنامه ریزی ؛ تهیه ی کتب درسی ، دررفتار معلم ومربی با دانش آموزان تاثیر تمام می گذارد .برخوردها،آمیخته با مهر محبت ورحمت می شود وتنبیه ونکوهش از میان می رود .))1

مهر ومحبت براساس ادیان:

 مهرورزی ومحبت همزاد با انسانها ست ونمی توان برای آن تاریخی ازگذشته بیان کرد .تمام ادیان الهی بر آن تاکید نموده اندو حتی ادیان دروغین نیز آن را مورد استفاده قرار داده اند .

آیین مهر پرستی :(( که براساس دستورات تربیتی خود مبنای آن بر وفای بعهد، خصومت با دروغگویان ومهرومحبت به یکدیگر بنا نهده شده است .))2

آیین زرتشت: بسیار یاز رسومات ایرانی از زرتشت به ما به ارث رسیده است وبسیاری از آنه بر محبت ودوستی تاکید داشته است از جمله : دلجویی از اقوام مرده ها ، مراسمات خاص عروسی وبخصوص آیین عید نوروز که جلوه ای از ابراز مهر ومحبت به یکدیگر است .

آیین مسیحیت : ((حضرت عیسی (ع) به پیروان خود توصیه می کرد ؛که بین نسبت واعمالشان وحدت برقرار نمایند ، مسائل اخلاقی را مقدم براعمال ظاهری وتشریفات دست وپاگیر بدانند، روح امیدواری وتلاش را درهمه ی فعالیتها ووظایف ومسئولیت های خود فراموش نکنند ، به آنچه ایمان دارند عمل کنند . محبت را اساس مناسبات خود قرار دهند.

ولی علیرغم مهر ومحبت وشفقتی که حضرت عیسی (ع) توصیه کرده است ، بسیاری از پیروانش مظهر کامل ظلم وستم وگمراهی وانتقام می باشند.))3

دین کنفوسیوس :(لائوتان از کنفوسیوس پرسید منظور شما از نیکوکاری ودرستی چیست ؟ او گفت : منظور اینست که در عمیق ترین باطن قلب خود نسبت به همه چیز محبت روا داریم ،همه ی مردمان را دوست بداریم وسخت از افکار خودخواهانه بپرهیزیم .ماهیت نیکوکاری ودرستی در جایی که محبت باشد ،جایی نیست

دین تائو (کان ینگ یین ): با همه به مدارا وحسن سلوک ومحبت رفتار کن .

رساله ی اول یوحنای رسول باب چهارم : ای حبیبان یک دیگر را محبت بنمائیم ،زیرا که محبت از خداست وهر که محبت می نماید از خدا مولود شده است وخدا را می شناسد وکسی که محبت نمی نماید خدا را نمی شناسد زیرا خدا محبت است .)4

  اسلام دین محبت :

اسلام از همان ابتدا با مهر ومحبت آغاز شد .پیامبر اسلام (ص) خود نمونه بارز ازمهرورزی ومحبت به دیگران بود . وروایات فراوانی نیز در این مورد موجود است که اثبات می کند که پیامبر برای مردم بسیار رئوف ومهربان بوده است . وشاید با جرات بتوان گفت که عامل مهرورزی ومحبت پیامقبر باعث جذب تعاد زیادی از مردم به اسلام بوده است.

تمام  سوره های شریفه ی قرآن کریم بجز توبه با (بسم الله الرحمن الرحیم ) شروع شده است که این عبارت زیبای قرآن کریم دال بر مهربانی وبخشنده بودن ،خالق انسانهاست .واین رحمت واسعه ای الهی شامل تمامی موجودات می گردد.

(( پیامبر اسلام (ص) در روایتی مردم را برای حل مشکلاتشان به سوی آراستگان وبه مهر ومحبت راهنمایی می کند ومی فرمایند:نیازمندی ها وحوئج خود را در میان امت من از آرستگان به مهر ومحبت بخواهید تا به رزق و روزی دست یابید وکامیاب ورستگار شوید ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : مهر ورحمت من درمیان بندگانم نزد آراستگان به مهر ومحبت است. ))5

پیامبر گرامی تاکید فراوانی برمهرورزیدن به کودکان ودوست داشتن آنها داشت ومی فرمود :(کودکان را دوست بدارید وبا آنها رحیم ومهربان باشید .)

مهرورز ی در سیره ی امیرالمومنین :

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه در خطبه ی23چنین می فرماید :((مبادا ازبستگان تهیدست خود روبرگردانی وازآنان چیزی را دریغ کنید....وکسی که بال وپر محبت رابگستراند ، دوستی خویشاوندانش تداوم خواهد یافت. ))1

  (( سیره ی حکومتی امیر المومنین (ع)کلید تحقق اصول چهارگانه دولت جدید کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با نهدینه نمودن سیره ی حکومتی پیامبر و حضرت علی خواهند توانست ،تحقق بخش حکومت دینی واهداف وآرمانهای

مقدس نظام باشند .که این اصول که براساس مهرورزی است شامل موارد زیر است :

الف – مهرورزی با مهربانی ، محبت ولطف قلبی : (( واشعر قلبک الرحمه للرعیه واللطف بهم .))

(دلت را با مهربانی ومحبت ولطف واحسان نسبت به مردم بپوشان .)

اشعار به معنای پوشاندن وشعار به معنی زیر پیراهن اسات وکنایه از این است که رحمت ومحبت ولطف تو نسبت به مردم ظاهری وبراساس منافع ومصالح نباشد،بلکه باید قلبی باشد وهمه جان توآکنده از مهربانی ومحبت ولطف نسبت به آنها باشد ونگذاری در دل تو ذره ای خشونت ، بغض ویا بی لطفی نسبت به آنها وجود داشته باشد.

ب) امانت دانستن پست ومقام اساس مهرورزی است .

مراتب محبت :

(( مراتب نه گانه ی محبت آلوسی در تفسیر روح المعانی ازکتاب اسرارالبلاغه را اینچنین ذکر کرده است : نخستین ماتب محبت همان (هوی) به معنی تمایل است ،سپس (علاقه) یعنی محبتی که ملازم قلب است وبعد آن ،(مکلف ) به معنی شدت محبت وسپس (عشق) وبعد آن (شعف) یعنی حالتی که قلب در آتش عشق می سوزد وازاین سوزش احساس لذت وبعد از آن (لوعه ) وسپس (شعف ) یعنی که مرحله ای که عشق به تمام زوایای دل نفوذ می کند وسپس (تولد)وآن مرحله ای است که عشق عقل انسان را می رباید وآخرین مرحله (هیوم ) است وآن مرحله ی بی قراری مطلق است که شخص عاشق را بی اختیار به هر سو می کشاند.))2

محبت ومهرورزی ازدیدگاه واندیشمندان :

(( امام خمینی (ره ) محبت را بردونوع می داند .محبت نوع اول؛ محبت به دنیا است واین محبت نتیجه ی ودو قوه ی (شهویه )و ( التذاذیه ) است. وی محبت به دنیا را مانند آب دریا تشبیه می کند که هر چه انسان تشنه ،ازآن بنوشد ،تشنه تر می شود وتا مایه هلاکت وی شود.نوع دوم محبت ،محبت الهی است که این محبت به پاکان وخالصان ارزانی می شود.

کنفوسیوس : یک جوان هنگامیکه  در خانه است باید نسبت به پدر ومادر ودر خارج نسبت به بزرگتران با محبت واحترام باشد، بایستی مشتاق ودرستکار باشد ، بایستی محبت او نسبت به همه جوشان بوده ودوستی  نیکو رادر خود پرورش دهد.

چارلز داروین : بزرگترین کمال که موجودات جاندار در سیر تحولی وتکاملی به آن رسیده اند پدید آمدن عواطف واحساسات قلبی است ، که در انسان بوجود آمده است وانسان اگر می خواهد حیوان نباشد باید رحم ومروت وکرم وشجاعت ونوع پرستی وخیر خواهی را در خود بپرورد .))3

حال که با محبت ومهرورزی ومبانی آن از دیدگاههای مختلف آشنا شدیم ؛حال می خواهیم نقش وتاثی رگذاری آنرا در فرآیندهای آموزش وپرورش ایران بررسی کنیم :

نقش وتاثیر عامل مهرورزی ومحبت  در تعیین ارزشها واهداف تعلیم وتربیت ایران :

همانطورکه قبلا اشاره شد ارزشها واهداف تعلیم وتربیت ایران برگرفته از فلسفه ی اسلامی و فرهنگ ایرانی –اسلامی است .وهمچنانکه اشاره شد این اهداف وارزشها هرکدام به نوبه ی خود برگرفته از فطرت پاک انسانی است .

(( مبانی تعلیم وتربیت اسلامی همگی برمبنای انسان بنا شده است .که این مبانی عبارتند از:

1- مبنای فطرت: که اشاره به انسان خداگرای ،دارای استعدادشناخت، حقیقت جو ، فضیلت خواه و..دارد.

2-مبنای کرمت ذاتی انسان : تکریم ووجب التکریم بودن انسان است .

3- مبنای اختیار وآزادی : که براساس تکلیف یپذیری انسان است .

4- مبنای مسئولیت انسان : یعنی برای عمل خود مسئول است .

5- مبنای ابعاد وجودی انسان : یعنی انسان مرکب از نفس وبدن است .

6- مبنای اجتماعی بودن انسان : یعنی انسان شخصیتش در اجتماع شکوفا می شود.

7- مبنای برابری همه ی افراد بشر در آفرینش: همه ی افراد  بشر از یک اصل هستند.

8- مبنای تقدم رحمت ومحبت وامیدواری بر خشونت وبی مهری وناامیدی : که یعنی : در اسلام معاشرت و برخورد

افراد با یکدیگر بر رحمت ومحبت است .همچنین در اسلام امیدواربودن به رحمت واسعه ای خدا واجب وناامیدی از آن حرام است . رعایت این اصل دربرنامه ریزی ؛ تهیه ی کتب درسی ، دررفتار معلم ومربی با دانش آموزان تاثیر تمام می گذارد .برخوردها،آمیخته با مهر محبت ورحمت می شود وتنبیه ونکوهش از میان می رود .

9- مبنای ضرورت توام ساختن علم وعمل

10- مبنای فضیلت علم ،تدبر و..))1

از آنچه گفته شد معلوم می شود که مبنای تعلیم وتربیت ایران اسلامی همگی بروجود انسان ورابطه ی او با ذات بار ی تعالی است . پس محبت ومهرورزی نقش اساسی در آن دارد .همچنانکه یکی از مبانی آن تحت عنوان رحمت ومحبت می باشد ومی بایستی محبت ومهرورزی در تمامی فرایندهای آموزش وپرورش از جمله برنامه ریزی ، محتوای کتب درسی ، رفتار معلم وشاگرد و..رعایت گردد.

وفرهنگ ایرانی اسلامی کاملا با محبت ومهرورزی عجین است . مردم ایران همچنانکه اشاره شد ، به آیین اسلام گرویدند هرچند در آیین های قبلی خود مانند زرتشت نیز به مهرورزی ومحبت به دیگران دعوت شده بودند . واز بارزترین نوع دوستی مردم ایران می توان به حب ومهرورزی آنان به پیامبر وخاندان پاکش اشاره کرد . وحتی در آیین خانواده داری ،عید نوروز و... محبت ومهرورزی کاملا چشمگیر وعیان است .

 پس می توان گفت که تعیین  ارزشها واهداف تعلیم وتربیت در ایران هیچ تضادی با مهرورزی ندارد بلکه این عامل در آن کاملا به چشم می خورد .

 

نقش وتاثیر عامل مهرورزی ومحبت در فرایندهای آموزشی :

فرایندهای آموزشی به موارد گوناگونی تقسیم کردیم . که به پاره ای از آنها و رابطه ی آنها با محبت ومهرورزی مورد بررسی قرار می دهیم :

  الف)رابطه ی مهرومحبت با برنامه ریزی آموزشی ودرسی :

همانگونه که اشاره شد برنامه ریزی آموزشی وبخصوص در برنامه ریزی درسی می بایستی توجه کافی به امر محبت ومهرورزی شود ودر تهیه ی کتب درسی توآموزشی حتما این مقوله مورد توجه جدی قرار گیرد . ود رضمن آموزشهای سخت وسنگین علمی ، داستانها،مطالب آموزشی تاکید بر مهر ورزی لازم است واز اشاعه ی خشم ،خشونت ،ترس و..که مانع محبت می شود خوداری گردد. در کتب درسی ما متاسفانه توجه زیادی به آن نشده است ویا حداقل مطالب کمی در مورد آن وجود دارد واکثر دروس حتی در مقطع ابتدایی  نیز به اشاعه مهرورزی ومحبت پرداخته نشده است

وهمچنانکه قبلا اشاره شد قرآن کریم پیامبر را الگوی مسلمانان می داند ولی در کتب ما در مورد اخلاق نیکوی پیامبر ما بخصوص مهربانی ومهرورزی آن بزرگوار مطالب بسیار جزیی ارائه شده است ودر اکثر کتب از فرهنگ ناب ایرانی در خصوص محبت ومهمانوازی وسایر شاخصه های خوب فرهنگ ایرانی  مطلبی ذکر نشده است.

  ب)رابطه مهر و محبت با نقش معلم :

معلم یکی از اساسی ترین ارکان آموزش وپرورش است . وبدون شک همگی به این امر صحه می گذارند ومی دانیم که محبت ومهرورزی که عاملی انسانی است و روابط را به هم نزدیک می نماید ،لذا رفتار معلم تاثیر فراوانی بر پیشرفت تحصیلی ، اخلاقی ،اجتماعی و..دانش اموزان دارد . از آداب ووظایف معلم برشاگرد ((یکی مهربان بودن با شاگردان وپرهیز ازاهانت به آنها است .))2

      درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی                           جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

نقش محبت  در تعلیم و تربیت در این بیت به خوبی عنوان شده است . فلذا درس معلم زمانی اثرگذار ومفید است که با زمزمه ی محبتی همراه باشد . ((شهید ثانی در این مورد می گوید : از آداب معلم وشاگرد اینستکه معلم آنچه را که برای خود نمی پسندد برای شاگرد نپسندد و خوش خلق ومتواضع باشد ودر اظهار محبت و توجه به شاگردان تبعیض قائل نشود . ))3

احمد نراقی می گوید:(( معلم باید با شاگردانش رئوف ومهربان وبا گذشت باشد و پیوسته تا می تواند آنان را پند واندرز دهد .))4

در نظام تعلیم وتربیت ایران در مدارس ابتدایی مقداری به عامل مهر ومحبت توجه می شود وآن هم نه به طور کامل . اما در مقاطع تحصیلی بالاتر معلمان به این عامل توجه چندانی ندارند در حالیکه عامل مهر ومحبت سن وسال

نمی شناسد وانسان در تمام مراحل به آن نیاز دارد . وشاید وجود مشاوران در مدارس کنونی ما برای پر کردن این خلع می باشد و امید است که معلمان از عامل مهر ومحبت در انجام وظیفه یخود بیشتر استفاده نمایند تا دانش آموزانی با محبت وعاشق مهر ورزی به دیگران در آینده تحویل جامعه نمایند.

ج) رابطه ی مهرو محبت با روشهای تدریس :

معلم باروش تدریس خود می تواند مهر ومحبت را بروز دهد. ومهرومحبت وی در زمان تدریس وپس از آن مشخص وعیان می شود .در تمامی روشهای تدریس عاملی تحت عنوان رابطه وجود دارد . ارتباط بین شاگرد ومعلم در هنگام تدریس بسیارمهم واساسی است .همچنانکه قبلا ذکر شد ،روشهای تدریس فراوانی در ایران رواج یافته است و چونکه نقش معلم در این روشهای تدریس بیشتر از دانش آموزان خودنمایی می کند،فلذا محبت ومهرورزی معلم نیز حتما نقش اساسی در هنگام تدریس وتفهیم مطالب به شاگردان دارد.ودانش آموزان با معلمان بامحبت رابطه ی بهتر برقرار می کنند ومعمولا مطالب درسی این معلمان را سریعتر درک وجذب می نمایند. یکی از روشهای تدریس که در ایران رواج بیشتری دارد ،روش سخنرانی است ودر این روش استفاده از کلمات محبت آمیز ومهر اگین در حین تدریس می تواند ،

دانش آموزان را به گوش دادن بهتر تشویق وترغیب نماید.ودر روشهای گروهی وهمیاری نیز چون معلم نقش راهنما را دارد لذا محبت کردن به شاگردان برای رفع اشتباهات آنها مهم است .

اما معلمان ما در هنگام تدریس ،به شدت سختگیر هستند واگر دانش آموزی به هر علتی نظم کلا س آنها را بهم بریزد

با او برخورد سختی می نماید .

 

رابطه ی مهرو مهرورزی با فرایند پرورشی:

((با تمسک به حدیث شریفه ی پیامبرگرامی اسلام که فرمودند :انی بهعثت لاتمم مکارم الاخلاق .در واقع همه عناصر در دین اسلام در مکارم اخلاقی تجلی یافته است. وبا توجه به اینکه اقدامات پرورشی وآموزشی در جهت پرورش انسانهایی

با فضائل اخلاقی است از این رو مدرسه محل مناسبی پس از خانواده برای تحکیم پایه های اخلاق وشخصیت در کودک است . اهمیت درس هایی چون خویشتن داری ، نظم جویی ، تواضع وفروتنی ، مهرورزی ومهر جویی ،قانون گرایی، شکیبایی، نوع دوستی، بلندنظری ،فداکاری ، گذشت ،قناعت ،عزت نفس ،گشاده رویی، مدارا ، انتقادپذیری ،تحمل آرا دیگران ، استقلال رای و... کمتر از درسهای ریاضی ،هندسه وتاریخ و..نیست .مدسه ی پویا وخلاق تنها محل دانش اندوزی وانبوه سازی اطلاعات وانباشت معلومات نیست ،بلکه کانون خودیابی است .))1

 پس با توجه به مطالب بالا ومطالبی که قبلا در مورد فرایندهای پرورشی ذکر شد ؛ چنین نتیجه گرفته می شود که امورات پرورشی با ابراز مهرومحبت عجین وآمیخته است وبا استفاده از عامل مهرورزی می توان بسیاری ازاخلاقیات حسنه را به شاگردان تلقین نمود .

اما در مدارس ایران از مهربانی ومهرورزی در تقویت مبانی اخلاقی به ندرت استفاده می شود وبیشتر به امر ونهی در القاء امورات اخلاقی  بسنده می شود وآن هم گاهی با لحن تند ویا بوسیله ی افرادی که دانش آموزان آنها را به دلایلی دوست ندارند ، انجام می پذیرد.

رابطه ی مهرورزی ومحبت با فرایند روانشناختی :

همچنانکه در قبل اشاره شد فرایندهای روانشناختی تماما انسانی وبه ذات انسان برمی گردند. ازجمله انگیزه ، ادراک ، انگیزش و..ودر هر حال چون از خصوصیات ذاتی انسانها هستند فلذا نقش محبت ومهر در آنها عیان است .

فردی که به او محبت می شود ؛ انگیزه ی بیشتری برای انجام کار وتلاش از خود نشان می دهد تا فردی که به او محبت کمتری می شود ، همان فرد را درنظر بگیرید وی ادراکش درباره ی سازمان وکارش صحیح وخوشبینانه است .

در آموزش وپرورش ایران در اکثر موارد ذکر شده ، از عامل مهر ومحبت به نوعی استفاده می شود .اما در مورد معلمان بیشتر از این عامل بهره گرفته می شود تا شاگردان .

رابطه ی مهرورزی با فرآیندهای مدیریتی :

معلمان و دانش اموزان از اقشار پر اهمیت هر جامعه ای هستند . ومدیر مدرسه و مدیریت اموزش با توجه به رابطه خود با عوامل مختلف اموزش و پرورش نیاز به مدیریت روابط انسانی در همه برخوردهای انسانی دارد .روابط انسانی  انقدر اهمیت دارد که بسیاری از صاحبنظران علم مدیریت مدیریت را علم هنر یا فن برقراری روابط با انسانهای داخل سازمان تعریف کرده اند . روابط انسانی زمینه های نگرش انگیزش ورشد را فراهم می سازد وهمین احساس رشد سبب  رضایت و خشنودی افراد میشود .روابط انسانی صرفا ارتباط ظاهری در یک محیط ویا تحت شرایط فیزیکی خاص نیست

1- کریمی،عبدالعظیم.شکل گیری اخلاق در کودک.ص14.

 

 روابط انسانی دوست داشتن واقعی انسانهاست .درگذشته تصور می شد که مسایل مادی بیشترین تاثیر را بر رضایت و

وجود جو دوستانه ورضایت شغلی تولید افراد را بالاتر می برد .ازمایش های معروف به هاثورن که به تقاضای صاحبان کارخانه وسترن الکتریک برای تایین اثر شرایط فیزیکی محیط کار به تولید کارگران بود نشان داد که برقراری روابط انسانی وجو دوستانه مشارکت و ...باعث بازدهی بیشتر می شود .خانم فالت درباره روابط انسانی در اموزش و پرورش می گوید :روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسان با معلمان و دانش اموزان از طریق پذیرفتن وجود وشخصیت وویژگیهای فردی و همه ی تفاوتهایی که احتمالا با شخص دارند .))1

یکی از شاخص های روابط انسانی دوست داشتن یا محبت به دیگران است که از موضوعات مهم در روابط انسانی است که خود دوست داشتن و محبت کردن یک نوع مهارت خاص خود را می طلبد .((همانگونه که رمز موفقیت در مدیریت موفق شدن در کار کردن با انسان ها است در کار با انسانها نیز دوست داشتن و محبت کردن به همکاران و انسانهایی که با انها کار می کنیم میباشد . مدیر باید نسبت به همکاران خود نوعی علاقه وخیر خواهی داشته باشد وانها را از صمیم دل دوست داشته باشد وتا زمانیکه ما کسی را بدلایلی دوست نداشته باشیم ؛نمی توانیم با او روابط حسنه برقرار کنیم.سنگ زیر بنای دوست داشتن دیگران ، ارزش قائل شدن برای آنهاست . به عقیده ی کیمبل وایلز رهبر آموزشی باید نسبت به ارزش وجود وشخصیت  معلمان مومن باشد.مدیر باید معتقد باشد که هرمعلم یا دانش آموزی دارای شخصیت است ،ومی تواند در مدرسه منشا خدمتی گردد.دوست داشتن در مدیریت آموزش وپرورش مفهوم ژرفی دارد تا کسی نتواند کودکان ونوجوانان را دوست داشته باشد در آنها نفوذ نخواهد کرد.کودکان از افرادبگانه وناآشنا فرار می کنند. وبه آنچه خوشایند وخوش منظر باشد روی می آورند .کودکان به کسی می گرایند که آنها را دوست داشته باشند واین دوستی هم جنبه ی ظاهر وهم جنبه ی باطنی دارد.))2

در مدیریت آموزش وپرورش ایران مدیران از عامل محبت ومهرورزی به اندازه ی کافی استفاده می نمایند وشاید معلمان به مدیرانی که بیشتر به آنها محبت ومهر نشان می دهند ، جذب وحاضر به کار کردن با آنها باشند .تهنا عامل قانون نمی تواند مدرسه را اداره کند بلکه عامل محبت علاوه بر کنترل افراد ،باعث بهره وری بیشتر نیز می شود.

 خلاصه:

این فصل به دوبخش تقسیم گردید که در بخش اول آن به فراینهای آموزش وپرورش از جنبه هایی مانند فن شناختی، روان شناختی،مدیریتی ،آموزشی ، پرورشی  پرداخت شده وهر کدام به اجزای کوچکتری تقسیم وتوضیح داده شد و آن را با نظام آموزشی کشورمان تبیین کردیم . دربخش دوم این فصل ،ابتدا توضیحاتی در مهر .محبت داده شد ودر ادامه رابطه وتاثیر عامل مهر ومحبت را با فرایندهای آموزش وپرورش بررسی نمودیم .

نتيجه:

در تدوین وتعیین اهداف در آموزش وپرورش ایران به اندازه ی کافی به مهرورزی ومحبت توجه شده است.

در فلسفه ی آموزش وپرورش ایران اسلامی  محبت ومهرورزی به دانش آموزان و..مورد تاکید است.

در فرهنگ ایرانی اسلامی در تربیت وتعلیم توجه خاصی به مهرورزی ومحبت به دانش آموزان شده است.

معلمان ایران از مهرورزی ومحبت در امر آموزش وپرورش کمتر استفاده می کنند.

در روشهای تدریس مورد استفاده ی معلمان در ایران  عامل مهرورزی ومحبت  مورد توجه معلمان نیست.

در برنامه ریزی های آموزشی در ایران به عامل مهرورزی ومحبت توجه چندانی نشده است.

درتدوین ومحتوای کتب درسی ما به عامل مهرورزی ومحبت توجه زیادی نشده است.

در رشد اخلاقی دانش آموزان در ایران از عامل مهرورزی ومحبت استفاده ی چندانی نمی شود.

انجام فعالیتهای تربیت بدنی که باشکل کنونی در مدارس ما انجام می گیرد ، آنچنان نمی تواند باعث گسترش مهرومهرورزی بین شاگردان شود وفقط فعالیتها یک رقابت هستند.

در مراقبت از بهداشت فردی وبخصوص روانی دانش آموزان از عامل مهرورزی ومحبت در جهت رفع مشکلات دانش آموزان استفاده لازم نمی شود.

درساختار متمرکز ورسمی کنونی آموزش وپرورش در ایران بعلت گرایش تمام امورات به مرکز، مهرورزی ومحبت بعلت سلسله مراتبی بودن دستورات  ورده های سازمانی ارزش چندانی پیدا نکرده است.

بااجرای مدرسه محوری عامل مهروزی ومحبت در مدارس بعلت همفکری های همه ی اعضاء در حل مسائل ومشکلات گسترش بیشتری می یابد.

مدیران ارشد نظام آموزش وپرورش در ایران از عامل مهرومهرورزی در رسیدن به اهداف آموزش وپرورش کمتر استفاده می نمایند.

مدیران واحدهای آموزشی ایران از عامل مهرورزی ومحبت در پیشبرد اهداف آموزشی وپرورشی استفاده کافی نمی برند.

تخصصی  کردن مدیریت می تواند عامل مهر ومهرورزی را در نظام آموزشی ما رونق دهد.

برای ادارک صحیح اولیا ء ، دانش آموزان و معلمان از آموزش وپرورش از عامل مهرورزی ومحبت استفاده نشده است.

در ایجاد انگیزه در دانش آموزان برای فراگیری علم وتربیت ومعلمان برای بهبود وضعیت آموزش وپرورش از عامل مهرورزی ومحبت کمترین استفاده شده است.

در فنون ودانش های مورد استفاده در مدارس به نقش وتاثیر گذاری مهرومحبت در آنها توجه زیادی نشده وبیشتر برمحتوای رسمی دروس تاکید شده است.

پيشنهادات

1- پیشنهاد می شود که برای آشنایی ویادآوری به معلمان هرساله فلسفه و اهداف آموزش وپرورش ایران گوشزد شود وبرای آن کلاسهای ضمن خدمت ویا اجرای امتحانات غیر حضوری برگزار گردد.

2-پیشنهاد می شود که مبانی مهرورزی در مدارس اجرایی وبه آن بها داده شود.

3-پیشنهاد می شود که محققان عزیز ایرانی جنبه هایی از فرهنگ ما که به مهرورزی تاکید دارند استخراج وآنها را در اختیار برنامه ریزان درسی برای تدوین کتب ،قراردهند.

4- پیشنهاد می شود که همکاران گرامی ، از عامل مهر ومحبت در کلاسهای درسی بجای خشونت و بی لطفی به دانش آموزان  بهره گیرند.

5- پیشنهاد می شود که همکاران عزیز ، در هنگام انتخاب روشهای تدریس برای ایجاد انگیزه ورغبت در دانش آموزان

از عامل مهر ومحبت استفاده ودر راهنمایی به شاگردان در هنگام تدریس به مهر ومحبت توجه داشته باشند ومانند یک پدر یا مادر دلسوز در رفع اشتباهات دانش اموزان با مهربانی  برخورد نمایند.

6- پیشنهاد می شود که در رشد اخلاقی دانش آموزان در مدارس بجای تنها تذکر و استفاده از الفاظ ،ضمن الگو بودن تمام عوامل مدرسه برای دانش آموزان ،از مهرورزیدن ودوست داشتن دانش آموزان استفاده شود .

7- پیشنهاد می شود در اجرای مسابقات ورزشی یا حتی در زنگ های ورزش به دانش آموزان دوست داشتن ومهرورزیدن به همدیگر را در ضمن ورزش آموزش داد.

8- پیشنهاد می شود در مراقبت از بهداشت فردی و روانی دانش آموزان وبخصوص در مورد دانش آموزانی که نقصانی دارند ، با آنها مهر ومحبت بیشتری توسط عوامل مدرسه نشان داده شود.

9-پیشنهاد می شود که وزارت آموزش وپرورش به مدرسه محوری توجه بیشتری مبذول نماید زیراکه با مدرسه محوری ضمن همفکری همه ی عوامل مدرسه باهمدیگر در خصوص مسائل مدرسه ، مهرومحبت بین آنها بیشتر واز تبعات این مهرورزی دانش آموزان نیز بی بهره نخواهند شد.

10- پیشنهاد می شود که مدیران گرامی  وزارت خانه تا مدرسه هیچگاه عامل مهر مهرورزی را فراموش نکنند زیرا که

دوست داشتن می تواند روابط را صمیمانه و کارایی وبهره وری  بالاتر رود.

11- پیشنهاد می شود که مدیران آموزش دیده در امر مدیریت ، بعنوان مدیر انتخاب شوند زیراکه آنها به خوبی می توانند از مهرورزی واجرای مدیریت روابط انسانی استفاده نمایند.

12-پیشنهاد می شود که برای ایجادانگیزه در معلمان وشاگردان حتما عامل مهرورزی ومحبت وآن هم بطور واقعی نه دروغین ، ااستفاده شود زیرا که با مهربانی می توان خیلی از نقص ها را پوشش داد زیرا که مهربانی مانند حلقه ایست

که به گردن هرکس افکنده شود ،گشودنش جزء با بی مهری ،گشودنی نخواهد بود.

13-پیشنهاد می شود برای اینکه معلمان دانش آموزان و..نسبت به آموزش وپرورش درک مناسبتر واحساس بهترونگرش مثبت تری داشته باشند ، بایستی مدارس ما مملو از مهر ومهربانی شود .

 

پیشنهادات براساس نظر شخصی:

 

1- تا جاییکه امکان دارد به آموزش وپرورش از طرف مسئولان مملکتی مهر ومحبت شود تا معلمان نیز به تبع احترام مسئولان به خود مهر ومحبت خود را به شاگردان روا دارند.

2-رفع مشکلات مادی معلمان وآزادی فکر آنها حتما باعث رونق مهرورزی آنها به دانش آموزان خواهد شد.

3-اجرای اردوهای دانش اموزی با حضور معلمان می تواند مهرومحبت را بین معلمان وشاگردان زیاد نماید ،پس آموزش وپرورش با دادن بودجه ی لازم به مدارس این زمینه را فراهم نماید.

4-مدیران عزیز توجه داشته باشندکه قانون برای هماهنگی امور است نه برای تسلط بر دیگران .پس در مدیریت به عاملهای دیگر نیز فکر کنند وبخصوص به  عامل مهر ومحبت

 

 فهرست منابع ومآخذ

 

1- آزادی،یدالله .آشنایی با اصول تربیت بدنی وعلوم ورزشی .کرمانشاه :انتشارات طاق بستان.1381

2- آریانپور، ا.ح.زمینه جامعه شناسی . چاپ ششم.تهران:انتشارات جیبی.

3- امام خمینی .آداب الصلواه.تهران:چاپ ونشر عروج.

4- احمدی،علی اصغر.فراهانی،محمدنقی.روانشناسی عمومی .تهران:شرکت چاپ ونشر ایران.

5- افروغ، عماد.هویت ایرانی.تهران : انتشارات روزنامه ی همشهری . بهمن ماه 1382.

6- اسلامی ندوشن،محمدعلی.زورپذیری ایرانیان.مجله ی تربیت .تهران : انتشارات آموزش وپرورش.1382

7- بیرجندی،پرویز.نوروزی،مهدی.محمودی،غلامحسین.انگلیسی سوم دبیرستان.تهران:چاپ ونشرکتب درسی ایران.

1385.

8- جباری ، محمدرضا.مبانی برنامه ریزی آموزشی. جزوه ی آموزشی . کرمانشاه .1378

9- زنجانی ، عمید. آشنایی باقانون اساسی .تهران : دفتر تحقیقات وبرنامه ریزی درسی.1367

10- سیف، علی اکبر.روانشناسی پرورشی. تهران: انتشارات آگاه .1368.

11- سیف ،علی اکبر.اندازگیری،سنجش وارزشیابی آموزشی.تهران: نشر دوران.1384.

12- شکوهی،غلامحسین.مبانی واصول آموزش وپرورش.مشهد:انتشارات قدس رضوی.1378

13- شریعتمداری،علی.اصول وفلسفه آموزش وپرورش.تهران:امیرکبیر.1379.

14- شعاری نژاد، علی اکبر .روانشناسی رشد .تهران:دانشگاه پیام نور.1380.

15- صافی ،احمد.سازمان مدیریت در آموزش وپرورش.تهران:نشر ارسباران.1381.

16- طاهری،فرشته. اخلاق ازنظر اسلام.مجله تربیت .سال 23.شماره24.آذرماه85.

17- علاقه بند،علی.جامعه شناسی آموزش وپرورش.تهران:نشرروان.1379.

18- علی آبادی، خدیجه.مقدمات تکنولوژی آموزشی.تهران : انتشارات پیام نور.1379.

19- علی بن ابیطالب (ع) . نهج البلاغه. ترجمه محمددشتی.قم: موسسه تحقیقاتی امیر المومنین (ع).1383

20- فضلی خانی،منوچهر.محمدمیرزایی،علیرضا.ارزشیابی از فرآیندهای کیفی در مدارس راهنمایی.تهران:انتشارات آزمون نوین.1382

21- فرای، ریچارد.ن.عصر زرین فرهنگ ایران .ترجمه مسعود رجب نیا .تهران:انتشارات سروش .1375

22- فیوضات،یحیی.مبانی برنامه ریزی آموزشی. تهران:موسسه نشر ویرایش.1381

23- کریمی،عبدالعظیم.شکل گیری اخلاق در کودک. تهران:انتشارات مدرسه.1378.

24--معین ،محمد. فرهنگ فارسی. تهران : انتشارات سپهر .1375.

25- میرکمالی،محمد.رهبری ومدیریت آموزشی (ویرایش دوم).تهران:نشریسطرون .1384.

26- محسن پور، بهرام.برنامه ریزی آموزشی.تهران:انتشارات مدرسه.1379.

27- ملکی،حسن. برنامه ریزی درسی (راهنمای عملی ) .تهران : انتشارات مدرسه.1376

28- وزارت آموزش وپرورش .آیین نامه ی اجرایی مدارس.تهران : انتشارات مدرسه .1379

29- وکیلیان،منوچهر.تاریخ آموزش وپرورش در اسلام وایران .تهران:انتشارات پیام نور.1381.

                                                                                                          


 
  • یکشنبه دوم بهمن 1390 - 9:20
  • دسته بندی :
  • نویسنده:
 

 

امروزه اهمیت آموزش وپرورش بر همگان روشن است وکسی نیست که منکر نقش وتاثیر این نهاد شود.در گذشته های دور خانواده ها خود قادر بودند که مشکلات خود راتاحدودی حل وفصل کنند وکمتر به دیگران نیاز پیدا می کردندودر همانجانیز فرزندان آموزشهای لازم را برای زندگی کردن ،کسب می کردند. اما امروزه با توجه به گسترش جوامع وورود تکنولوژی به عرصه ی زندگی دیگر یکنفر ویک جمع خاص نمی توانند تمام نیازهای خود را برآورده نمایند و نیاز به هم بیش ازپیش ضروری شده است .در این بادی تعلیم وتربیت فرزندان از عهده ی خانواده ها خارج وآن به عهده ی نهادهای آموزشی سپرده شده است .تا اینکه فرزندان برای زندگی آینده آماده شوند .هدف از آموزش وپرورش هم آماده کردن دانش آموزان برای زندگی است .                                                                      

((the purpose of education is praper  the children for life ))1

و آموزش وپرورش دیگر خود هدف نیست بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف است.اما چگونه باید این آموزش وپرورش مهیا شود واصلاح گردد تا دانش آموزان به این هدف مهم برسند. همانا آموزش وپرورشی می توند موفق وماندگار باشد که با تمام وجود به مشتریان خود عشق ورزد وبه آنها محبت بنماید زیراکه محبت ومهرورزی عامل مهمی برای رغبت به علم ، تربیت و..است و شعر معروف                                                                       

   درس معلم اربود زمزمه ی محبتی               جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

ناظر برنقش مهم مهرورزیدن وعامل محبت در تعلیم وتربیت باشد.عشق ومحبت ورزیدن مربی به متربی می تواند مسیر زندگی متربی را بکلی عوض نماید واو را به راه درست هدایت کند.چونکه آدمیزاده از تحکم بیزار است وتا مدتی آن را می پذیرد وبعد از گذشت یک زمان مشخص به آن می تازد واز دستورات سر باز می زند.ودر صورت رخت بر بستن مهرورزی ودوست داشتن مربیان ،متربیان را به پرتگاههایی راهنمایی می کنند که برگشت از این پرتگاهها گاهی امکان پذیر نیست وآنگاه است که این دانش آموزان مانند غرب دانش را در خدمت منافع ومصالح خود وبه زیان بشریت بکارمی برند.وحتی بنیان خانواده ها سست وبرمعیارهای غلط پی ریزی می شود ونتایج آنرا همگان می دانند وشاید در حال لمس کردن آن هستند . بدون محبت دانش آموزانی عصبی،خودرای، بی هویت و..تحویل جامعه خواهد شد زیرا که با مهرورزیدن به دانش آموز در نظام تعلیم وتربیتی ،او لذت دوست داشتن را درک واز صدمه زدن به خود ودیگران به هر نحوی  امتناع خواهد کرد.برای اینکه در جامعه بیشتر دچار این معضلات نشویم چاره ای جز محبت کردن به دانش آموزان وآن هم محبت واقعی نیست تا بتوانیم به چشم انداز بیست ساله ی خود جامه یعمل بپوشانیم.                        

در ابتدای این فصل به توضیح مختصری از نظام آموزشی خود می پردازیم وسپس فرآیندهای تعلیم وتربیت را بررسی ودر پایان آنها را باعامل مهرورزی ومحبت تلفیق وتوضیح خواهیم داد.                                                 

 

نظام تعلیم وتربیت درایران:

  کشور ایران بعلت دارا بودن تاریخی بس قدیمی وسرزمینی کهن ،همیشه مورد توجه خاص بوده است .زمانی بزرگترین

وقدرتمندترین امپراطور وزمانی هم ضعیف وناکارآمد . بهر حال سرگذشت این سرزمین رویایی ، بسیارعجیب وجالب است.شاید یکی از مواردی که بتوان به جستجو وکنکاش در مورد آن پرداخت ،نظام تعلیم وتربیتی ایران از دیر باز تا کنون باشد که بنحوی دچار تغییر ودگرگونی های فراوان شده است. نظام تعلیم وتربیتی که ابوعلی سینا ، فارابی، ودکترحسابی و.. را به دنیا معرفی کرده است ،دارای چه خصوصیات برتری بوده است .                                     

آیینهاوادیان فراوانی در ایران رواج یافته است که تا رسیدن اسلام به ایران مردم به آنها پایبند بوده اندوهر آیینی خود دارای تعالیم  خاصی بود که برای تربیت مردم این تعالیم به مردم القاء میگردید.                                              

((آیین مهرپرستی که درزمان هخامنشیان بوده است ومیترا را بعنوان خدای خود می پرستیدند . حتی این آیین درقرن نخست میلادی در امپراطور روم نیز منتشر شد . این آیین به تعالیمی چون برادری ، همکاری، وفای بعهد،خصومت بادروغگویان ودغلبازان، گرایش به نظافت ، راستی ودرستی ،قداست خانواده وپرورش فرزندان نیکو خصال  اهمیت می داد.در این آیین برنامه های تعلیم وتربیت در هفت مرحله که شامل خدمتکاران،پوشیدگان،سرباز،پیروان، پارسی ، خورشیدی وپدرپدران به اجرا در می آمد.                                                                                           

آیین زرتشت که یکی ازعوامل مهم در اخلاق وتربیت مردم درعهد باستان بود.این آیین پرآوازه ترین آیین منصوب به ایرانی ها ست وقرن هاآیین رسمی ایران بود،وبراصل مبارزه پایه گذاری شده بود.که طبق این آیین اهورامزدا واهریمن پیوسته درجدال ونبردند.شعار زرتشت کردارنیک ،پندارنیک وگفتار نیک بود.در آیین زرتشت  دانش از موقعیت ممتازی برخوردار بود بطوری که فرشته ای به نام (چیستا) برآن تعیین شده بود.زرتشت پیروان خود را به جستجوی علم وکسب تعلیم وتربیت تشویق می کرد بطوری که کسب دانش برای هر زرتشتی یک فرض به شمار می رفت.در این آیین به فرزندان علاوه بر دانش ، پرورش اخلاقی، اجتماعی ، نظامی و حرفه ای و تربیت فردی داده می شد.                     

در تعالیم بودا نیز تاکید برشرافت انسانی وحقوق طبیعی بشر شده است . در تعالیم بودا راهب محور تمام فعالیت های آموزشی بود.وتعلیم خود را بطریق مناظره ،نطق وتمثیل بیان می کرد. وهشت رکن برای تعالیم خود داشت : اعتقاد،    

اراده، گفتار، معیشت، کوشش، اندیشه وحال درست .                                                                       

آیین مانی نیز تعالیم خود را چنین می گفت : اساس تعلیم وتربیت دو عنصر اصلی است خداوماده یا نورو ظلمت یا حقیقت ودروغ که خدا مظهر پاکیهاست وماده منشاء پلیدیها .اوبیشتر اوقات به شاگردانش از طریق دیداری آموزش می داد وتاکید فراوانی مانی به تهذیب نفس داشت .))1                                                                                

با توجه به آنچه ذکر شد مشخص گردید که تعلیم وتربیت درایران براساس مذهب وآیین خاصی که هر دوره حکمفرما بوده است ،تغییراتی هرچند ظاهری کرده است اما در اصل همگی آنها به انسانیت توجه خاص داشته اند. وبه هر حال به تعلیم وتربیت مردم ایران زمین پرداخته اند .                                                                                         

 

نظام تعلیم وتربیت در ایران بعد از اسلام :                                                     

((در اواخر سلطنت ساسانیان قاطبه ی مردم ایران که از ظلم و ستم طبقه ی حاکم جان به لب شده بودند ، به تدریج در همسایگی خود با حکومتی آشنا شدند که حکومت های ظالمانه را نفی می کرد.خدایش بین بندگان وبردگان جز در مورد تقوی فرقی نمی گذاشت .رهبرش درمیان مردم امتیاز ظاهری نداشت . این ویزگیها باعث شد که ایدئولوژی وتفکر اسلامی پیشاپش لشکریان به هر جا قدم بگذارد . سپاه اسلام در فاصله سالهای 16تا22هجری ایران طاغوت زده را فتح کرد.                                                                                                                                      

تعالیم پیامبر اسلام طبق دستور خداوند وبا تعلیم قرآن شروع شد .روشهای گوناگونی پیامبر اسلام برای تعلیم خود در نظر گرفته  بودکه شامل تلاوت آیات قرآن ، خطابه وموعظه ، اعزام معلم ومبلغ ، ارسال نامه وپیام و روش عملی می باشد.در ادامه کار پیامبر ائمه اطهار(ع) از حضرت علی (ع) تا زمان قائم آل محمد (ع) به انواع مختلف این بزگواران به تعلیم وتربیت جامعه ای اسلامی پرداخته اند و مطابق با عصر خویش هر کدام راه خاصی را پیش گرفته بودند. در زمان امام صادق (ع) تعداد زیادی از دانشمندان اسلامی وبخصوص ایرانی از مکتب او درس آموختند .                          

در ایران بعد از اسلام واز زمان ساسانیان تا حمله مغول به سبب وجود سلاطین ووزرای دانش پرور، تعلیم وتربیت روزبه روز گسترش یافت . حتی در قرن پنجم مدرسه نظامیه  جهت تربیت مدیران و حکمرانان کشور تاسیس شد . در زمان مغول بعد از اینکه غازان از خانواده هلاکوخان به سلطنت رسید واسلام آورد مدارس وموسسات خیریه تاسیس  شدند .بسیاری از مراکز علمی ایران نظیر رصد خانه مراغه ، ربع رشیدی ، شنب غازان ، سلطانیه و..از وجود مدارس در قدیم الایام در ایران خبر می دهند.فعالیتهای آموزشی وپرورشی در ایران به شکل های مختلف بوده است که می توان به شرح زیر آنها را بیان کرد:                                                                                                        

1- آموزش وپرورش در مساجد : که شامل اقامه نماز، استماع سخنان گرانبها ی ائمه ،تبلیغ دین ، آموزش قرآن و..بوده است . ومعمولا بعد بعداز نماز صبح وفواصل بین نماز ظهر وعصر یا مغرب وعشاء انجام می گرفت . ومواردی که تعلیم داده می شد شامل قرآن ، اصول وفروع دین ، حدیث ، تفسیر ، فقه و...بود .                                        

2-مکتب خانه : که برای تعلیم وقرائت قرآن ، آموختن ، خواندن ونوشتن وحساب کردن بود .بیشتر موادی که در مکتب خانه ها تدریس می شدند علاوه بر قرآن ، از گلستان سعدی ، دیوان حافظ ، صد کلمه از حضرت امیر (ع)، مثنوی نان وحلوا ی شیخ بهایی و...بوده است .                                                                                                 

3-حوزه های علمیه : که در آن برای تربیت مبلغان دینی  برنامه های خاص خود را داشت و علمای بزرگی در این حوزه ها پرورش یافته اند.

در سال 1329ق قانون اساسی معارف تصویب شد .که دراین قانون مدارس شامل : مکاتب ابتدایی دهکده ، مکاتب ابتدایی بلدی ، متوسطه وعالیه  می شد. در سال 1315ق انجمن معارف به کوشش میرزا محمدخان احتشام السلطنه تاسیس شد . ودر سال 1327ایران بعنوان عضو یونسکو انتخاب شد .در آذرماه 1343وبهمن ماه 1346 وزارت فرهنگ به سه وزارت آموزش وپرورش – وزرات آموزش عالی و وزرات فرهنگ وهنر تبدیل شد . از ابتدای سال 1350نظام تحصیلات رسمی ایران به سه مقطع ابتدایی ، راهنمایی ومتوسطه  تبدیل شد که به تقلید از نظام آموزشی فرانسه بود وبطور ناشیانه وکورکورانه این نظام پذیرفته شد. ))1                                                               

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، نظام تعلیم وتربیت سمت وسویی دیگر به خود گرفت که هدف غایی تعلیم وتربیت در ایران ایجاد مقدمات حرکت وهدایت آدمی در صراط مستقیم و پرستش خدای یگانه را فراهم آورد . در سال 1375نظام آموزشی ایران در دوره متوسطه تغییراتی کرد ودوره یپیش دانشگاهی به آن اضافه گردید . ودر حال حاضر دانش آموزان زیادی در رشته های متنوع نظری وحرفه ای مشغول به علم آموزی هستند .وبا توجه به اهمیتی که در سالهای اخیر جامعه و بخصوص خانواده ها یه تعلیم وتربیت فرزندان خود می دهند ، آموزش وپرورش نقشی به مراتب سنگین تر از قبل دارد.                                                                                                                         

از آنچه بطور بسیار مختصر به آن پرداخته شد به اهمیت تعلیم وتربیت در ایران زمین از سالهای بسیار دور پی می بریم واین مردمان را علم دوست وادب پرور یافتیم . اما به دلایل مختلف آموزش وپرورش درحال حاضر کارایی خود را در موارد زیادی از دست داده است که از ذکر این دلایل خوداری می گردد وبه هر حال توجه به آموزش وپرورش بعنوان تنها عامل پیشرفت ومادر تمام علوم  الزامیاست .                                                                                

فرآیندهای نظام تعلیم وتربیت و تبیین آن با آموزش وپرورش ایران:

  اگر به شاکله ی کلی هر نظام آموزش وپرورشی بنگریم وآن را بعنوان یک سیستم در نظر بگیریم موارد زیر را می توان در آن مشاهده کنیم . یک سیستم شامل ورودی - پردازش و خروجی  می باشد . در یک نظام آموزشی دانش آموز بعنوان ورودی ها ی اصلی یعنی مشتریان آموزش وپرورش هستند در بخش پردازش تمامی فرآیندهای آموزشی وپرورشی قرار دارد که قرار است برای تعلیم وتربیت دانش آموزان  از این فرآیندها یاری گرفته شود که بحث اصلی مادر این تحقیق به این بخش اختصاص دارد. و آخرین مرحله خروجی ها یا فارغ التحصیلان این سیستم می باشند هرچند که در هر سیستمی یک بازخورد نیز وجود دارد .                                                                         

  فرآیند اصلی در هرنظام تعلیم وتربیتی همانا تعلیم یا آموزش علوم وتربیت می باشد ، اما در این وادی عوامل وفاکتورهای دیگری نیز نقش بازی می کنند که باعث بهبود یا ضعف سیستم آموزشی وپرورشی می شوند که در فصل اول این تحقیق این فرآیندها برشمرده شد وحال برای درک بیشتر از این فرآیندها به تشریح آنها وتبیین آن با نظام آموزشی کشورمان خواهیم پرداخت .                                                                                                

1- فرآیند تعیین اهداف وارزشها در آموزش وپرورش:

این فرآیند اساسی در آموزش وپرورش تاثیر فراوانی بر جهت حرکت و تدوین کتب درسی وحتی نوع آموزش وپرورش دارد . زیراکه عمل بدون هدف امری واهی وگمراه کننده است .این فرآیند خود شامل موراد زیر است که برای تعیین اهداف وارزشها به آنها متوسل می شود که شامل (( فلسفه – فرهنگ- اهداف گروهی واهداف فردی )) است .            

فلسفه تعلیم وتربیت در ایران :

((   فلسفه در لغت یونانی از دو کلمه فیلیا وسوفیا تشکیل شده است که اولی یعنی دوست داشتن و دومی یعنی خرد ودانش  است . اما فلسفه در کل عبارت است از بررسی وتحلیل مسائل اساسی زندگی وبه طور کلی یا بخشی از آن کل .))1

فلسفه تعلیم وتربیت در ایران نشات گرفته از فلسفه آموزش وپرورش  در اسلام است . (( فلسفه تربیتی در اسلام با فلسفه تربیتی در سایر مکتبها از جهات مختلف تفاوت دارد. طبق نص صریح آیات قرآن مجید ،جهان مستقل وجدا از انسان قرار دارد، اسلام نه تنها واقعیت موجودات را مورد تایید قرار می دهد ، بلکه جهان را نظامی واحد ومنسجم که از مقررات وقونین معین تبعیت می کند ، قلمداد می کند .اصل علیت مورد تایید اسلام است . انسان می تواند با استفاده از نیروی عقل وفکر خود به مطالعه  ی جهان بپردازد . پدیده های جهان بمنزله ی آیات ونشانه هایی از وجود آفریننده جهان هستند. تربیت اسلامی دارای ویزگی های خاص خود است که از وحی سرچشمه می گیرد .از این رو تربیتی الهی ، دینی ومعنوی محسوب می شود .در آیات فراوانی تربیت الهی مورد تاکید است مثلا ((ووهبنا له الحق ویعقوب نافله وکلا جعلنا صالحین وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا واوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلواه وایتا ء الزکوه وکانوا لنا عابدین ))

(( واسحاق ویعقوب را به اوبخشیدیم وهمه را صالح گرداندیم وآنها را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما مردم را هدایت کنند وانجام کارهای نیک وخواندن نماز و دادن زکات رات به آنها وحی کردیم و آنان از پرستش کنندگان ما بودند .))

پیامبر گرامی ما نیز ازاز تربیت الهی برخودار شده است . که قرآن کریم می فرماید : (( وانزل الله علیک الکتاب والحکمه وعلمک مالم تکن تعلم وکان فضل الله علیک عظیما )) (( و خداوند به تو کتاب وحکمت را فرو فرستاد وآنچه راکه نمی دانستی به تو تعلیم داد وبخشش خداوند برتو عظیم است .)) 

هدفهای تعلیم وتربیت در قرآن به صراحت بیان شده است  که آیه های زیر بیانگر آنست:

((وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون )) وحتی در سوره حمد (( ایاک نعبد وایاک نستعین )) همانگونه که معلوم است هدف ازتعلیم وتربیت اسلامی پرستش خداوند است . اما علاوه بر آن اهدافی مانند تقوا- تعلیم حکمت – عدالتخواهی –تکامل انسان –برادری وهمکاری – دوستی باملل دیگر – پرورش نیروی تفکر – پرورش روح اجتماعی وشخصیت اخلاقی و..نیز مهم هستند.روشهای تربیتی اسلام بسیار متنوع است که عبارتند از عبادت- تلفیق ایمان وعمل –توام ساختن علم وعمل – تربیت عملی –پیروی از عقل درتربیت اسلامی- امربه معروف ونهی از منکر-مجاهدت در راه خدا – پاداش وتبیه – توبه- پند واندرز –تربیت ازطریق ذکر و تربیت از تاریخ .))2

     همانگونه که ذکر شد نظام جمهوری اسلامی بر اساس فلسفه ی اسلامی   بنیان نهاده شده است وتعلیم وتربیت نیز

از فلسفه ی تعلیم وتربیتی اسلامی پیروی می کند و چناچه می دانید اهداف تعلیم وتربیت اسلامی درایران از اهداف عالیه اسلام و قانون اساسی گرفته شده است که شامل(( اهداف اعتقادی-پرورشی- علمی –فرهنگی هنری- سیاسی نظامی- اجتماعی- اقتصادی )) 3

  پس چونه ما معتقدیم که اسلام کاملترین دین الهی است که به بشر عرضه شده است ، نظام تعلیم وتربیتی ما از نظر تعیین اهداف کامل وجامع است .

فرهنگ ایرانی اسلامی وتاثیر آن بر اهداف آموزش وپرورش :

برای تدوین اهداف آموزش وپرورش هر کشوری به فرهنگ مسلط به آن جامعه توجه خاصی می شود .فرهنگ عبارت است از(( شاخص نحوه وروش زندگی است که هر جامعه ای برای رفع نیازهای خود ازحیث دوام وبقا ء وانتظام اجتماعی اختیار می کند .))4یا فرهنگ (( به ابزبرها ورسوم ومعتفدات وعلوم وهنرها وسازمانها ی اجتماعی دلالت می کند ، یا اجتماع می آفریند وبه انسانها وا می گذارد ، فرهنگ گویند .))5

    ((چونکه فرهنگ ذاتی نیست ، لازم است که هرنسل جدیدی آموخته شود . در همه ی جوامع میراث فرهنگی مورد اعتناست وچون براثر غفلت ممکن است ازمیا ن برود ،ازاین رو انتقال آن به افراد جامعه وخصوص به نسل های جدید

اهمیت خاصی دارد . در جوامع گذشته کودکان وجوانان ازطریق شرکت دادن آنها در فعالیتهای زندگی ، مشاهده ، تقلید

ویادگیری ضمن کارآموزی صورت می گرفت . دراین شرایط بزرگسالان نقش معلم را ایفا می کردند.این امر تا زمانی که ایستاست وفرهنگ متجانس است ،امکانپذیر است . اما با تحول ونوگرایی در جامعه ، فرهنگ پیچیده تر و نامتجانس تر می شود ، انتقال فرهنگ مشکل تر می شود وبرای تولید دوباره فرهنگ یا باز آفرینی فرهنگی آموزش وپرورش رسمی ضرورت پیدا می کند .اما این فرهنگ چگونه انتقال یابد مورد بحث وجدل است .از دیدگاه جامعه شناسان کارکردگرا وظیفه مدرسه انتقال آن بخش از فرهنگ است که برای ایفای موفقیت آمیز نقشهای بزرگسالی در جامعه ضرورت دارند و جامعه شناسان طرفدار نظریه ی تضاد انتقال فرهنگ وارزشها وهنجارهای آنرا برآورنده ی نیازهای نظام حاکم ووضع موجود جامعه می دانند نه ارضا ء کننده ی نیازهای افراد وآنان فراگرد انتقال فرهنگ را به شخصیت زدایی از کودکان می دانند .اما نگرش سیستمی که بازتاب تمایل نیروهای درونی وبیرونی مدرسه است ، معتقند که نیروهای درونی که همانا برنامه های مستقیم درسی است و عوامل بیرونی که محیط ، اجتماع و..می باشد برانتقال فرهنگ وپاسداری از ارزشها وسنتها بنیان نهاده شده است .))1

یکی از مقوله هایی که درفرهنگ بسیار مهم است هویت ملی است که نقش تعیین کننده ای در انتقال فرهنگ وتعیین اولویت های آموزش و پرورش درهر جامعه ای دارد .هویت ایرانی اسلامی بسیار با ارزش وپر محتواست . (( هویت ایرانی اسلامی را نباید یا هویت ملی خلط کرد .هویت ایرانی که توسط فردی به نام (جرال نیولی ) ابراز شده است و وی در کتاب خود با نام   (عقاید درایران ) عنوان گردید. هویت ایرانی بعنوان یک انگاره سیاسی مذهبی  به اوسط دوران ساسانیان و پادشاهی اردشیر برمی گردد.در آن زمان در پاسخ به بحران هویت دوران اشکانیان ، مفهوم ایرانی بعنوان یک انگاره سیاسی ، مذهبی وقومی شکل گرفت . ))2

اما باورود اسلام ایرانیان دارای هویتی دیگر شدند هرچند هویت اصلی خود را حفظ کردند به نقل از اسلامی ندوشن : ((ایرانیان  با آوردن اسلام تغییری بنیادی در بعضی از شئون پدیدآوردند .اعتقاد به پروردگار یکتا ماند وابلیس بجای اهرمن نشست ، آتشکده تبدیل به مسجد شد ، نمازها ونیازها تنها تغییر شکل پیدا کردند . اما هویت ایرانی با تمام تغییراتی که داشته است اما از عنصر ثابتی که همان خداپرستی ونگرش معنوی است ،برخوردار است .))3

اما فرهنگ ایرانی با وجود اسلام همچنان پویاست ((در میان سرزمینهای خاورمیانه ایران شاید ازهمه محافظه کارتر ین

وبا ابتکارترین آنها باشد .تنها ایران وآناطولی با حمله ی اسلام عرب نشدند. ایرانیان شیفته ی ادبیات فارسی ودادن القاب غلو ومبالغه در ادب هستند . آنها مهماندوست ، درستکار ، ساده ، ادب پرور و راست کردارهستند .))4

پس آموزش وپرورش ومسئولان آموزشی وپرورشی بناچار برای تعیین اهداف می بایستی به این فرهنگ وهویت غنی مراجعه ونمی توانند بدون درنظر گرفتن فرهنگ حاکم بر جامعه ، اهداف آموزش وپرورش را تدوین نمایند .در آموزش وپرورش ما نیز به اندازه کافی به این مقوله توجه شده است وحتی نهادی بعنوان پرورشی درراستای همین موضوع بنا شده است . بسیاری از فرهنگ های زیبای ایرانی در کتب درسی واهداف آموزش وپرورش ما گنجانده شده است ازقبیل راستگویی – همسایه داری – احترام به بزرگترها – شجاعت- دوری ازدروغ ؛مکر وریا وبسیاری دیگر از فرهنگ های ناب ایرانی اسلامی در اهداف آموزش وپرورش ما خونمایی می کند .

علاوه بر موارد فوق که برتعیین اهداف موثرند مواردی مانند ((ساخت آموزش وپرورش-منابع وموانع برونزا-فلسفه مسلط اجتماع ،سطح تولید وسرمایه گذاری-محیط آموزش وپرورش اجتماع –عوامل فرهنگی سیاسی ،اقتصادی بین المللی –منابع انسانی و..))

درتعیین اهداف آموزش وپرورش به سه سطح اشاره شده است که بسیار مهم واساسی هستند.این سه سطح که ((در گزارش پزوهش آموزش وپرورش در آسیا که توسط گروهی از کارشناسان بین المللی با همکاری یونسکووانستیتو ملی

تحقیقات آموزش وپرورش زاپن در سال 1974به عمل آمده است، هدفهای آموزش وپرورش از دیدگاه کشورهای آسیایی به شرح زیر است :

1-آرمانهای آموزش وپرورش : در حقیقت غایت مقصود وهدف نهایی کل سیستم آموزش وپرورش می باشد.این قبیل هدفها در قالب عبارات کلی بیان می شوندوشامل مفاهیمی هستند که از ارزشهای انسانی، اجتماعی وفرهنگی نشات می گیرند.

2-مقاصد آموزش وپرورش:شامل هدفهای دوره های مختلف تحصیلی- هدفها ی رشته های مختلف آموزشی وعلوم وفنون و...                                                                                                                            

3- هدفهای آموزش وپرورش : که در حقیقت هدفهای درسی به شمار می روند ومعرف تغییراتی استکه انتظار داریم براثر هردرس معین در دانش ومعرفت وبینش وتفکر پدید آید، ودر رفتار محصل تجلی یابد.))  1                          

در نظام آموزشی ما توجه خاصی به این موارد شده است واگر مدارس ما موفق نیستند ویا اینکه انتظارات را برآورده نمی کنند در اجرا ی این برنامه ها ما در مدارس مشکل پیدا کرده ایم نه در اهداف وتعیین آنها ومتاسفانه شاید گفتن این مطلب هرچند صحیح و عاقلانه نباشد ولی بسیاری از معلمان ما اهداف آموزش و پرورش را یا نمی دانند ویا آنها را فراموش کرده اند.                                                                                                                      

 

فرآیند فن شناختی                                                                  

این فرآیند شامل دانش ، فنون ،تسهیلات وتجهیزات میشود. این فرآیند که درمتن آموزش وپرورش قرار دارد بسیار مهم وحیاتی است و توجه به آن باعث تقویت علم شاگردان می شود ولی بدلیل نزدیکی آن با فرآیند آموزشی به اختصار به آن پرداخته می شود .                                                                                                                   

الف) دانش:                                                                                                                             

  در تعاریف گوناگون از آموزش وپرورش حتما انتقال ذانش یکی از مهمترین مقوله هایی است که به آن توجه شده است .((آموزش وپرورش فراگرد کسب علم ومعرفت است .))2در تعالیم اسلامی نیز توجه زیادی به این مقوله شده است

ومسلمانان به کسب آن ولو اینکه در دورترین جاها باشد ، وصیت شده اند .  درایران بدلیل اهنمیت فراوانی که مدرسه و

والدین به این مقوله دارند بیشتر فعالیت های مدرسه حول این محور می چرخد.                                               

ب) فنون :                                                                                                                              

  برای انتقال هر دانشی یا هرامر تربیتی به فنون خاصی نیاز است . در ایران این فنون توسط مراکز علمی ودانشگاهها

ومراکز تربیت معلم به دانشجویان دبیری انتقال داده می شود واز آنها تحت عنوان روشهای تدریس یاد می شود که در فرآیند آموزشی بطور کامل به پرداخته خواهد شد.((کلیه ی تحقیقاتی که در رابطه با ساختن مدلی نظری برای آموزش انجام شده است این نتیجه را تایید میکنند که آموزش عملی بسیار پیچیده است .فنون آموزشی رابه گونه های مختلفی تقسیم می کنند بعضی آنها را به فنون باز وبسته تقسیم می کنند درفنون باز اطلاعات کمی به یادگیرنده داده می شودوخود مبتکر است ودر بسته برعکس.)) 3                                                                                   

در مور د امکانات وتجهیزات فقط یادآور می شود که تعلیم وتربیت امروزه بصورت ملموس بسیار مرد تاکید است وتکنولوزی آموزشی برای تولید مواد کمک آموزشثی نقش بسیار حساسی را برعهده دارد .در تعریف تکنولوزی آموزشی ((جیمز براون از تکنولوزی آموزشی طرح ریزی سیستماتیک، کاربرد ماهرانه تولیدات تکنولوزی ونتایج روانشناسی تربیتی وارتباط امور اساسی می باشد.))   4                                                                          

در ایران نیز ازسال1306تجهیزات آزمایشگاهی رونق داشته است تااینکه در سال 1341اداره آموزش فعالیتهای سمعی وبصری در وزارت آموزش وپرورش بوجود آمدوپس ازآن نیز رشته ای تحت عنوان تکنولوزی اموزشیبوجود آمد ولی به هر حال در ایران ((هنوز هم بعضی از برنامه ریزان تکنولوزی آموزشی ندارند)).                                       

فرآیند آموزشی درایران :                                                         

هرچند که امکان ندارد که کلمه ی آموزش را از پرورش جدا دانست و آنها را دومقوله ی جدا دانست اما بری روشن تر شدن این فرآیند بناچارآنرا جداگانه توضیح می دهیم .توجه نمایید که:((وازه ی آموزش وازه ای است که ابهام چندنی در مورد مفهوم آن وجود ندارد .آموزش فعالیتهای هدفمند معلم برای ایجاد یادگیری در یادگیرنده است که بصورت کنش متقابل بین او ویک یا چند یادگیرنده جریان می یابد.))5 بااین تعریف ما آموزش وپرورش را بعنوان یک سیستم در نظر می گیریم سیستم آموزش وپرورش چون سیستمی انسان ساخته است وبرای رسیدن به هدف معینی طراحی شده است دارای اجزای اصلی یک سیستم است که شامل((درون داد کلیه ی دانش آموزان هستند .بخشهایی که این انرزی را تغییر

می دهند معلمان، روشها، ابزار ، برنامه ریزی آموزشی ودرسی و..می باشد وبرون داد آن فارغ التحصیلان این نظام آموزشی است .)) 1

که در این فرآیند به عوامل تغییر دهنده انرزی ورودی که در فرآیند آموزشی نقش مهمی دارند ،پرداخته می شود.

الف ) برنامه ریزی آموزشی:

  (( لکت میگوید: برنامه ریزی آموزشی فراگردی است برای تعیین کردن هدهدفهای مناسب ، تشخیص دادن مسائل ونیازها وامکانات ومحدودیتها یی که برای رسیدن به آن هدفها موجود است یا محتملا وجود داردوتنظیم کردن فعایت ها وبرنامه هایی که برای رسیدن به آن هدفها لازم است. ))2یونسکو نیز برنامه ریزی آموزشی را چنین تعریف کرده است

((برداشتی است منطقی وعلمی برای حل مسائل آموزشی .))3  برنامه ایزی آموزشی درایران برای اولین بار در ایران درسال 1327در قالب برنامه هفت ساله ی اول توسعه ای اقتصادی واجتماعی بود که به اجرا در آمد.برنامه ریزی آموزشی برای مشخص کردن عوامل مهمی مانند تعیین معلمان مورد نیاز، نرخ ماندگاری، پیش بینی نیروی انسانی ، امکانات وتجهیزات و... می باشد.

 برنامه ریزی آموزشی بر اساس اصول زیر انجام می گیرد که شامل موارد ی مانند :

1- اصل جامعیت : که بیانگر تاثیر خرده سیستم ها برروی همدیگر است وهر خرده سیستمی که در سیستم تغییر کند ،حتما تغییرات عمده ای بر روی دیگر خرده سیستم ها میگذارد.

2-اصل مشارکت : به این معنی است که می بایستی نیازهای آموزش وپرورش بر اساس نظریه ی تمامی معلمان ، مدیران و..جمع آوری وتدوین شود.

3-اصل تعهد: یعنی افراد متعهد ومسئولیت پذیر می توانند برنامه های بهتر وجامع تری را طراحی کنند.

4- اصل واقع بینی: یعنی تمام اطلاعات درباره ی واقعیات اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی و.. براساس واقعیت موجود باشد.

5- اصل استمرار: یعنی کار برنامه ریزی باید مداوما مورد ارزشیابی قرار گیرد وصلاحات لازم درباره ی آن اعمال گردد.

6-اصل توجه به نوآوریها : برنامه ریزان ناگزیرند که برای جوابگویی به انتظارات جدید علمی ، فرهنگی و... برنامه های جدیدتری را طراحی کنند.))4

همنگونه که ذکر شد برنامه ریزی آموزشی اولین گام برای تعیین مسائل اساسی آموزشی است که توجه به آن بسیارمهم وضروری است .

باتوجه به اصول برنامه ریزی به نظر می رسد که برنامه ریزان آموزشی کشور ما توجه چندان به اصول اساسی برنامه ریزی آموزشی ندارند وگاهی برنامه های آموزشی بدون انعطاف سالیانه دراز به اجرا در می آید وحتی در مواردی به ارزشیابی از برنامه ها پرداخته نمی شود.وبعضی از برنامه ها با واقعیات اجتماع در تضاد است وهمچنین در نوآوریهای علمی وفرهنگ گزینی و تاثیر آن در طراحی کتب درسی بسیار ضعیف عمل می شود .وشاید علت اساسی آن علمی نبودن برنامه ریزی آموزشی در کشور ماست ودرضمن از نظرات معلمان و...بسیارکم استفاده می شود وبرخی از برنامه ها در خلا طراحی می شوند.

ب) برنامه ریزی درسی:

   ((برنامه ریزی درسی به محتوای رسمی وغیر رسمی ، فرآیندمحتوا، آموزشهای آشکار وپنهان اطلاق میگرددکه بوسیله ی آنها فراگیر تحت هدایت مدرسه ، دانش لازم را بدست می آورد ، مهارتها راکسب می کند وگرایشها، قدرشناسی ها وارزشها را در خود تغییر می دهد.))5

   ((عناصر اساسی برنامه ریزی درسی عبارتند از : اهداف ، محتوا ، موادآموزشی ، راهبرهای یاددهی –یادگیری وارزشیابی  است که هرکدام از آنها به نوبه ی خود داری مراحل مختلفی است .))6

   در ایران نیز کتب درسی طراحی شده گاهی بسیار مفید وگاهی دوراز ذهن دانش آموزان وارتباطات افقی وعمودی بین دروس رعایت نشده است وکمتر به سن دانش آموزان توجه شده است وبیشتر دروس تاکید بر حفظ و انتقال دانش دارد ودر بسیاری از کتب نظرات معلمان ساعی نبوده است و افرادی بدون ارزشیابی دقیق اولیه غاز کتاب ها آنها را روانه کنند هرچند در سال های اخیر به این امر توجه بیشتری شده است و امید است در آمینده محتوای دروس مورد بازنگری قرار گیرد ویک کتاب برای چندین سال متمادی بدون ارزشیابی از آنها مورد استفاده قرار نگیرد .

 بنا به فرض اگر درحال حاضر دانش آموزان پایه ی اول متوسطه در دروسی مانند زبان ، ریاضی ، فیزیک مشکل دارند تجدید نظر درباره ی محتوای دروس ضروری است .

ج) معلم:

  معلم بعنوان یکی ازعوامل مهم در فرآیند آموزشی است ، زیرا که معلم است که تمامی اهداف ، ارزشها ، محتوا ، برنامه ها و..را درکلاس ارائه وبکار می گیرد.امروزه با توجه به گسترش بسیاری از علوم ارتباطی وامکانات فروان سمعی وبصری واینترنت وامکان اجرای آموزش از راه دور بدون حضور در مدرسه کاملا فراهم است .اما درتمام کشورهای جهان مدرسه بعنوان اولین واساسی ترین مکان برای آموزش ، مورد توجه همگان است.وشاید علت اساسی آن عاملی تحت عنوان معلم است که به مدرسه این ابهت وارزش را بخشیده است وگرنه انتقال دانش از طریق وسایلی مانند اینترنت وغیره هم جالب است وهم امکان آموختن مطالب بیشتری به دانش آموزان می دهد .(( رفتار معلم ازدوجهت دریادگیری فراگیران اثرمی گذارد ، یکی اینکه معلم از طریق مدیریت وسازماندهی ،عوامل موثر دریادگیری ،

موقعیت مناسب تری برای یادگیری فراهم می سازد.یکی از یافته هایی  که بوسیله ی بروفی تلخیص شده است که اصولا

دانش آموزانی که ازطریق یک برنامه درسی سازمان یافته تدریس شده اند ، بهتر از آنهایی که بوسیله یرویکردهای انفرادی تر یا اکتشافی تدریس شده اند،عمل می کنند.یافته های دیگر گویای این حقیقت است که : آنهایی که بیشتر آموزش خویش را بطور مستقیم از معلم دریافت می کنند ،بهتر از آنهایی که انتظار می رودخود آموخته ویا ازیکدیگر بیاموزند، عمل می نمایند.بررسی ها گویای این است که یادگیری در شرایط نظام یافته انجام می گیردونظم دهنده محیط یادگیری ،معلم است.  البته در این محیط  فراگیران بطور فعال برخورد می کنند .نوع فعالیتهای آنان وچگونگی تعامل آنان با سایر عوامل محیطی رامعلم سازمان می دهد .بروفی مطالعاتی را گزارش می دهد که نشان می دهند که معلمان موفق تر آنهایی هستند که تکلیف گرا بوده وکارشان را چنان انجام می دهند که موجب حرکت سریع کلاس در مسیر مطلوب می شود.نتایج یادگیری درکلاسهایی گیراتر است که در آنها دانش آموزان تا حد وسیعی با معلم درکنش باشند.

جهت دیگر تاثیر معلم بریادگیری به انتظارات معلم از شاگرد برمی گردد.اگر دانش آموزان احساس کنند که از طرف

معلم مورد انتظار هستند ، پیشرفت تحصیلی  بالاتر ی خواهند داشت .البته این  انتظار معلم باید با ایجاد تصور مثبت از تواناییهای خوددر دانش آموزان مومورد حمایت قرار گیرد .علاوه برتاثیر معلم ونقش اودر پیشرفت فراگیران ازجهت نقش الگویی نیز می توان به راببطه ی معلم ودانش آموز نگریست ، چون دانش آموزان معلمان خود را انسانهای خیلی مهم تلقی می کنند و رابطه ی عاطفی قوی بین آنان حاکم است منش ورفتار معلم روی شاگرد اثر می گذارد. پس تنها طرح درس واجرای درست آن درکلاس تضمین کننده ی  حصول هدفها نیست بلکه جلوه های رفتاری معلمان وتاثیر آنها در رفتار شاگردان عامل مهم در یادگیری است .))1

دراسلام نیز توجه زیادی به معلم واستاد شده است وبرای اوتکالیفی تعیین شده است که به نقل از کتاب منیه المرید فی آداب المستفید نوشته ی شهید ثانی به چندمورد آن اشاره می کنیم :(( آداب ووظایف معلم عبارت است از آشنا ساختن شاگرد به حقایق دین اسلام-حفظ حیثیت وشئون علم –نهایت دقت دررفتار وگفتار- دریغ نورزیدن از تعلیم علم ودانش-عمل کردن به قول وگفتار – ایجاد گسترش شوق به علم –مهربان بودن با شاگردان – تعلیم مطالب علمی متناسب با ظرفیت واستعداد شاگرد- رعایت مساوات- شهامت دراظهار حق واعتراف به نادانی وجهل خود- ختم جلسه با دعا.))2

مولای متقیان علی(ع) در نهج البلاغه حکمت 411می فرمایند:(( با آنکس که تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو وبا کسی که راه نیکو سخن گفتن را به تو آموخت لاف بلاغت مزن .))2

مشخصات یک معلم خوب:

بعضی از افراد ذاتا معلم آفریده شده اندو حتی بدون تعلیم هم موفق هستند:(( میترل می گوید یک معلم خوب دارای چند معیار است که عبارتند از: نتیجه ی کار معلم یعنی فراگیری دانش اموزان- چگونگی روابط متقابل با دانش آموزان – شخصیت معلم که شامل هوش ، سازگاری   ورفتار او است .)) 3

دکتر بدری مقدم خصوصیات معلمان خوب را به شرح زیر می داند:(( علاقه به تدریس – ثبات عاطفی وروانی- ادامه ی یادگیری _ مهربانی – روحیه ی همکاری –صبوری- رعایت انصاف- آشنایی با اصول روانشناسی- قدرت بیان – ارزشیابی از کار خود وآراستگی ظاهر. ))4

معلمان ایران که جزء نجیب ترین وبا شخصیت ترین مردمان ایران زمین هستند وامین مردم در سراسر ایران می باشند دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند . ولی در موارد زیادی مشاهده می شود که در ایجاد ارتباط صحیح با دانش آموزان ناتوانند و این عامل باعث عدم موفقیت آنها در تدریس شده است .

د)روشهای تدریس :

فن تدریس یا روشهای تدریس بسیار نقش مهمی در امر یادگیری شاگردان ودر فرآیند تعلیم وتربیت دارد چراکه دانش آموزان با روشهای تدریس مناسب به خروجی های مناسبی تبدیل می شوند . روشهای تدریس از دیر باز مورد توجه بوده است وهرکس بنحوی از آنها استفاده کرده است و هرکدام نیز دارای ویزگیهای خاصی هستند ونمی توان آنها را در همه جا بکار برد . به هرحال نقش اساسی در فرآیند یاددهی- یادگیری منوط به نوع وچگونگی تدریس معلم است . همانگونه که قبلا به آن اشاره گردید در ایام قدیم خانواده ها برای آموزش فرزندان خود آنها را به فعالیتهای روزمره وادار می کردند وآنها با تقلید ، کارورزی و...آموزشی را فرا می گرفتند . اما ببا وجود آمدن مدارس نحوی این آموزشها دگرگون شد . که بعلت خارج بودن حوصله یاین تحقیق اشاره می شود که در کشور ما رایج بوده وهست ومتاسفانه کارایی بعضی از این روشها سالها ست که عیان شده است وباعث گردیده تا محصولات نظام آموزشی خروجی های موفق وکارآمدی در عرصه ی علم وعمل نباشند .

روشهای تدریس در ایران از دیربازتا کنون:  

  اگر بخواهیم روشهای تدریس در کشورمان را بررسی نماییم باید به دوران دور بازگردیم اما از زمان ورود اسلام به بعد بطور مختصر آنها را بررسی می نمائیم :

1- روش تدریس در مساجد: در این نوع تدریس شاگردان به طور حلقه های درسی دور هم جمع می شدند ومطالب را می آموختند . استادان ومدرسان مطالب مورد نیازمتعلمان ومتقاضیان دانش را به زبانی کاملا ساده ودرخور فهم آنان

مطرح می ساختند وتا درک کامل مطالب از پاسخگویی به سوالات شاگردان باز نمی ایستادند. شاگردان بعلت ندانستن ،

تنبیه نمی شدند ولی به سبب آموختن تشویق می شدند.

2- مکتب خانه ها : روش تدریس در مکتب خانه ها انفرادی انجام می پذیرفت. وهر کودک درس را با صدای بلند قرائت می کرد زیرا تصور براین بود که با این عمل کودک ضمن فرا گرفتن ، تلفظ صحیح کلمات ،حواس خود را متوجه درس می سازد .تنبیه شاگردان درمکتب رایج بود ودلیل آنرا طبیعت سرکش کودک می دانستند وبرای رهایی  از آن تنبیه را تجویز می کردند .

هرآن طفل کوجور آموزگار                    نبیند ، جفا بینداز روزگار

یا

برسرلوح او نوشته به زر                   جور استاد به زمهر پدر

در این مکتب خانه ها حفظ کردن وتاکید بر حافظه بسیار مهم بود.

3- خانقاه:شیوه ی تدریس بنحوی سازمان یافته بود که بیشترین آزادی و انعطاف پذیری را به استاد وشاگرد می داد.که خود شامل حلقه یعنی که دراین سازمان مشهور آموزش اسلامی، استاد معمولا روی تشک می نشست و دانشجویان هم حلقه وار دور استاد قرار می گرفتند. نوع دیگر مجلس بود یعنی اینکه در ا« بصورت مباحثه ، مسائل مورد بررسی قرار می گرفت وروشهای تدریس در آن سماع یعنی شنیدن واملاء یعنی نوشتن و اجازه به معنی شیوه ی انتقال دانش به دیگران وهمچنین وجاده به معنای پذیرفتن ویا گرفتن مطالب و آخرین نوع روش تدریس رحله بود که به معنی سفر برای درک معلومات بوده است .

4- حوزه های علمیه : که از دیر باز مشهور بوده است وروش تدریس در آنشبیه موارد بالا است .))1

      اما با گسترش علوم روانشناسی تربیتی و مدیریت وبسیاری از علوم دیگر روشهای تدریس فروانی وارد نظام های تعلیم وتربیت شد که هر کدام بنحوی برآموزش موثرند. روشهایی از دیر باز مانند روش های قیاسی و استقرایی و روش معمول امروزی کلاس های ایران یعنی روش سخنرانی وغیره از روشهایی هستند که مورد استفاده معلمان است . البته نمی توان گفت که یک معلم در کلاس درس تنها از یک روش تدریس استفاده می کند بلکه هر معلمی بطور آزادانه روشی برای خود برمی گزیند و ممکن است در حین تدریس از روشهای دیگر نیز استفاده کند . مثلا یک معلم که ازروش سخنرانی استفاده می کند ممکن از روش پرسش وپاسخ در حین تدریس نیز یاری بگیرد.

5-روش سخنرانی : (( یکی از روشهای قدیمی آموزش است که در آن معلم مطالبی را بیان ودانش آموزان یادداشت یا فرا می گیرند.در این روش یک نوع انتقال یادگیری ورابطه یذهنی بین معلم وشاگرد ایجاد می شود.دراین روش بعلت کم هزینه بودن وغیر فعال بودن شاگردان ،اکثر مواقع با روشهای دیگر آمیخته می شود .))1

  در این روش معلم فعال ودانش آموز منفعل است وعملا دانش آموز در یاددهی-یادگیری شرکت ندارد ویکسری مطالب به وی ارائه می شود وبدون اینکه نظر او دخالت داده شود ومعلم خد بعنوان مدار اصلی کلاس است . متاسفانه غالب معلمان ایران از این روش منسوخ در دنیا همچنان استفاده می کنند وعلاوه بر خسته کردن خود مطالب زیدی را نیز نمی توانند به شاگردان انتقال دهند وآنگاه ناچارند که به دانش آموزان فشار آورند که مطالب درسی حفظ نمایند.

6- روش گفتگوی گروهی :(( در این روش معلم معمولا موضوعی را مطرح می کند ودانش آموزان به بحث واظهار نظر درمورد آن می پردازند وبه نتیجه می رسند. شرکت در کار گروهی برای دانش آموزان جالب وبرانگیزنده است . نظر به اینکه در این روش مسئولیت بیشتر به دانش آموز واگذار می شود معلم تنها نقش راهنما را دارد.))2

آموزش نمایشی :(( در این روش معلم در کلاس درس طرز کاربرد وسیله ای ویا چگونگی ساختن شی ئی را به نشان می دهد .این اولین روش تدریسی است که بشر بکار برده است .قبل از شروع به کار باید هدف درس مشخص گردد وبرای شاگردان توضیح داده شود.تا آنها بدانند معلم در صدد چیست وسپس دانش آموزان شروع به انجام کار کنند.))3

این روش درمدارس ما نیز دربعضی از دروس عملی اجرا می گردد.

7-آموزش آزمایشگاهی :(( اساس این روش براصول یادگیری اکتشافی است وفلسفه آن (خودت کشف کن ) است .دراین روش مستقیما آموزش داده نمی شود ،بلکه دانش آموزان خود راه حل مسائل را از طریق تحقیق وآزمایش با کمک وسایل آموزش لازم می آموزند. نقش معلم دراین آموزش نظارت وهدایت است .))4

ازاین روش در مدارس مادر کلاسهای آزمایشگاهی مانند علوم ، فیزیک ، شیمی وزیست شناسی از بهره گرفته می شود.

8- آموزش گروهی :(( یکی از روشها ی جدید تدریس است . به این ترتیب که تدریس یک معلم فقط به یک کلاس محدود نمی شود بلکه گروهی از معلمان دریک کلاس تدریس می کنند . نطر به اینکه آموزش نوعی ارتباط بین معلم وفراگیراست ،آموزش گروهی این فرصت را می دهد که درصورتی که بببببببعضی از دانش آ»وزان نتوانند ارتباط لازم با یکی از معلمان برقرار کنند معلمان دیگر این نقصان را جبران نمایند.))5

ازاین روش درمدارس ما استفاده نمی شود.

   بسیاری از روشهای دیگر تدریس موجود است که کمترین بهره از آنها در آموزش ما از آنها می شود .مانند : روشهای تیمی- اکتشافی –گروههای همیار- روشهای گروهی- قیاسی واستقرایی – پرسش وپاسخ و..که هنوز جایگاه واقعی خود را درآموزش مدارس ما پیدا نکرده اندو همچنان معلم خود را محور اصلی کلاس می داند ودانش آموزان بدون هیچگونه فعالیتی فقط گوش به فرمان معلمان هستند.

یکی از موراد دیگری که درفرآیند آموزشی مهم است ارزشیابی از کار دانش آموزان است که بعلت گستردگی مطلب فقط اشاره می شود که ((ارزشیابی به یک فرایند نظامدار برای جمع آوری ، تحلیل وتفسیر اطلاعات گفته می شود به این منظور که تعیین شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا درحال تحقق یافتن هستند وبه چه میزان .))6

درحالیکه در ایران از مفهوم اندازه گیری در آموزش وپرورش استفاده می شود ومعلمان عملا از کار خود وشاگردان ارزشیابی بعمل نمی آورند. ((اندازه گیری یعنی شیوه ی نسبت دادن یک عدد (که معمولا به آن نمره می گویند) به یک صفت یا ویزگی معین یک شخص به گونه ای که آن عدد درجه ای از آن صفت یا ویزگی را که آن شخص دارا می باشد ،نشان دهد.))7

فرآیند پرورشی وتربیتی:

 دراین مقوله چونکه در ابتدای فصل نیز به آن اشاره شد ،جدایی آموزش وپرورش ازیکدیگر غیر ممکن است ولی این فرایند را که تحت این عنوان بررسی می نماییم شامل پرورش اخلاقی ، جسمانی ، بهداشتی وتربیتی دانش آموزان  است

 

مفهوم تربیت :

 کلمه ی تربیت معنای آن بسیار دشوار است وممکن است با چیزهای دیگر خلط شود .فلاسفه وسایر متفکران هم هریک به تناسب نظریه ی مورد قبول خویش ، تربیت را به گونه ای تصور وتعریف کرده اند.((مثلا آنکه سوداگربوده است بیاری تربیت از فرد،عاملی درخدمت خوشبختی خود ودیگران فرض کرده است . آنکه انسانگرا است درپی آنست که انسان واقعی را در جوامع بشری تحقق بخشد و آنکه اجتماعی بوده است تربیت را فن اجتماعی بار آوردن افراد می داند . به هر حال نظریه های گوناگون می توان فهمید که تربیت عملی است که همه جا به نوع بشر منحصر است وعملی است که از طریق فردی روی فرد دیگر اعمال می شود وهدفدار است .به هرحال تربیت مراقبت از نشوونمای آدمیزاده در جریان رشد وی یعنی درمسیر اوبه سوی کمال است.))1

اهمیت تربیت نیز شرط لازم نیل آدمی به مرحله ی کمال انسانی است .بشرتنها با تربیت می تواند آدم باشد ولا غیر.

به هر طریق تربیت امری بسیار مهم است ومی بایستی توجه ویزه ای به آن شود.که قبلا درمورد تعلیم که بخشی ازآن است ،طی فرآیند آموزش در مورد آن بحث کردیم وحال به موارد دیگراز تربیت می پردازیم که فرایند آموزش وپرورش را می تواند گامی به جلوترببرد.

الف) پرورش اخلاقی:

تعریف اخلاق(( به غرایز وملکات روحی وباطنی وبه اعمال ورفتاری که از این خلقیات سرچشمه می گیرد اخلاق گویند.))2

اخلاق از نظر اسلام:

(( خدای سبحان که دریای رحمت بی کران است هربنده ای را که دوست می دارد،مورد لطف خود قرار می دهد واخلاق وصفات حسنه که از اوصاف روحی وباطنی هرانسان است به او عطا می فرماید. انسان درنتیجه ی همان اخلاق واوصاف پسندیده ی درونی رشد نموده به کمالات ودرجات عالیه ی دنیوی واخروی دست می یابد.علمای اخلاق صفات روحی ونفسانی رابردو نوع تقسیم کرده اند:1-فطری وطبیعی2-اکتسابی واختیاری . اخلاق به معنای خودسازی وتربیت

روح وآراسته شدن به ادب الهی بخش عظیمی از تعالیم اسلام را تشکیل می دهد. ودر قرآن کریم وروایات اهل بیت (ع)

اهمیت فراوانی به این موضوع داده شده است .اصول اخلاقی از همان امر ونهی قرآن وسنت سرچشمه می گیرد.اساس قوانین الهی بر مبنای توحیدفطری واخلاق نیکوبنا شده است.همچنانکه امام محمدباقر(ع) می فرماید(اخلاق برای دین ،زهددر دنیا است.) شاید بتوان گفت که همه ی آیات قرآنی درس اخلاق هستند . پس هدف از علم اخلاق تکامل وتعالی انسان وکامل شدن فضیلت های اخلاقی او ورسیدن به حق است ودرجاتی که خداوند برای رسیدن به آنها آفریده وبدین وسیله باید لیاقت یابد وبه پروردگار خویش نزدیک شود تاخداوند اورا به مقامی پسندیده برساند.))3

اخلاق وپرورش اخلاقی از نظر روانشناسان :

هرکدام از موارد زیر در بردارنده ی عناصر مهمی از اخلاق ومفهوم آن است :

(( رفتاری که منجربه کمک دیگر انسانها شود ،یک فعل اخلاقی است.

رفتاری که هنجارها وارزشهای جامعه را مرد تایید قرار دهد، یک فعل اخلاقی است .

درونی کردن هنجارهای جامعه منجربه بروز ؛ یک فعل اخلاقی است .

احساس همدلی وهمدردی واحساس گناه ویا هردو ، یک فعل اخلاقی است .

مقدم دانستن منافع دیگران نسبت به منافع خود ، یک فعل اخلاقی است .))4

که هرکدام از موارد بالا تنها به جنبه های خاصی از اخلاق توجه کرده است نه تمام اخلاق.

(( پیازه در سال 1923مطالعات خود را در مورد قضاوت اخلاقی در مورد کودک منتشرکرد. یافته های پیازه در این باره دلالت براین دارد که تحول اخلاقی در طول یک ردیف ساختهایی شناختی رشد می یابدودر هر مرحله شکل وطرح وساخت مشخص خود را دارد.نخستین دوره ی رشد اخلاقی ناپیروی است که طی آن دستورها ومقررات اخلاقی در نزد کودک اعتباری ندارد.دومین دوره دیگر پیروی است که کودک بطور کوکورانه از بزرگترها تبعیت می کندکه مقارن با دوره ی دبستان است.مرحله ی سوم خود پیروی استکه درآن فرد براساس احترام متقابل وانضباط درونی ، روابطی را برقرار می سازد وقوانین اخلاقی رانه به صورت اموری مطلق بلکه بصورت اختیاری وقابل تغییر تلقی می کند ،که همزمان با مرحله ی عملیات انتزاعی است.))1

کهلبرگ نیز نیز در زمینه ی تحول اخلاقی نظریه ی جالبی دارد.((وی در ابتداسه دوره تحول اخلاقی را مشخص ساخت وپس از آن برای این تحول شش مرحله تعیین کرد:

سطح اول : پیش قراردادی ؛که کودک رفتارش براساس اجتناب از تنبیه وگرفتن پاداش است.

مرحله ی اول؛ در این مرحله افراد احکام اخلاقی خود را اساس ترسهای مشخص ومیل به اجتناب از مجازات است،

تشکیل مدهد.به همین علت پدر ومادر وبزرگسالان بدون چون وچرا اطاعت می کند.

مرحله ی دوم ؛ اخلاق مبتنی برپاداش وکسب لذت است.

سطح دوم: اخلاق قراردادی ؛ در این دوره آنجه برای کودک مهم است ،برقراری نظم اجتماعی وسازگاری با محیط اجتماعی است . در این مرحله درست یا نادرست بودن امور بستگی دارد به انتظار گروه همسال ،جامعه یا بزرگسال است.

مرحله سوم؛ پسرخوب ،دختر خوب.در این مرحله کودک به درون سازی معیارهای اخلاقی دیگران نائل می شود وبه جلب رضایت دیگران یا کمک به دیگران مورد تاییدش قرار می گیرد.

مرحله چهارم ؛ اخلاق مبتنی بر نظم وقانون است.

سطح سوم : اخلاق خود پیروی . دراین سطح فرد نسبت به جزمیت ، قطعیت وتغییر ناپذیری قوانین موجود تردید می کند.در این سطح فرد نقطه نظرات موجود در جامعه را زیر سوال می برد .استقلال در قضاوت اخلاقی ویزگی بارز این دوره است.

مرحله پنجم ؛ اخلاق مبتنی برپیمان ومیثاق اجتماعی؛ در این مرحله فرد تصور می کند که قانون چیزی قراردادی واجباری است که نوعی هماهنگی میان افرادایجاد می کند،که ناشی از توافق متقابل است.

مرحله ششم ؛ اخلاق مبتنی براصول جهانی ؛ در این مرحله اصول اخلاقی درونی شده وتعمیم می یابد.تغییرجهت فرد به سوی اصول ، ارادی است وبراساس الزام به اطاعت از قدرت نیست .))2

((نظریه ی کهلبرگ همچون پیاژه در حقیقت پایه های دیرینه ی سیاست تربیتی کهنه گرایان سنتی وشیوه های تربیتی جزئی نگرها به امر تعلیم وتربیت راکه آموزش اخلاقی را صرفا در قالب نصایح لفظی تلقی می کردند برهم ریخته است وآنها را مجبوربه بازنگری وبازسنجی روشها ونگرش ها ی خود کرده است .))3

((عوامل اجتماعی در رشداخلاقی :

عوامل فراوانی بر رشد اخلاقی تاثیر دارند که یکی از آنها عوامل اجتماعی است که این عوامل به شرح زیر است :     

 الف) نقش الگوها وبزرگسالان در تغییر تراز اخلاقی:

بسیار یاز پژوهش ها نشان داده اند که بین تحول اخلاقی کودک ورفتار مبتنی برالگوهای بزرگسالان مشابهتی وجود دارد که بیش از پیش افزایش می یابد. تردیدی نیست که اطرافیان به خصوص والدین وهمسالان بر تحول اخلاق کودک تاثیر قابل ملاحظه ای می گذارند ووالدین به کودکان الگوهایی عرضه می کنند که به آنها امکان می دهد ،نظام اخلاقی

خود را شکل دهند.نکته ای که مهم است کودکان به تقلید عمل بیش از تقلید گفته ها تمایل دارند.آلبرت باندورا ،جرج میلر و الترز معتقدند رشد اخلاقی نیز مانند بیشتر خصوصیاتی که انسان دارا است ،اکتسابی ونتیجه ی تاثیرات عوامل بیرونی ومحیطی است این عده به تاثیر مدل والگودر یادگیری اهمیت زیادی می دهندومعتقدند که کودک در جریان تحول خود ،بیشتر آنچه را که رفتاراخلاقی نامیده می شود ،دردرجه ی اول از خانواده وسپس از محیط خارج ودر میان اجتماع

فرامی گیرد. پس می توان بیان کرد که یافته های پزوهشی بدست آمده نشان می دهد که هافزون برعوامل ساختاری ، الگوهای اجتماعی وبویژه روشهای آموزشی وتربیتی خانواده نقش مهمی در کیفیت شکل گیری اخلاق در کودکان ونوجوانان دارد.

ب) نقش گروههای همسال در تغییر رشد اخلاقی :

گروه همسالان بویژه از دوره ی دبستان به بعد یکی از موثرترین وپایدارترین منابع نقش های اخلاقی کودک هستند. رشداخلاقی کودک درمیان همسالان از نظر تحقق عدالت ،معنی محسوسی به این فرض می دهد که اصول اخلاقی نه

ساخته ی عوامل بیرون ی اند ونه زاده ی الهامات درونی ،بلکه آنها ناشی از روابط متقابل اتجتماعی هستند که براثر

تعامل دائمی طبیعت فرد با فرهنگ خویش حاصل شده است.

ج) رفتار اجتماعی وتحول ارزشها :

بلاسی نتایج پژوهش خودرا پیرامون رابطه بین تحول ارزشها ورفتارواقعی انتشارداد.که ازنتایج آنها دریافت که رابطه پایدار ومثبتی بین مراحل تحول اخلاقی ورفتار واقعی وجود دارد. پژوهش های دیگر توسط شری مکنلی _ میلگرام ودیگران صورت پذیرفت که همگی رفتار واقعی را با تحول اخلاقی بررسی کرده اند.))1

در اسلام نیز تاکید زیادی بر رشد اخلاقی کودکان ونوجوانان و..شده است وفقط یادآوری می گردد که با توجه به نقش مهم الگو در در تحول اخلاقی طبق نص صریح قرآن مجید پیامبر (ص) بعنوان الگوی مسلمانان است ونیاز است که آموزش وپرورش کشورمان در این مورد عنایت ویژه تری اتخاذ نماید.((لقدکان رسول الله اسوه الحسنه ))
پرورش جسمانی:

  یکی دیگر ازموضوعاتی که در امر پرورش کودکان ونوجوانان می بایستی توجه ویژه ای به آن بشود همانا پرورش جسمانی است که توجه به آن از دو جنبه حائز اهمیت است :که یکی تربیت بدنی ودیگری بهداشت جسمانی وروانی است

طبق اصل سوم قانون اساسی بند سوم آن (( آموزش وپرورش وتربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح وتعمیم آموزش همگانی از وظایف دولت است .))2

تربیت بدنی :

   یکی ازمواردی که آموزش وپرورش به آن اهمیت می دهد ،تربیت بدنی است . که امروزه بعنوان یک درس رسمی در تمام پایه های کلاسی وجود دارد.وسالیانه مسابقات زیادی در بین دانش آموزان اجرا می گردد.

((ورزش در لغت یعنی ورزیدن واما از لحاظ علمی یعنی نوعی بازی سازمان یافته است که در آن تمرین حرکات به منظور تقویت قوای جسمانی وروحی وکسب مهرت اجرا می گردد.))3

((اصول ومبانی تربیت بدنی : 1- مبانی تربیتی ؛ اخلاقی واعتقادی؛ تربیت بدنی بخشی از تعلیم وتربیت ووسیله ی سالم سازی انسان ها ودر نهایت جامعه است.2- مبانی جسمانی وفیزیولوژیکی: امروزه حرکت وفعالیت نقش اساسی در علوم مختلف وخصوصا علوم تجربی دارد . بنا براین یکی از زمینه های مطالعاتی در تربیت بدنی وورزش بررسی تغییرات فیزیولوژیکی ارگان های داخل بدن در نتیحه اجرای فعالیت های بدنی است .3- مبانی روانی واجتماعی؛ اعتقاد براین است که فرد در جامعه از طریق حرکت بخشی از نیازهای اجتماعی خود را تامین می نماید .یعنی حرکت وورزش بعنوان عامل موثر در جهت تقویت ارزشهای اجتماعی ورفتارهای مطلوب انسانی است . این اهداف به این شرحند: {رهبری گروه ، احساس مسئولیت فردی واجتماعی ،حس تعاون ، پذیرش وتطابق با گروه ، اطلاع از قوانین وایجادحس احترام

و..}))4

تربیت بدنی در اسلام:

 ((از نظر اسلام بدن انسان ابزار تکامل روح است ، وتحقیر بدن درحکم تحقیر شخصیت آدمی است . نه جسم از روح جدا وبا آن متضاد است ونه دنیا از آخرت بلکه یکی مقدمه ووسیله ی تامین دیگری می باشد .حضرت علی (ع) می فرمایند: روح در جسم آدمی همانند معنی در لفظ است .

تربیت بدنی در قرآن :

((1- ای پدر فردا او (یوسف) را باما به صحرا بفرست .که درچمن و مرتع بگردانیم وبازی کنیم . سوره یوسف11

2- گفت قصداینستکه ما در صحرا برای مسابقه رفتیم ویوسف را برسر متا ع خود گذاریم . سوره یوسف16

3-خداوند گفت او {طالوت} از این رو به شاهی شایسته تر خواهد بود که خداوند برشما برگزید ه واو را افزونی بخشیده در بسط دانش وتوانایی تن .سوره بقره 247

4- چه کسی ازما نیرومندتر است .سوره فصلت15)5

تربیت بدنی در احادیث و روایات:1

1- خداوند بنده نیرومندش رادوست دارد. پیامبر((ص))

2-بهترین سرگرمی برای مرد مومن شنا وبرای زن با ایمان ریسندگی است . پیامبر((ص))

3-بدن تو برتو حقی دارد وحق آن این است که آنرا سالم ،نیرومند ومقاوم دربرابر سختی ها نگاه داری پیامبر((ص)).

4- غذای روح مطالعه وغذای جسم ورزش است . حضرت علی(ع)

5-پروردگارا اعضای بدنم را درخدمت به خودت نیرومند گردان.حضرت علی (ع)

6- فرشتگان الهی هنگام مسابقات اسب سواری حاضر می شوند. امام صادق (ع)

7- پروردگارا به من تن سالم وقوت نیرو دربدن عطا فرما.امام سجاد(ع)

نقش تربیت بدنی در اهداف تربیتی :

((1- تقویت وضعیت تحصیلی 2- تقویت ذهنی3- آمادگی برای یادگیری4- بهبود وتسهیل یادگیری 5- اعتماد به نفس 6-تقویت روابط شخصی 7 – رفتار مسئولانه 8- استقلال9-آمادگی جسمانی10-زندگی فعال وپویا.))2

 بهداشت جسمانی وروانی:

مساله ی بهداشت دانش آموزان بسیار مهم است . وعلاوه بر ورزش می بایستی به آن توجه کافی شود .حتی در ایین نامه ی اجرایی مدارس فصل چهارم ماده ی56تا63 به آن تاکید ویژه شده است از قبیل ماده ی57((ارتقاء سطح بهداشت وسلامت محیط مدرسه مانند تامین آب ،نظافت و..از وظایف مدیران است .ماده 59 در مدرسه باید حداقل باید یکبار درسال از دانش آموزان معاینه ی بهداشتی –درمانی به عمل آید. در ماده ی 60تعطیل نمودن مدرسه در صورت بروز بیماری های واگیر دار ماده ی61 اطلاع به والدین درخصوص بیمار ی دانش آموزان وماده ی63 توجه به دانش آموزانی که نقص عضو دارند .))3

  حتی سلامتی دانش اموزان گاها از تعلیم آنها مهمتر است زیراکه عقل سالم در بدن سالم است . اسلام در موارد بسیاری به نظافت اهمیت داده است وخداوند بارها در قرآن کریم به اهمیت نظافت اشاره نموده است که فقط به یک نمونه آن اشاره می شود :(( خداوند پاکیزگان وتوبه کنندگان را دوست می دارد.))پیامبر عظیم الشان نیز در موارد فراوانی به نقش نظافت تاکید نموده اند ازجمله فرمودند: (( نظافت ،نشانه ی ایمان است .))

  آموزش وپرورش برای رسیدن به فرآیند پرورشی ،در سالهای بعداز انقلاب تلاش های زیادی را انجام داده است وحتی معاونتی به همین عنوان در آموزش وپرورش بوجود آمده است . ولی هنوز به آن اهدافی که می خواهد نرسیده است.

نقش ساختاری یا سیستم ساختاری نظام تعلیم وتربیت در ایران :

(( درساختار آموزش وپرورش معرف طول دوره ها ومراحل مختلف تحصیلی ، اهداف خاص هر دوره ونحوه ی اداره و ووظایف محوله جزءآن می باشد .

در ایران دوره ی آموزش وپرورش عمومی 9سال است وشامل سه مرحله :

الف) آموزش وپرورش اساس به مدت 2سال.

ب) //           //       ارکان به مدت 5 سال.

ج)  //          //       ارشاد به مدت 2سال .

این دوره حداقل تعلیم وتربیت مورد نیاز هر شهروند ایرانی را تشکیل می دهد .که گذراندن آن برتمام افراد ملت الزامی است .واز سن 5 سالگی شروع می شود .

آموزش وپرورش فراگیر کاربردی وعلمی :که شامل یک شاخه ی متوسطه فراگیر ودوشاخه ی حرفه آموزی است .

ساختار سازمانی آموزش وپرورش:

  (( ساختار نظام آموزش وپرورش در ایران متمرکز است . در این روش کلیه ی کارهای تعلیم وتربیت ازجمله اهداف سیاست گذاری ، برنامه ها ، خط مشی اجرایی وپرداخت هزینه ها ی آموزشی توسط دولت است.واحدهای آموزشی ذر واقع مجری مصوبات ودستورالعملهای مرکزی هستند.ازجمله محاسن این نظام وجود امکانات وشرایط مساوی برای همگان وهمچنین امکان تشخیص وتعیین نیازمندیهای ملی ومملکتی بهتر فراهم می شود.وعلاوه برآن ایجادوحدت ویگانگی بین مدارس است.اما دارای معایبی نیز هست که شامل ملاحظات سیاسی وتغییرات ناشی از سیاست ها ی کلی در اتخاذ خط مشی ها آموزش وپرورش در تدوین کتب درسی است .در این شیوه احتمال عدم بروز ابتکارات وخلاقیتهای فردی وجود دارد وهمچنین بعلت تنوع نیازها ی منطق آموزشی امکان پاسخگویی ورفع نیازهای هر منطقه به آسانی فراهم می شود وعلاوه بر آنها نیازهای محلی ومنطقه ای مورد توجه واقع نمی شود.))1

(( سازمان آموزشی ایرانی به سبک جدید، اززمان تاسیس دارالفنون در سال1228شمسی آغاز گردیده است .وطی بیش از150سال در آن تغییراتی پدید آمده است .سازمان آموزش وپرورش ایران همانند اداری داری مبانی قانونی بوده است . مبانی قانونی آموزش وپرورش ایران عبارتند از : قانون اساسی- قوانین آموزشی ، تصویب برنامه های دولت ، اساسنامه های آموزش ، آیین نامه ها وبخشنامه های مختلف است. اهداف سیاستهای اداری وآموزشی آموزش وپرورش ایران ازمتمم قانون اساسی مصوب مشروطیت 1286ومفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب1358الهام گرفته است . اصول 3،15،16،30و104 ازاصول اساسی جمهوری اسلامی ایران ناظر برآموزش وپرورش بوده وقوانین آموزش وپرورش دراین راستا است.))2

 پس براساس موارد فوق آموزش وپرورش داری قوانین ووظایف خاصی است که معلمان ،مدیران ودانش آموزان موظفند بر اساس موارد ذکر شده در قانون عمل نمایند.

فرآیندهای روانشناختی در تعلیم وتربیت ایران :

 یکی دیگر ازمقوله های بسیار مهم در آموزش وپرورش فرآیندهای روانشناختی است که شامل انگیزش ، نگرش ها ،ادراکات ، برقراری روابط انسانی میباشد که نقش مهمی در فرآیند آموزش وپرورش ایفا می کنند.

1-احساسات وادراکات :

 (( احساس عبارت است از تاثیر مرکز عصبی مخ در اثر انتقال پیامی از گیرنده های حسی به آن .که عوامل احساس عبارتند از ؛ محرک ،گیرنده ی حس ، عصب آورنده ومرکز عصبی .))3

که احساسات انسان نقش بسیار مهمی در زندگی وی ایفا می کند .لذا تعلیم وتربیت می بایستی ضمن تقویت احساسات مثبت در شاگردان از قوای گوناگون حسی در امر تعلیم وتربیت به بهترین نحو استفاده شود ولی درمدارس ما توجه چندانی به آنها نمی شود وتنها حس بینایی وشنوایی کاربرد فراوانی دارند.

2- ادراکات:

(( معمولا پس ازاحساس ادراک صورت می گیرد یعنی وقتی اثر محرک به مخ می رسد در آنجا مورد شناسایی واقع شده

ویابعبارت دیگر ادراک می شود .ادراک از نظر لغوی به معنای دریافتن ووصول می باشد وبه این دلیل شناسایی اثرمحرک ادراک نامیده می شود .که این اثرتوسط انسان دریافت شده وانسان کمابیش به مفهوم اثرمحرک دسترسی پیدا می کند.))4

((ادارک عبارت است ازشناسایی اثر محرک حسی ،ادارک امورت مجرد . اثبات آن نیز امری است فلسفی که از حوزه ی این تحقیق خارج است .عوامل موثر براداراک عبارتند از : جذب وانطباق ، تاثیر متن بر ادراک، ثبات ادراکی ، تطابق اندامهای حسی ،خلاقیت ادراکی ،خصوصیات شخصی ، هیجانات ، محرومیت ها ، فرهنگ ))5

در آموزش وپرورش ما چون به نقش احساس توجه کافی نمی شود فلذا در مورد چیزهای ادراک شده ، معلمان ما شناخت کافی ندارند.همنگونه که از عوامل ادراک معلوم شد اداراک تحت تاثیر عوامل متنوعی است وحتی فرهنگ جامعه برادراک فرد تاثیر دارد و عواملی مانند متنی که فرد در آنواقع می شود می تواند ادراک او را تحت تاثیر قرار دهد ونیاز است معلمان ومدیران وسایر دست اندر کاران نظام تعلیم وتربیت به عوامل ادراک توجه ومتناسب با آن با افراد برخورد نمایند. وهمه را با یک چشم ننگرند.

3-انگیزه وانگیزش:

((حالت روانی انسان است که او را در جهت خاصی تجهیز کرده واو را وادار به انجام رفتارهای مشخص می کند .عامل اصلی پیدایش انگیزش ،انگیزه است .انگیزه های افراد بردونوع است : انگیزه های طبیعی که در نوع انسان ثابت است ونیازی به تعلیم وتربیت ندارند .این انگیزه ها انواع مختلفی دارند که عبارتند از : سائق ها مانند گرسنگی ،تشنگی ، نیاز جنسی و..نیاز به امنیت ، نیازبه تعلق ، نیازهای فطری .

نوع دیگر انگیزه همانا نیازهای اکتسابی هستند که تحت تاثیر عوامل محیطی قرار گرفته وممکن است در تمام انسانها .وجود نداشته باشدوثانیا این نوع انگیزه ها سلسله مراتبی نیستند . که بردو نوع فردی واجتماعی هستند.انگیزه های فردی عبارتند از عادت، وقایع مهم وعوامل ناخودآگاه .

وانگیزه های اجتماعی که عبارتند از: انگیزه های فردی وقتی تعمیم پیدا کنند واکثریت افراد اجتماع را در بر گیرد .

از این انگیزه ها ؛ نحوه ی برخورد با کا راست .که در برخی از جوامع عادت کرده اند نسبت به کار متعهد بوده وبه اصطلا ح در این جوامع وجدان کاری زیاد است ودر بعضی دیگر بالعکس. ازمیان وقایع مهم مانند جنگ ها ، انقلابات ، اختراعات مهم در یک جامعه ، افتخارات مهمی که جوامع کسب می کنند ،تاثیر به سزایی درپیدایش انگیزه های اجتماعی ایفا  می نمایند.))1

 توجه به ایجادانگیزه در دانش آموزان برا فرگیری علم وتربیت مورد نظر وهمچنین برای معلمان وسایر عوامل اجرای امری مهم وضروری است چونکه بدون انیزه نمی توان به اهداف آموزشی وپرورشی نائل شد .در اموزش وپرورش ایران متاسفانه این عامل مهم واساسی  به مقدار زیادی به بوته ی فراموشی سپرده شده است ومعلمان به نوعی احساس تبعیض بین خود وسایرکارکنان دولت می نمایند وشاگردان نیز بعلت عدم وجود بازار کارمناسب برای فارغ التحصیلان از علم زده شده اند که هردوی این موارد نیاز جدی به تجدید نظر دارد تا جامعه ای پویا وپیشرفته داشته باشیم.

برقراری روابط انسانی:

 (( روابط انسانی یعنی رعایت ادب ونزاکت در برخورد با دیگران وبرخی از شاخص های روابط انسانی عبارتنداز: درک نیازها ،استعدادها ومشکلات دیگران وکوشش برای تامین ،شکوفایی وحل آنها-پذیرش تفاوتهای فردی- دوست داشتن دیگران- خوب گوش کردن وپذیرفتن افرادو..می باشد که توجه به اصل روابط انسانی در آموزش وپرورش باعث تقویت روحیه وهمچنین نوآوری وخلاقیت می شود .))2

 از این عامل در اموزش وپرورش ایران استفاده می شود ولی تنها بوسیله ی مدیران واما معلمان از این عامل برای کنترل وانگیزش در کلاسهای درس خود استفاده ی چندانی نمی برند.

نگرش : (( ارزیابی یا برآوردی است که بصورت مطلوب یا نامطلوب درباره ی شیء،فرد یا رویدادی صورت می گیرد. نگرش بازتابی از احساس فرد نسبت به یک موضوع یا یک چیز است . هنگامیکه من می گویم کارم را دوست دارم ، نگرش خود را درباره ی کار ابراز نموده ام . بین رفتار ونگرش رابطه ای وجود دارد که پس از بررسی و تحقیقاتی که درباره ی رابطه ی نگرش ورفتار انجام شد  به این نتیجه رسیده اندکه نگرش با رفتار رابطه ای ندارد .واین به این علت است که افراد دریک زمان دارای نگرشهای متعددی هستند.))3

در حال حاضر معلمان وسایرعوامل اجرایی مدار سنگرش خوبی نسبت به سیسیتم اداری ندارند وبه علت های گوناگون به نظام آموزشی و ادرای نگرشی منفی پیدا کرده اندو دانش آموزان نیز بعلت از دست رفتن بازار کار برای جوانان تحصیل کرده نگرش مناسبی به تعلیم وتعلم ندارند.

 

  

 

                          


 
  • یکشنبه دوم بهمن 1390 - 8:37
  • دسته بندی :
  • نویسنده:
عنوان تحقيق:

پيشينه آموزش و پرورش  بيجار گروس

90

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                       

فهرست مطالب:

مقدمه

جغرافياي بيجار گروس

سابقه تاريخي بيجار گروس

آثار باستاني بيجار گروس

مشاهير بيجار گروس

مكتب خانه هاي بيجار

اداره معارف بيجار

كلياتي در باره مدارس

 الف)پذيرش دانش آموز

ب)وسايل و ملزومات

ج)آب شرب مدرسه

د)ساختمان مدارس

ه)تخته سياه

و)گچ تحرير

ز)كتاب

ح)برنامه مدارس

ط)مواد درسي

ي) سن دانش آموزان

مدارس

تربيت معلم

دانشسرا

وضعيت كنوني

نتيجه گيري

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

استعمارگران در راستاي حفظ سلطه فرهنگي خود و مسخ و نابودي هويت ملت ها با استفاده از ابزارهاي مدرن ارتباطي فرهنگ ملل ديگر به ويژه جهان سوم را متحجر جلوه داده و سعي در ايجاد خلاء وجانشيني فرهنگ صادراتي مطابق با مطامع سياسي و اقتصادي خود دارند.(مريواني،87)

اهميت اين موضوع به حدي است كه شايسته است، تمام كشورهايي كه به نحوي تحت تاثير اين تهاجم فرهنگي قرار گرفته اند،مردم خود به ويژه جوانان را با ارزش ها و توانايي هاي ملت خود در گذشته و حال آگاه كنند.

حضرت علي (ع)؛ به فرزندش امام حسن(ع) مي فرمايند: ( اي پسرم اگر چه من عمر دراز نكردم مانند عمر كساني كه پيش از من بودندولي در كارهاي ايشان نگريستم و در اخبارشان انديشه كردم،چنانكه مانند يكي از آنان شدم كه گويي من  با اول تا آخرشان زندگي كردم)(نهج البلاغه)

در ميان كوههاي سر به فلك كشيده زاگرس با برف و بوران زمستاني اش و با بهار زيبا و گلهاي ارغواني اش،زندگي در شهر من بيجار، جاري است. شهري با مردماني سخت كوش و با هوش كه با سرپنجه ي دختركان وزنانش فرش هاي پولادين گروس شهره آفاق شده و با پاك مردمان و رادمرداني همچون فاضل گروسي،امير نظام دريادار بايندرو ..درهاي گرانبهاي تاريخ ايران، با مام وطن نرد عشق باخته است.

مربيان و معلمان اين خاك شهد گوراي بينش و دانش را به كام نيوشندگان چشانيده اند و  در عين گمنامي و بي تكلفي حاصل  تجربياتشان را در طبق اخلاص نهاده و تقديم دانش پذيران نموده اند.

مايه مباهات خواهد بود كه حاصل اين تحقيق ياد و نام آن گرانمايگان را زنده گرداند و بدينوسيله پلي ميان گذشته، حال و آينده ايجاد نمايد.

 

 

 

جغرافياي بيجار گروس:


 

شهرستان بيجار از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 36 دقيقه ي درازاي خاوري و 35 درجه و 52 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1940 متري از سطح دريا قرار دارد. شهرستان بيجار از شمال به تکاب ( آذربايجان غربي ) و ماه نشان (زنجان)، از خاور به شهرستان هاي زرين آباد و قيدار ( استان زنجان )، از جنوب به قروه و از باختر به ديوان دره محدود است. شهربيجار مرکز شهرستان بيجار در منطقه گروس، از مناطق حاصل خيز کردستان در خاور سنندج قرار دارد. اين شهر، ميان کوه ها قرار گرفته و بعد از چند شهر از جمله شهر کرد از بلندترين شهرهاي ايران است. آب و هواي آن نسبتا سرد و نيمه خشک و بارندگي سالانه به طور متوسط 410 ميلي متر مي باشد. بيجار داراي آب و هواي کوهستاني با زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل است. مسيرهاي ارتباطي اين منطقه را راههاي زير تشکيل ميدهند.

ـ راه بيجار ـ زنجان به سوي شمال خاوري به درازاي 150 کيلومتر

ـ راه بيجار ـ سقز به سوي شمال باختري به درازاي 161 کيلومتر که از 55 کيلومتري راه بيجار ـ سقز، راهي به درازاي 85 کيلومتر به سوي جنوب تا سنندج ادامه دارد.

ـ راه بيجار- صالح آباد (همدان) به سوي جنوب خاوري و به درازاي 137 کيلومتر (نجفي،1380)

كه   65/57%در روستا و 35/42% در شهر . اين شهرستان بر اساس آمار گيري سال 85جمعيت آن 100235نفر بوده است  

اين شهرستان داراي 255آبادي داراي سكنه و 60آبادي خالي از سكنه است كه در حال حاضر شهر بابارشاني و كراني ايجاد شده است.(مركز آمار ايران،85)

اين شهرستان داراي دو رودخانه عظيم است كه يكي رودخانه قزل اوزن و ديگري رودخانه تلوار است كه اخيراً سد تلوار در فاصله بين دهستان پيرتاج بوسيله استان زنجان براي مصارف آب شرب همدان وزنجان وكشاورزي مناطق روستايي زنجان احداث شده است.

بيجار با اطراف  خود از نقطه نظر جغرافيايي با وجود وابستگي به شرق كردستان يك واحد مستقل كوچك را تشكيل مي دهد. اطراف شهر از هر طرف به وسيله كوههايي نظير كوه نسار در غرب و كوه نقاره كوب در شمال و شمال غرب و كوه زاغه در جنوب شرقي و كوههاي غفار خان و خوره تاو در شرق محصور شده ولي اين كوهها نسبت به اطراف منطقه ارتفاع چنداني نداشته و به وسيله دهليزهايي با اطراف خود ارتباط دارد.(كاميار، 1380)

اين شهرستان اكثر مردم شيعه هستند.

سابقه تاريخي بيجار

((واژه گروس يا گروسي كه در منابع تاريخي و جغرافيايي ايران از دوره صفويه تا دوره اخير ازآن نام برده شده شامل قسمتي از كردستان كنوني است كه شهرستان بيجار مركز آن است.در 20كيلومتري جنوب خاوري شهرستان صحنه دو روستا به اين نام و در شمال رودخانه ارس در نزديكي شهر شوش منطقه اي به نام گروس و در عراق و در جنوب سليمانيه منطقه اي به نام (تپه گروس) وجود دارد.بعضي معتقدند كه گروس تغيير يافته كلمه گادوز يا كادوس بوده است كه كيپر جغرافيا دان آلماني معتقد است كه اين قبيله از  سواحل شمالي رودخانه قزل اوزن به شعبات جنوبي تر آن كوچ كرده اند.))(اعتماد السلطنه،1373)

ضمناً بعضي از مورخان از جمله گزنفون سرزمين  گروسيها را حدود همين شمال كردستان ذكر كرده اند.(اي.ام .ديكونوف،1365)

همچنين با توجه به طوايف قديمي بيجار از جمله خواجه وند، كبودوند، فرجوند ، سرلك و كراني و...به نحوي نشان دهنده اين است كه مردم منطقه گروس بيجار با مردم جنوب كرمانشاه و اطراف لرستان قرابت فاميلي داشته و جزء ايلات اين منطقه بوده است كه كوچ نشين بوده و در اين منطقه سكنا گزيده اند.(غلامي،1380)

((مستوفي ميرزا محمد حسن در رساله  تفصيلي عسگر شاه سلطان حسين،فرهنگ ايران جلد 20مي نويسد: فقره دوم ايالات ايران كه قديمي اند، فرقه گروس ، كلهر و مكري اند. بود و باش از نواحي همدان تا سرحد مراغه مي باشد.(لكي زاده،1379)

((منطقه گروس داراي سابقه مدنيتي بسيار قديم است. كتيبه هايي كه در بعضي نقاط قريه قمچقاي(يكي از آثار باستاني بيجار)كشف گرديده است ،ثابت مي كند كه قبل از پيدايش دولت آشور كه حدود 3000سال قبل است، در اين منطقه تمدن هاي عظيمي وجود داشته است و خرابه هاي  قلعه هاي باقي مانده از زمان ساسانيان به خاورديار، اين منطقه را مرسوم نموده است.))(عذيري،1381)

((خاور دريار بخشي از سرزمين كوهستاني بوده كه با موقعيت فعلي بيجار تا همدان مطابقت دارد كه با توجه به آثار بدست آمده در روستاهاي دارغياث،قزل آغاج و بابارشاني وجود كانون زيست در آنها به هزاره سوم قبل از ميلاد بر مي گردد.))(لكي زاده،1381)

((در وجه تسميه بيجار عده اي بر اين عقيده اند كه اصل آن ئيلجار بوده كه محل اجتماع طايفه و ايل گروس بوده است و عده اي به معني سبزه و گياه و عده اي بعلت داشتن بيد زياد اول نام آن بيدزار و سپس به بيجار تغيير نام داده است و عده اي آن را بدون همسايه تعريف كرده اند چراكه از هر طرف با استان زنجان، سنندج و همدان حدود 140كيلومتر فاصله دارد و عده اي بعلت پخش سريع خبر در شهر آن را بدون جاركش ياد كرده اند.))(عذيري،1381)

 

آثار باستاني و تاريخي ومشاهير  بيجار:

((بيجار داراي 60اثر تاريخي و باستاني است كه مهمترين آنها قلعه قمچقاي،پل سلامت آباد، مسجد خسروآباد، مسجد جامع،تپه غيبي سور،قلعه كهنه، تپه نجف آباد، برج آجري اوشقون بابا،امام زاده عقيل و صاحبه ، تيمچه امير تومان وحاج شهباز و..))(نجفي ، 1369)

 

                                                                  

 

((حاجي پيرزاده سياح و جهانگرد عهد قاجار ، در سفرنامه خود در بخش سفر به مصر و ديدارش از دانشگاه الازهر به حضور تعدادي از طلاب ديني گروس در مصر اشاره كرده است.كه محل سكونت آنها به نام (زاويه گروس) معروف بوده است.از نظاميان مشهور اين ديار امير نجفقلي خان گروس است كه در جنگ جهاني اول در كنار عباس ميرزا فرمانده سپاه ايران بوده  است و همچنين دلاوران فوج گروس كه تحت فرماندهي امير نظام در تسخير هرات شركت داشته اند.و دريادار امير غلامعلي بايندر فرمانده ناوگان دريايي ايران در خليج فارس در جنگ جهاني دوم بوده است كه در تهاجم انگليسي ها در شهريور 1320در دفاع از كشور كشته شد.

از جمله انديشمندان بيجار مي توان به خانواده سهرورديها از جمله شيخ اشراق، شهاب الدين سهروردي و شيخ حسن مجتهد، سيد عبدالحميد،آيت اله موسي، آيت اله سيد نصراله بني صدر، مرحوم شيخ اسماعيل فقيه و آيت اله عبدالحسين فاضل گروسي نام برد.

از جمله سياسيون بيجاري در گذشته مي توان به امير نظام حسنعلي خان گروسي ، بعنوان سفير دولت پادشاهي ايران در بزرگترين دربارهاي وقت اروپا از جمله فرانسه، انگليس، آلمان وبلژيك و تسلط وي به زبان فرانسه و ماموريت هاي ويژه به وي نام گروس را پرآوازه كرده است.

همچنين بايد از نقش و اهميت اديب دانشمند و فرزانه فاضل خان گروسي عضو هيئت سياسي- ديپلماسي ايران در سفر به سن پطرزبورگ دربار وقت روسيه تزار نام برد.(كوشا،1378)

شهرستان بيجار در طول تاريخ تا كنون افراد قابلي تحويل اين كشور نموده است و افراد تحصيل كرده زيادي داشته و سالهاي متمادي در قبولي كنكور نسبت به جمعيت دانش آموزي رتبه هاي بالاي كشوري را دارد و در استان كردستان رتبه اول را دارد. و تعدادي ا از محصلان از جمله اقبا ل علي ميرزايي در سال 76رتبه سوم كنكور سراسري  رشته علوم انساني را كسب نموده است.

در حال حاضر اساتيد، پزشكان زيادي از اين منطقه در دنيا و كشور خدمت مي كنند  و مي توان از دكتر كاميار عضو هيات علمي دانشگاه ميشيكان در رشته جغرافيا، دكتر بقايي و دكتر مستشيري عضو ناساي آمريكا ودكتر برمكي عضوهيات علمي دانشگاه استراليا و... نام برد.

 

تاريخچه آموزش و پرورش در دوران مختلف   

علي رغم ويژگي‌هاي مثبتي كه در روند آموزش و پرورش ايران باستان وجود داشته است متاسفانه اين نظام آموزشي از محدوديت‌ها و يا بهتر است ذكر شود معايبي رنج مي‌برد. بزرگ‌ترين محدوديت‌ها و معايب سازمان آموزش ايران باستان را مي‌توان به شكل ذيل دسته بندي نمود:

تاريخ آموزش و پرورش درايران باستان(1)

در بحث و بررسي درباره‌ي آموزش و پرورش اعصار باستاني ايران محقق با كم‌بود شديد مدارك و اسناد روبه‌رو است و البته لازم به ذكر است كه هر چه قدر به تاريخ ورود اسلام به ايران نزديك گرديم اسنادي اين چنيني رو به فزوني مي رود كه البته مجددا لازم است يادآوري گردد كه افزايش چنين اسنادي هرگز بدان حد نمي باشد كه بتوان مستقيماً به آموزش و كيفيت آن در اعصار باستان دست يافت. ليكن با توجه به نوشته‌هاي مورخين غربي ارمنه باستان و هم‌چنين اسناد و كتيبه‌هاي به جاي مانده از آن دوران و ... با اندكي تعمق و تحليل مي توان تا حدي از آموزش و پرورش اعصار باستان و ويژگي‌هاي آن آگاه گرديد.

به هر حال با عنايت به شواهد به جاي مانده از ارمنه باستان مي توان اذعان داشت كه در ايران باستان عوامل اوليه تعليم و تربيت عبارت از موارد ذيل بودند :

1-    طبيعت و وضع جغرافيايي كشور .

2-    آرا و عقايدي كه آريايي‌ها با خود آورده بودند و زرتشت آن‌ها را پيراسته و اصلاح كرده بود و به عبارتي نقش دين در روند آموزش.

3-    دولت و نقش ويژه آن در پرورش دادن متعلمين

طبيعت و وضع جغرافيايي به سبب اين كه ايران سرزميني  است تقريباً خشك و بياباني و كوه‌هاي آن عمدتاً برهنه از رستني‌ها است، لذا ضرورت حيات در چنين سرزميني با توجه به كم‌بود منابع آب و غذا، سخت‌كوشي و مدارا است. بنابراين مردمان ايران باستان مردماني نيرومند، زحمت‌كش، قانع و سازگار بارآمدند. به واقع، طبيعت اينان را به آموختن چنين خصايصي وادار مي ساخت. از سوي ديگر ايران در همسايگي آسياي مركزي كه محل اسكان طوايف و ايلات و عشاير چادرنشين و بيابان‌گردي كه داراي توالد و تناسل زياد و وسايل معيشتي اندك بودند قرار داشت و ايرانيان مداوماً در حال مبارزه و مقاومت در برابر تهاجمات پياپي اينان كه براي تحصيل قوت و غذا به ايران هجوم مي آوردند بودند و لذا مجبور به آموختن چگونگي مقاومت و فنون جنگي و دليري گشتند. هم‌چنين در مجاورت ايران‌زمين در سمت مشرق دو كشور چين و هند و در سوي مغرب آسياي صغير و يونان بودند و راه عمده ارتباطي شرق و غرب از ايران مي‌گذشت و لذا ايرانيان آن زمان در طي قرون و اعصار از اين موقعيت سود برده و از علم و ادب و تمدن و هنر خاور و باختر استفاده مي كردند و ملل شرق و غرب را نيز از تمدن خويش بهره‌مند مي‌ساختند.

اما در باب دين به عنوان ديگر عامل مهم و فاكتور مؤثر در روند آموزش و پرورش بايد اذعان داشت كه دين زرتشت، كه علي‌رغم حضور دگر اديان در محدوده اين مرز و بوم فراگيرترين اديان بوده است، نقشي پررنگ را در اين زمينه ايفا نموده است. با توجه به اين كه دين زرتشت براي دانش و خرد اهميت بسيار قائل گشته است و مزداپرستان را به تعليم و تربيت فراخوانده است و حتي فرشته‌اي به نام «چيستا» بر امر آموزش تعيين نموده بود (

نمونه‌هايي از اهميت آموزش و تعليم در دين زرتشتي به عنوان گواهي بر صدق ادعاي فوق ذكر مي‌گردد :

در ونديداد آمده است كه : «اگر شخص بيگانه يا هم‌كيش يا برادر يا دوست براي تحصيل هنر نزد شما آمد او را بپذيريد و آن چه خواهد بدو بياموزيد»

و در دينكرد ديگر كتاب متعلق به زرتشتيان آمده است : «تربيت را بايد مانند زندگاني مهم برشمرد و هركس بايد بوسيله پرورش و فراگرفتن و خواندن و نوشتن خود را به پايگاه ارجمند رساند

با توجه به نمونه‌هاي فوق و ده‌ها نمونه‌ي ديگر، كه مجالي براي بيان آن‌ها نمي باشد، آيا نمي‌توان اذعان داشت كه دين زرتشت مشوق و ترغيب كننده يادگيري و آموختن بوده است؟

اما در مورد نقش دولت به عنوان سومين فاكتور مؤثر در امر آموزش، از زماني كه حكومت مادها در ايران تأسيس گرديد و سپس شاهنشاهي ايران بنياد گرفت و اقتدارات در يك جا تمركز يافت، اداره كردن اين كشور پهناور محتاج افرادي گرديد كه مورد اعتماد بوده و تكاليف خود را نيكو بشناسند و بدان عمل كنند. از اين رو دولت به حكم ضرورت از اطفال شاهزادگان و بزرگان و نجبا و طبقات برجسته كشور عده‌اي را براي رتق و فتق امور تربيت مي نمود، به گونه‌اي كه حتي  بنا گفته نگارنده كتاب تاريخ آموزش و پرورش ايران قبل و بعد از اسلام، دولت، افراد جامعه را به طور مستمر در كنترل داشت و تعليم و تربيت به منزله ضرورتي اجتماعي در اختيار صاحبان قدرت بود .

اهداف آموزش و پرورش در ايران باستان:

با توجه به مدارك و اسناد به جاي مانده ازمنه باستان مي‌توان هدف كلي تعليم و تربيت در ايران باستان را اين دانست كه كودك عضو مفيدي براي جامعه گردد . در تأييد گفتار خويش به جملاتي از يسنا اشاره مي‌گردد كه در آن آمده است : »اي اهوره‌مزدا به من فرزندي عطا فرما كه از عهده انجام وظيفه نسبت به خانه من و شهر من و مملكت من برآمده و پادشاه دادگر مرا ياري كند »

ليكن جزييات اهداف مهم آموزش و پرورش ايران پيش از اسلام را مي‌توان به صورت ذيل خلاصه نمود:

 1ـ هدف ديني و اخلاقي كه تحت تعاليم زرتشت به شعر پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك جامه عمل پوشانند.

2ـ  هدف نيرومندي و بهداشتي براي تندرستي و پاك تني و راستي و جوانمردي، چنان كه در دين زرتشت پاكيزگي تن براي هر زرتشتي از وظايف ديني است و ناپاكي تن و بيماري به اهريمن منسوب است.

3ـ   هدف جنگي و نظامي جهت نگهداري حدود مرز و بوم و حفظ آرامش و دفاع در برابر دشمنان.

4ـ هدف اقتصادي به جهت تهيه نان و قوت مردم و رفاه و آسايش آن‌ها و حفظ خانواده و توسعه صنعت و هنرها.

4ـ   هدف سياسي به جهت روابط عمومي و امنيت و كشورداري و روابط خارجي .

سازمان آموزشي ايران باستان:

در طي قرون و اعصار متمادي سازمان تعليم و تربيت يك‌سان نبوده است و به فراخور زمان امكنه آموزشي اعصار باستان متفاوت بوده‌اند. ليكن در قسمت اعظم اين مدت، خانواده و آتشكده و آموزشگاه درباري به پرورش اطفال و نوجوانان مي‌پرداختند كه البته در برخي قرون دبستان و دانشگاه نيز بدان افزوده شده است. در ادامه در مورد اين امكنه آموزشي و به هنگام بحث در مورد دوره‌هاي مختلف حكومتي ايران باستان و روند آموزش و پرورش اين دوره‌ها بيش‌تر سخن به ميان خواهد آمد.

برنامه‌ي آموزشي در ايران باستان:

برنامه‌ي تعليم و تربيت در ايران باستان را مي‌توان شامل سه قسمت عمده دانست:
1- پرورش ديني و اخلاقي 2- تربيت بدني 3- تعليم خواندن و نوشتن و حساب براي طبقات خاص (

پرورش ديني و اخلاقي: از آن جا كه آموزش‌هاي اوليه بيشتر جنبه ديني داشت اديان را مي‌توان نخستين پايگاه آموزش انساني دانست كه در زندگي روزمره نقش آموزش را با قدرت با زندگي فرهنگي مردم مي آميخته است  و از آن جا كه در اوستا فصل مخصوصي به تربيت كودك ومعلم و روحاني اختصاص يافته بود و در پندنامه بزرگمهر نيز از اهميت آموزش ديني سخن به ميان آمده است و هركسي را موظف مي‌داند كه 3/1 شبانه روز را صرف تربيت ديني نمايد، مي توان اذعان داشت كه در واقع مهم‌ترين و يا يكي از مهم‌ترين قسمت‌هاي برنامه آموزشي ايران باستان، پرورش ديني و اخلاقي بوده است و اين نوع آموزش به واقع رايج‌ترين و همگاني‌ترين نوع تعليم به شمار مي‌رفت كه در خانه و آتشكده معمولاً انجام مي‌پذيرفت

تربيت بدني و آموزش نظامي : يكي از مهم‌ترين نوع تعاليم نوجوانان و جوانان را تشكيل مي‌داده است و هدف آن دفاع از سرحدات و لشكركشي، پرورش روحيه‌ي سلحشوري و جنگاوري و حفظ وحدت مي بود. براي تربيت بدني سواركاري، تيراندازي، شكار، چوگان، ژوبين اندازي و شنا را مي‌آموختند .


خواندن و نوشتن و حساب كردن:  كه معمولاً فقط به عده معدودي آموخته مي‌شد. به مانند فرزندان بزرگان و نجبا و موبدان كه معمولاً براي فرمان‌دهي سپاه وحكم‌راني و دادرسي و نگاه‌داري دفاتر ديوان و حساب و ماليات تربيت مي‌شدند. در واقع مي‌توان اذعان داشت كه اين مرحله از آموزش فقط ويژه اشراف بوده است. از سوي دگر در اين مرحله به تربيت ترجمه كنندگان زبان‌هاي ملل مختلف نيز اقدام مي‌شده است. هم‌چنين مطابق نظر فردوسي، كه با منابع تاريخ ايران باستان آشنا بوده است، سخنوري آموختن نيز در اين مرحله همواره قسمتي از تربيت شاهزادگان بوده است.

  ز بيداد و از داد و تخت و كلاه                               سخن گفتن و رزم و راندن سپاه

محدوديت‌هاي آموزش و پرورش در ايران باستان:

1- آموزش و پرورش در انحصار طبقه اعيان و اشراف و شاهزادگان بود.
2- آموزش يافتگان سعي داشتند دانش و معلومات خويش را از مردم عادي مخفي دارند.
3-در آموزش و پرورش القا عقيده و انديشه حاكم بود كه نتيجه‌اش فرمان‌برداري مطلق و اطاعت كوركورانه در برابر افراد صاحب قدرت و منصب بود .

تاريخ آموزش و پرورش درايران باستان2

 آموزش و پرورش در دوران حکومت مادها :

مدارک موجود درباره تمدن و فرهنگ مادها آن چنان اندک است که امکان اظهار نظر قطعي را درباره اوضاع فرهنگي مادها دشوار مي‌سازد. در واقع راجع به معارف مادها اطلاعاتي در دست نمي‌باشد زيرا که نه سنگ نوشته‌اي از آنان تاکنون کشف شده است تا مدرک قرار داده شود و نه از يوناني‌ها و يا ملل دگر در اين زمينه اطلاعات جامعي به دست آمده است

حتي تاکنون هيچ مدرک مستقيمي که دال بر آشنايي مادها با خط و کتابت باشد به دست نيامده است؛ ليکن تا حدي تعليم و تربيت اجتماعي مادها را مي‌توان از کيفيت تعليم و تربيت عصر هخامنشي حدس زد، زيرا که پارس‌ها در بادي امر از حيث تمدن و معارف در رتبه‌اي پايين تر از مادها قرار داشتند، ليکن هم‌نژاد و هم‌کيش و هم‌زبان آنان بودند و وقتي که پارسيان بر آنان سلطه يافتند تمدن آنان را نيز اخذ نمودند (با توجه به اين که تمدن هخامنشي از تمامي تمدن‌هاي تابع از جمله تمدن ايلامي جهت رشد خويش استفاده نموده است.

به هر تقدير مادها مطمئناً داراي خط و کتابت بودند و اين خط احتمالاً مشابه هماني بوده است که امروزه خط باستاني پارسي خوانده مي‌شود. زيرا اين نکته مسلماً غير محتمل است که پادشاهي بزرگ ماد فاقد خط و کتابت بوده باشد و پارسيان واجد خط باشند  
البته شواهدي نيز بر اثبات اين امر دلالت دارد زيرا با توجه به مطالب کتاب دانيال در اين که مادها صاحب خط بوده‌اند و نوشته‌هايي به زبان مادي وجود داشته است جاي ترديد باقي نمي‌ماند حتي  ظاهراً خواندن و نوشتن تا حدي در ميان مردمان معمولي نيز مرسوم بوده است و فقط منحصر به مغ ها و روحانيان و اشراف نبوده است. زيرا بر طبق آن چه که از تواريخ بر مي‌آيد مردم عرايض خود را به شاه مي‌نگاشته اند و شاه عرايض را مي‌خواند و هر حکم را نوشته و به آنان بازپس مي‌فرستاد

گذشته از اين، نگارنده تاريخ ماد نظريه ديگري نيز ابراز ميدارد : « ... خط ميخي پارسي باستاني با خط ميخي بابلي و ايلامي تفاوت بسيار دارد و با اين که محتملاً با ديگر خطوط ميخي آسياي مقدم منشأ مشترکي دارد ولي آن را نمي توان مستقيماً مأخوذ از آن‌ها شمرد. تعبير کلام آن است که چند حلقه فاصل بر ما مجهول است و بيش‌تر گمان مي‌رود که خط ميخي ماد جزء اين حلقه‌هاي فاصل و مجهول بوده است، به عبارتي پارسيان خط ميخي را از مادها اخذ کردند... »

جالب است که استرابون جغرافيادان دنياي باستان نيز اذعان ميدارد که روش تعليم و تربيت معروف پارس‌ها از مادها اقتباس گشته بود از سوي دگر ذکر وجود کتاب « تاريخ شاهان ماد و پارس» در کتب مختلف نظير کتاب استر، احتمال وجود ادبيات را در ميان مادها نشان مي دهد

مادها براي امور اداري و لشگري خويش مطمئناً دفاتري به مانند پارسيان داشته‌اند ليکن واضح و مبرهن است که تشکيلات آنان بدان اندازه پيش‌رفته و پيچيده نبود که نياز به گروهي انبوه از دبيران احساس گردد بنابراين به احتمال زياد آموزش اين فنون در انحصار مغان بود  که البته لازم به ذکر است شواهدي نيز مبني بر وجود سازمان‌ها و دفاتري جهت اداره کارهاي مربوط به امور مالي و حسابداري با توجه به پيشرفت و رونق اقتصاد مادها به خصوص در زمينه زراعت و دامداري وجود دارد

علاوه بر اين، بنا به نظر دياکونوف تعاليم زرتشتي به وسيله کاهنان و مبلغان قبيله ماد که به مغان موسوم بودند اشاعه يافت و به عبارتي تعاليم مغان مورد پشتيباني جدي شاهان ماد قرار گرفته بود و حتا تعاليم مزبور تا حدي عنفاً به مردم تحميل ميشد. دياکونوف را حتي اعتقاد بر اين است که سرزمين ماد در قرون هفت و هشت پيش از ميلاد از کانون‌هايي بوده که از آن جا مفهومات ديني و فلسفي انتشار يافته است

به هرحال آن چه که از کيفيات زندگي مادها و با توجه به کم‌بود مدارک مي‌توان استنباط نمود اين است که آنان مطمئناً داراي ساختار و يا سازمان‌هايي جهت تعليم و تربيت               بوده اند. هرچند مشخص نمي‌باشد که چنين سازمان‌هايي داراي چه درجه‌اي از پيش‌رفت و توسعه تمدني بوده‌اند. ليکن به احتمال قريب به يقين نسبت به همسايگان خويش در بين النهرين از حيث دانش و فرهنگ در مرحله پست‌تري قرار داشتند.

 آموزش و پرورش در عصر هخامنشيان:

در باب آموزش و پرورش در عصر هخامنشيان نيز کسي که تحقيق در اين باب را مد نظر قرار مي‌دهد با کم‌بود منابع مواجه مي‌باشد، ليکن مدارک موجود مرتبط با اين دوران در مقايسه با عصر حکومت مادها بسيار بيشتر است که دست محقق را در نيل به هدف خويش اندکي بازتر مي‌نمايد. اسناد و مدارکي به سان نوشته‌هاي مورخان اروپايي آن روزگاران، کتيبه‌ها و الواح به جاي مانده از آن دوران و غيره. هم‌چنين، نگاهي به فهرست تشکيلات و سازمان‌ها در اين عصر مؤيد اين مي‌باشد که آموزش کشوري مطمئناً مورد توجه و عنايت بوده است و البته اداره‌ي تشکيلاتي بدين عظمت يقيناً بدون تعليم و تعلم امکان پذير نبوده است.

آن گونه که بر مي‌آيد در عصر هخامنشي مکان‌هايي براي آموزش کودکان و اطفال داير بوده است. به عنوان نمونه‌ي گزنوفون يوناني در "کوروش‌نامه" خويش دراين باب مي‌گويد : «اطفال به مکتب مي‌رفتند تا ادب بياموزند و رؤسا و مراقبان‌شان اکثر اوقات روز مراقب حال آنان بودند و قضاوت و عدالت را ميان آن‌ها مجري مي‌داشتند»
جالب آن است که بنا به ادعاي گزنوفون تا حدود شانزده يا هفده سالگي کودکان در اين مکان آموزش‌هاي مختلف نظير اعتدال مزاج، اطاعت، وظيفه شناسي، تيراندازي و پرتاب نيزه مي‌آموختند .از سوي دگر، هرودوت که به پدر تاريخ اشتهار دارد اذعان مي‌دارد که دوره تربيت کودکان در ايران بين پنج تا بيست وپنج سالگي است و سه کار مهم بدانان آموخته مي‌شود : اسب سواري و تيراندازي و راستگويي .

گزونوفون هم‌چنين مدعي است که در ايران محلي به نام الوترا (Eleuthera) وجود داشته که در آن اطفال بزرگان تربيت مي‌يافتند.  گزنوفون در ضمن اذعان مي‌دارد که اطفال ايراني پس از اين که به سن بلوغ مي‌رسيدند، ده سال در اطراف بناهاي دولتي به سر مي‌بردند تا هم از بناهاي دولتي حراست نمايند و هم به اعتدال مزاج عادت يابند.

افلاطون نيز درباره تعليم شاه‌زادگان هخامنشي بيان مي‌دارد که شاه‌زادگان به محض تولد به خواجگان و پرورشگران سپرده مي‌شدند تا به بهترين شکل پرورده شوند و زماني که کودک به هفت سالگي پاي مي‌نهاد سوارکاري و شکار به او آموخته مي‌شد و در چهارده سالگي چهار نفر که به مربيان شاهانه موسوم بودند براي تعليم و تربيت شاه‌زاده انتخاب مي‌گشتند که يکي از آنان در دانايي برتر از ديگران بود و مسؤوليت آموزش حکمت زرتشت و آيين کشورداري را عهده‌دار مي شد و دومي که در دادورزي و عدالت شهره بود آيين راست‌گويي و درستکاري را به شاه‌زاده آموزش مي‌داد و نفر سوم که پرهيزگارترين بود به کودک آزادگي و پرهيزگاري مي‌آموخت و نمي‌گذاشت که وي مغلوب و دستخوش شهوات گردد و بدو مي‌آموخت که به راستي آزاده باشد و آموزگار چهارم نيز دلاوري و بي‌باکي را به شاه‌زاده مي آموخت .

جالب است که گزنوفون مدعي است که تمام افراد ايراني مجاز به گسيل داشتن فرزندان خويش به مدارس بودند، ليکن شرطي را براي اين امر قائل مي‌گردد
آموزش عالي و تحصيلات عاليه را نيز در ايران باستان و با توجه به کمبود اسناد و مدارک عمدتاً با تأسيس دانشگاه گندي شاپور به عهد ساسانيان مرتبط مي پندارند، ليکن با توجه به شواهد به جاي مانده از آن ازمنه مي‌توان اذعان نمود که تعاليم عاليه در عصر هخامنشي نيز وجود داشته است. به عنوان نمونه، داريوش بزرگ در مصر، که ايالتي از ايالات ايران عهد زمامداري هخامنشيان محسوب مي‌گشت، دستور احياي دانشکده پزشکي شهر ساييس را صادر نمود و طبق فرمان او جوان‌هاي خانواده‌هاي برجسته ايراني براي فراگرفتن فنون پزشکي به ساييس گسيل گشتند

از سوي دگر، در عصر هخامنشي دانشکده‌هاي عالي و مهم در شهرهاي بورسيپه، ميلت، ارخويي، ري، و بلخ جهت آموزش علم طب وجود داشت .

هم‌چنين وجود کتابخانه‌هاي بزرگ در عصر هخامنشيان در نقاط مختلف قلم‌رو هخامنشيان نشان دهنده آموزش و پرورش سازمان يافته مي‌باشد. از جمله کتابخانه‌هاي اين عصر کتابخانه‌هاي استخر، کهندژ، شاه اردشير، و شپيگان را مي‌توان نام برد

حمايت شاهان هخامنشي از تحقيقات نجومي و علم هيأت نيز جالب توجه است و نشان دهنده اهميت امر دانش آموزي در ايران عصر هخامنشي. داريوش کبير منجم معروف کلداني آن روزگاران «نبوري مننو» را تحت حمايت خويش قرار داد و او در سايه چنين حمايتي به کنجکاوي‌ها و مطالعات نجومي خويش پرداخت. «کيدين نو» دگر منجم شهير کلداني معاصر هخامنشيان نيز در سايه حمايت دولت شاهنشاهي ايران همان سلسله مطالعات را پي گرفت و ادامه داد.

گزارش‌هاي مورخان يوناني آن ازمنه به سان «کتزياس» از وجود روزنامه‌ي رسمي در دربار هخامنشي حکايت مي‌کند که نشاني دگر از پيشرفت دانش و اهميت تعليم و تربيت آن روزگار مي باشد .

از سوي دگر، اشارات هرودوت در جريان گردآوري تاريخ معروف خويش مبني بر استفاده از آثار تاريخ نويسان ايراني و هم‌چنين اشارات کتاب‌هاي عزرا و استر به کتاب «تاريخ شاهان ماد و پارس» را مي‌توان دليلي دگر بر رواج تعليم و تربيت گسيل داشتن هيأت‌هاي اکتشافي و علمي جهت اکتشافات دريايي و جغرافيايي از سوي داريوش و خشايارشا را نيز مي توان از دگر نشانه‌هاي وجود آموزش و پرورش سازمان يافته در ايران هخامنشي فرض نمود .

شواهد بسيار ديگري نيز به طور غير مستقيم بر پيشرفته بودن روند تعليم و تربيت در عصر هخامنشيان دلالت دارد از جمله مي‌توان به موارد ذيل استناد نمود:
  - حفر ترعه‌ي سوئز بين رود نيل و درياي سرخ به روزگار حکومت داريوش کبير و حفر کانال توسط دو سرمهندس ايراني به نام‌هاي «بوباروش» و «ارتاکائوش» به امر خشايارشا بر دماغه کوه اتوس در لشگرکشي به يونان به جهت عبور رزم ناوهاي ايران (هردوت ، ص363) نشان دهنده وجود مهندساني کارآزموده و کاربلد مي‌باشد که مطمئناً مهندسان کار آزموده فقط به ضرورت آموختن و تعليم به وجود مي آمدند.

   - تاسيس دانشکده‌اي در سائيس مصر به فرمان داريوش بزرگ به جهت آموزش فنون کشورداري .

-  ايجاد جاده شاهي مشهور که از شوش تا سواحل درياي اژه امتداد داشت .
-   بحث و بررسي‌هاي هفت سردار بزرگ پارسي پس از بازپس گيري تاج و تخت از مغ غاصب (سمرديس) در باب انواع حکومت و حتا صحبت آنان در مورد حكومت دموکراسي يا اليگارشي يکي ديگر از دلايل آگاهي ايرانيان از علوم سياسي و فلسفه و بالطبع تعليم و تعلم آن است.

-  نحوه انتخاب و انتصاب قضات از ميان افراد تعليم ديده را نيز مي‌توان نشاني از توجه و آشنايي ايرانيان آن روزگاران با علم حقوق و آموزش آن دانست.
-  الواح گلي کشف شده در خزانه تخت جمشيد نيز ثابت کننده آشنايي ايرانيان با فرآيند آموزش و تعليم مي‌باشد. به عنوان نمونه در ميان الواح گلي تخت جمشيد سندي مالياتي وجود دارد که حاوي بقاياي مالياتي بانويي است که قسمتي از ماليات خود را پرداخت نموده و به موجب اين سند تتمه آنرا داده و تسويه حساب گرفته است . با توجه به اين الواح به سهولت مي‌توان دريافت که هخامنشيان در زمينه امور مالي و حساب‌داري، مراکز بايگاني داشته و کساني که مامور نگهداري و بايگاني اين اسناد بوده‌اند در اين زمينه آموزش‌هاي لازم را کسب کرده بودند.

 - وجود صنعت فرش و بافندگي را مي‌توان دليل قاطع ديگري بر وجود دانش‌هاي گياه شناسي، رنگ شناسي، نقاشي و حتا کيميا و دام پروري و دام پزشکي دانست. از نمونه‌هاي بارز اين صنعت مي‌توان به قطعه فرش مکشوف در پازيريک که مشتمل بر تصوير ملکه‌ها و بانوان ايران عهد هخامنشي است و هم اکنون در موزه ارميتاژ لنينگراد روسيه نگه‌داري مي‌شود .

-  وجود آثاري به مانند تخت جمشيد و مکان‌هاي باستاني ديگر با آن همه محاسبات دقيق رياضي و فني و مهندسي دليلي بر وجود دانش ‏و آموزش معماري و هنر در عهد هخامنشيان است. با توجه به مطالب ذکر شده و علي رغم آن که کيفيت و روند آموزش و پرورش عصر هخامنشي کاملا مشخص نمي‌باشد، مي‌توان به سهولت دريافت که علم و دانش و تعليم و تعلم آن از ارزش و اعتبار بالايي برخوردار بودهاست .

تاريخ آموزش و پرورش درايران باستان3

آموزش و پرورش در عصر سلوكيان و اشكانيان

با انقراض يافتن سلسله هخامنشي توسط اسكندر مقدوني و سپس تاسيس سلسله سلوكي به توسط يونانيان (مقدونيان) در ايران، شكوفايي فرهنگي ايران در مقايسه با دوران گذشته به واقع از ميان رفت. به عبارتي در اين دوره آموزش و پرورش به شيوه سنتي دچار ركود گرديد. زيرا بنا به مدارك و مستندات تاريخي از سوي سلوكيان بسياري از آتشكده‌ها و ديگر امكنه آموزشي ويران گرديد و سعي و تلاش در يوناني كردن آداب و رسوم اجتماعي و تربيتي شد.به واقع سلوكي‌ها عامل بزرگي در جهت يوناني كردن مشرق زمين بودند و در شهر سلوكيه علوم و دانش‌ها و صنايع يوناني ترويج و تبليغ مي‌گرديد. به عنوان مثال «ديوژن بابلي» و جانشين او «اپلدور» به تعليم و تعلم فلسفه رواقي در سلوكيه مي‌پرداختند

به طور كلي در دوره سلوكيان علم و دانش در ايران رو به ضعف و فتور نهاد و نهادهاي آموزشي و مقررات حاكم بر آن تقريباً مختل گرديد، اما با روي كار آمدن خاندان پارتي و آغاز زمامداري شاهان اشكاني دگر بار فرهنگ ايراني احيا گرديد و با گذشت زمان روز به روز بر غناي فرهنگي ايران آن عصر افزوده گشت. البته از تعليم و تعلم و تربيت دوران پارت‌ها نيز اطلاعات چنداني در دست نميباشد. ليكن آن چه مسلم است زبان پارتيان زباني بوده كه پهلوي خوانده ميشد و البته اندك تفاوتي با پهلوي ساساني نيز داشته است كه البته در اوايل عصر اشكاني زبان و خط يوناني رواج بسيار داشته است.

خط اشكانيان خط آرامي بوده است و البته خط يوناني و پهلوي نيز كاربرد داشته است و همچنين نبايد تصور كرد كه خط ميخي به طور كلي متروك شده بود، زيرا در بابل لوحه هايي كه متعلق به اشكانيان است و به خط ميخي نگاشته شده، يافته اند به طور كلي در اين باب ميتوان اظهار داشت كه پارتيان در اوايل زمامداري خويش از زبان يوناني در نگارش كتيبه‌ها و روي سكه‌ها استفاده ميكردند و به تدريج از اواخر قرن اول ميلادي استفاده از زبان يوناني كنار نهاده شد و زبان پارتي جايگزين گرديد .

اشكانيان بر روي پوست آهو مينگاشتند. ازجمله سه نوشته مربوط به دوران زمامداري پارتيان در اورامان كردستان كشف شده است كه هر سه بر پوست آهو نگارش يافته است و دو برگ آن به خط يوناني و سومي به زبان پهلوي و خط آرامي ميباشد، البته اشكانيان از كتان و پاپيروس نيز جهت نگارش استفاده ميكردند .

پارتيان به سبب ايراني بودن و گرايش داشتن به سنت‌هاي كهن كوشش داشتند تا نهادهاي آموزش و پرورش را به سبك پيشين زنده نمايند به گونه‌اي كه در نيمه دوم حكومت اشكاني آتشكده‌ها رونق بسيار يافتند و آموزش و تعليم به توسط مغان استحكام نسبي يافت و حتا براي گروه‌هاي اشراف و خاندان برگزيده آموزشگاه‌هايي داير گرديد .

اشكانيان به جوانان خود سواري و تيراندازي و شيوه‌هاي مختلف جنگ را ميآموختند و به طور كلي ميتوان اذعان داشت تربيت آن‌ها متناسب با احتياجات ملي بود. البته اشكانيان خواندن و نوشتن نيز ميآموختند ليكن اين امر مختص طبقات اشراف و ممتاز جامعه بود .

آن گونه كه از تواريخ بر ميآيد، اشكانيان را برنامه سوادآموزي و درسي نو باوگان طبقات ممتاز شامل موارد ذيل بود: علوم ديني، خواندن و نوشتن، حساب، علم الاشيا و دروس علمي به سان كشاورزي، و البته لازم است ذكر گردد كه اشكانيان نيز به سان هخامنشيان در روش تدريس به جنبه‌هاي عملي آموزش توجه ويژه داشتند و حتا به هنگام ضرورت معلم شاگرد را تنبيه مينمود .

نكته بسيار جالب در مورد دانش عصر اشكاني پيدايش و اختراع نوعي شبه پيل الكتريكي است كه در حفاري‌هاي قريه‌اي در اطراف بغداد، نمونه‌هاي بسياري از آن يافته‌اند، اشكانيان از اين پيل‌ها به مقدار قابل توجهي نيروي برق به دست ميآوردند و از آن جهت آبكاري مصنوعات خويش به توسط طلا و نقره استفاده مينمودند. به عبارت ديگر همان عملي را انجام مي‌دادند كه امروزه آبكاري الكتريكي ناميده ميشود .

 آموزش و پرورش در عصر ساسانيان:

با شكست اردوان پنجم و مرگ او در نبرد روي داده در قرن سوم ميلادي در جلگه هرمزدگان ميان او و اردشير بابكان، سلسله اشكاني انقراض يافت  و آفتاب دولت ساساني پديدار گرديد. آفتاب دولتي كه بنا به گفته‌ي كريستنسن مؤلف كتاب «ايران در زمان ساسانيان» عهد بزرگ تمدن ادبي و فلسفي ايران باستان در دوران حكومت پادشاهان اين سلسله و بالاخص خسرو اول آغاز ميگردد .

در آن زمان نيز با توجه به اوضاع طبقاتي به مانند ادوار سابق، تعليم و تربيت عاليه به تقريب ويژه خانواده‌هاي نجبا و اشراف بوده است و مردم عادي به واقع بهره‌اي از آن نداشتند، ليكن به دلايل متعدد نياز بيشتري به دبيران و كارگزاران دولتي و ماموران مالياتي احساس ميگردد و لذا تعليم و تربيت نسبت به سابق تا حدي گسترده‌تر ميگردد و حتا ظاهراً تعداد بسيار معدودي از طبقات غير اشرافي و متوسط الطبقه نيز از سواد و تعليم و تربيت مختصري برخوردار بوده‌اند .

در عصر ساساني به سبب پيدايش مذاهبي نوين نظير مانوي و مزدكي و هم‌چنين ظهور و گسترش دين مسيح و بودا و مسائل جديد اقتصادي و سياسي، بحث درباره علوم اجتماعي و حكومتي و غيره بيش از پيش معمول گرديد و حتا در تواريخ مذكور است كه پادشاهاني به انوشيروان بدين گونه مسائل اظهار علاقه داشته و در مباحث اين چنيني شخصاً شركت ميجستند .

حكومت ساساني هم‌چنين با توجه به رسميت دادن به دين زرتشت و تكيه بر آن به جهت تمركز قدرت، ضرورت وجود دستگاه‌هاي آموزشي ديني را احساس نمود و لذا آموزشگاه‌هاي ديني كه معمولاً در آتشگاه‌ها بودند كثرت پذيرفت و ازدياد اين امكنه كثرت موبدان را نيز سبب گرديد.

بدان گونه كه از تواريخ بر ميآيد، در زمان ساسانيان سازمان‌هاي تربيتي عبارت بودند از خانواده، مدرسه، و مدارس ويژه‌ي بزرگ‌زادگان كه معمولاً در نزديكي قصر شاهي ساخته ميشدند . مطابق نظر كريستنسن، جوان بعد از گذراندن مراحل مختلف تعليمي و تربيتي در سن بيست سالگي مورد امتحان و آزمون دانشمندان و هيربدان قرار ميگرفت .

غلامي از خدمتگزاران دربار خسرو اول تفصيل تعليماتي را كه آموخته بود بدين طريق شرح ميدهد: «در سن مقرر او را به مدرسه گذاشته‌اند و قسمت‌هاي مهم اوستا و زند را مانند يك هيربد در آن جا از بر كرده، سپس در تعليمات متوسطه‌ي ادبيات، تاريخ، فن بيان، هنر اسب سواري، تيراندازي، نيزه بازي و به كار بردن تبر زين را آموخته و موسيقي و سرود و ستاره شناسي را فرا گرفته و در شطرنج و ساير بازي‌ها به حد كمال رسيده است و... .

هم‌چنان كه پيش از اين ذكر گرديد، عصر ساساني مقارن است با شيوع و گسترش دين مسيح و هم‌چنين ظهور مكتب‌هاي مانوي و مزدكي و از سوي دگر توسعه و پيش‌رفت باورهاي بودايي و عقايد و افكار چيني، كه نقشي اساسي را نيز در ايجاد سازمان‌هاي نوين آموزش در ايران ساساني ايفا نمودند و لذا آموزشگاه‌ها هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت توسعه يافتند و بسط پيدا نمودند. بارزترين نمونه آن دو مدرسه مشهور ايراني يكي در «رها» و ديگري در «نصيبين» بود كه هر يك حدود هشت‌صد جوينده دانش را در خود جاي داده بودند. بنا به مستندات باقيمانده از آن دوران، مدت تحصيل در مدرسه نصيبين سه سال بود و در هر حال درطي دو دوره تابستاني و زمستاني مجالس درس برگزار ميشد و براي اقامت شاگردان درآن مجموعه‌اي متشكل از خانه‌هاي كوچك اختصاص يافته بود كه در هر كدام هشت تا ده نفر ميزيستند و بدون اجازه مسؤولان

 مدرسه حق خروج از محوطه مدرسه را نداشتند و تنها به هنگام تعطيلي مجالس درس اجازه بيرون رفتن مييافتند و معمولاً مجالس درس در آن از صبح تا شام برقرار بود

 با گسترش دين مسيح و زبان سرياني حوزه‌هاي علمي بسياري را مسيحيان در شهرهاي ايران بنا نهادند كه از اين مدارس عالمان بزرگي به مانند نرسي، فرهاد، رييس دير مامتي موصل، پولس ايراني كه كتابي مشتمل بر بحث منطق براي انوشيروان نوشته و هم اكنون نيز در دست است، برخاستند (حكمت، ص 388(

 از دگر مراكز آموزشي عهد ساساني كه ميتوان بدان اشاره داشت حوزه علمي «ريو اردشير» به رياست معانا بيت اردشيري معروف به معانا ايراني مي باشد كه به تعليم و آموزش طب و نجوم و فلسفه در آن پرداخته مي‌شد، از سوي دگر كليساي نستوري واقع در حوالي مداين از مهم‌تري مراكز تدريس منطق و فلسفه و نجوم در عصر ساساني محسوب ميشد .

اما معتبرترين و مشهورترين مركز آموزش عالي ايران باستان دانشگاه گندي شاپور ميباشد كه تا اواخر قرن سوم هجري نيز فعال بوده است .  و معروف است كه بر سر در آن نگاشته بودند: «دانش و فضيلت برتر از بازو و شمشير است» .

بناي گندي شاپور را به شاپور اول ساساني و به قرن سوم ميلادي نسبت ميدهند ليكن برخي احتمال مي‌دهند كه اردشير بابكان سنگ بناي آن را به نام پسر خويش شاپور نهاده باشد و فرزندش شاپور آن را تكميل و به اتمام رسانده باشد

در دانشگاه گندي شاپور علي‌رغم اين كه فلسفه، رياضيات، ادبيات و الهيات تدريس مي‌گشت و حتا دانشكده‌اي براي نجوم و رصدخانه‌اي نيز جهت رصد ستارگان در آن ساخته شده بود پزشكي بيش از ساير علوم رونق داشت و برخي از نام‌دارترين استادان طب و داروسازي كه از گندي شاپور فارغ التحصيل گشتند نظير بخت‌يشوع و ماسويه و يوحنا بن ماسويه، تأليفات‌شان پايه‌گذار اساس علم طب در تمدن اسلام شد.

روي هم رفته اساتيد گندي شاپور از سه دسته تشكيل مي شدند  :
-    مسيحيان سرياني كه ساكن وتبعه ايران و در حقيقت ايراني بودند.
-    ايرانيان اصلي كه زبان پهلوي و دين زرتشتي داشتند.

-     علماي هندي كه نسبت به دو گروه ديگر در اقليت بودند .

اهميت و اعتبار دانشگاه جندي شاپور كه بيمارستان و هم‌چنين كتابخانه بزرگي با هزاران جلد كتاب را نيز شامل ميشد از عهد زمامداري خسرو اول فزوني يافت. زيرا به سال 529 ميلادي «ژوستينين» امپراتور روم مدارس آتني را تعطيل ساخت و در نتيجه جمعيت فلاسفه پراكنده گشت. هفت تن از فيلسوفان تحت تعقيب و فراري عصر تعصبات مذهبي كليسايي بيزانس به ايران مهاجرت مي‌نمايند و در دربار انوشيروان مورد استقبال و احترام قرار ميگيرند. اين هفت دانشمند كه به سه گروه استادان سابق الذكر گندي شاپور اضافه گشتند و به تدريس و تعليم پرداختند عبارت بودند از: دمسقيوس سوريايي، سيمبليتيوس كليكيايي، يولاميوس فروگي، پريسيكيانوس لوديه‌اي، هرمياس فينيقي، اپيدوروس غزي، و ديوجانوس فينيقي

البته اقدامات پادشاهان ساساني در حمايت از دانش محدود به همين اقدامات نبود بل كه در اين راه به فعاليت‌هاي دگري نيز دست يازيدند. از جمله اردشير بابكان، موسس سلسله، متخصصان ويژه‌اي را به هند و بين النهرين و شهرهاي بيزانسي نزديك فرستاد تا آثار مهم را گردآوري نمايند. شاپور فرزند و جانشين او نيز چنين كوششي به خرج داد و پزشكان يوناني را به ايران فراخواند تا به مطالعه پزشكي بپردازند .

از سوي دگر، خسرو انوشيروان نيز پزشك مخصوص خويش «برزويه» را به سفر هند براي به دست آوردن كتب ارزشمند گسيل ميدارد كه او كتب بسياري را از هند به ايران منتقل و به زبان پهلوي ترجمه نمود كه از جمله مشهورترين آن‌ها ميتوان به كليله و دمنه اشاره داشت .

همان گونه كه پيش‌تر ذكر گرديد، در عهد ساساني دو مكتب نوين مزدكي و مانوي صفحاتي نوين را در تاريخ فلسفه ايران گشودند كه در جاي خويش قابل توجه است. مزدكيان و مانويان نيز به تبليغ و تعليم اصول خويش پرداختند و به خصوص حكمت مانوي از مرزهاي ايران خارج گرديد و در گستره وسيعي از دنياي آن روز يعني از چين تا سرزمين گل (فرانسه امروزي) هواداراني يافت .

ماني هم‌چنين كتب بسياري را براي ترويج آيين خويش نگاشت از جمله كتاب‌هاي «كفالايا» [كه در واقع مجموعه سخنان ماني است كه شاگردان‌اش پس از مرگ وي گردآوري و ترجمه كرده‌اند] و «شاپورگان». جالب است كه ماني براي سهولت آموزش اصول آيين خويش به مردم عامي و بي‌سواد، در كتب خويش از تصاوير زيبا سود ميجست و به همين سبب او را ماني نقاش نيز لقب داده بودند.

يكي از معروف‌ترين كتاب‌هاي او كه تصاوير زيبا در آن جلوه گر بود كتاب «ارژنگ» ميباشد . مزدك نيز با نشر افكار خويش كه به مرام اشتراكي اشتهار دارد و بسيار به فلسفه كمونيستي امروزين شباهت داشت در واقع از نيروهاي موثر در فرآيند تعليم وتربيت عصر ساساني بوده است، او نيز كتابي را براي تعليم و تبليغ آيين خويش نگاشته بود كه اكنون از ميان رفته است ليكن در منابع عربي قرون اوليه اسلامي به دو ترجمه ابن مقفع و ابان لاحقي ازآن اشاره شده است .

خلاصه مطلب اين كه آموزش و پرورش عصر ساساني را ميتوان در چند جمله به شرح ذيل بيان نمود:

در روزگار ساسانيان تحولات اجتماعي، سياسي و پيش‌رفت دانش و هنرهاي گوناگون و هم‌چنين ارتباطات بين المللي و توسعه انديشه‌ها و هم‌چنين پيوند ديانت با حكومت سبب گرديد تا آموزش و به ويژه آموزش عالي علي‌رغم محدوديت‌هاي برآمده از تمايزات طبقاتي در مرتبه والايي قرار گيرد.

اگر قرار است جامعه در حال گذار ايران؛ به سلامت از گردنه‌هاي صعب‌العبور تغييرات اجتماعي گذر كند،‌ شايسته است كه نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخيرهايي كه تاكنون در ورود  به عرصه مهندسي اجتماعي داشته است،‌مسئوليت و سهم بيشتري در قبال جامعه بر عهده گيرد و نقش جدي‌تري را در خروج از بن‌بست كنوني و نيل به جامعه مطلوب ايفا نمايد.

منطقه اي شدن آموز ش و پرورش

 

در تاريخ 19/06/1349 وزارت آموزش و پرورش ،طرح آموزش و پرورش منطقه اي را كه هدف آن اعطاي اختيارات و استقلال مالي به ادارات آموزش و پرورش به منظور باز بودن دست مسؤلان و مديران اجرائي شهرستان ها در اجراي برنامه ها بود ،به تصويب رسانيد و به اجرا در آورد .در بطن قانون آموزش و پرورش منطقه اي گنجانده شده بود ،كه رؤساي آموزش و پرورش علاوه بر مسؤليت كار هاي اداري ، در عين حال ذيحساب وزارت دارائي هم هستند و به همان اندازه كه در امر حواله اعتبارات به طور مستقيم و ساير مسائل ، تسهيلات فراهم شده است . در حسابرسي و رعايت قوانين و مقررات و حساب دادن ماهانه مسؤليت دارند و بايد ماه به ماه حسابهاي خود را به طور كامل به وزارت دارائي بفرستند تا وزارت دارائي بتواند لايحه ي تفريغ بودجه را در موقع معين به مجلس شوراي ملي تقديم كند و تنظيم اين لايحه منوط به گرفتنن حساب از تمام واحد هاي كشور است  به دنبال آن به دستور آموزش و پرورش از تاريخ 25الي 27شهريور ماه سال 1351 به مدت 3 روز در كنفرانسي به منظور بررسي نحوه اجراي برنامه آموزش مسائل اجتماعي و ملي و ميهني در سطح دبيرستان و راهنمائي تشريح شد كه كليه رؤساي آموزش و پروش منطقه غرب  كشور در آن حضور داشتند . در پايان قطعه نامه اي صادر شد  و عموم شركت كنندگان ملزم به اجراي آن شدند در اين قطعه نامه تاكيد شده بود كه در هر منطقه شورائي تشكيل شود كه رئيس اداره آموزش و پرورش و معتمدين محل و رؤساي دبيرستان ها  و مدارس راهنمائي در آن حضور داشته باشند . از خواسته ي وزارت خانه و مفاد قطع نامه كنفرانس مطلع گردند و در شوراهاي دبيرستان ها و مدارس راهنمائي نظارت  داشته باشند. اين شوراها در هر محل تشكيل شد

چنانكه رئيس شوراي منطقه اي در سنندج تيمسار خاكسار  ، در شقز ملاحسن اديبي ،در بيجار علي اوسط يگانه

و در مريوان سيد احمد شيخ الاسلام بوده اند .كه تحت نظر آنان انجمن خانه و مدرسه براي هر مدرسه تشكيل

مي شد ،و در دبيرستان ها و  مدارس راهنمائي زير نظر آنان كلوپ هاي ، ورزشي ،پيشاهنگي ،موسيقي ،سپاه دانش

 ،شركت تعاوني و فروشگاه دانش آموزان ،  پليس مدارس ،روزنامه نگاري و نقاشي ،شطرنج و ... به فعاليت خود ادامه مي دادند و ماهي يكبار ادامه گزارش فعاليت پيشرفت كار خود را به اداره منعكس مي كردند .اجراي طرح منطقه اي شدن ادارات آموزش و پرورش تا سال 1366 به قوت خود باقي ماند.

آموزش و پرورش در سالهاي بعد از جنگ بين المللي دوم

 

مدارسي كه قبل از واقعه شهريور 1320 يعني پايان جنگ جهاني دوم و تبعيد رضاشاه در منطقه گروس داير بوده است ، بعد از آن هم بدون وقفه دبستان ها برقرار و معلم و دانش آموز سرگرم كار خود بوده اند آن مدارس عبارت بودند از : دبستان هاي احمديه ،ملي اتحاد ،نجف آباد ، خورخوره و اميد حسن آباد و حكمت ياسوكند و هدايت خسرو آباد و دبستان پير تاج و ... . در سال 1318 اداره معارف بيجار خواسته است آقاي احمد

نادريان را كه داراي تحصيلات قديميه و مختصر اطلاعاتي از دروس متداوله مدارس را داشته است . براي معلمي مدارس استخدام كنند .

 

مدارس بيجار در گذشته :

اين مدارس تا سال 1345در بيجار گروس داير بوده است .

-        دبستان ملي اتحاد (كليميان )

-        دبستان پهلوي كه بعد دبيرستان شد.

-        دبستان 15بهمن.

-        دبستان 17دي دخترانه.

-        دبستان اميد حسن آباد ياسوكند.

-        دبستان هدايت خسروآباد.

-        دبستان حكمت سوكند.

-        دبستان بدر پير تاج.

-        دبستان شاه پور شهر بيجار.

اين مدارس در فاصله سال هاي 1315تا 1325 احداث و افتتاح شده اند

-        دبستان فردوسي حسن تيمور.

-        دبستان سپهر قزلكند.

-        دبستان نظامي قراتوره.

-        دبستان سعدي مهر آباد.

-        دبساتن تدين الله كبود .

-        حافظ كنامار.

-        دبستان خيام قرانقره .

-        دبستان منو جهري دار غياث.

-        دبستان انوري آقبلاغ.

-        دبستان دو كاسه توپ آغاج.

-        دبستان نو بنياد دربيجار.

-        دبستان خاقاني در بيجار.

-        دبستان مولوي در بيجهر .

-        دبستان امير نظام در بابارشاني.

اين مدارس در فاصله ي سال هاي 1325 تا1335افزوده شده است

-        دبستان هاي فاضل خان در بيجار

-        چهار كلاسه ي نوبنياد دختران در شهر

-        ابن سينا در شهر

-        همت در شهر

-        رضاشاه كبير در شهر

-        دخترانه 21آذر در شهر

-        آبادي قزلباغ

-        آبادي جعفرآباد

-        ميدان مظفر خان

رؤساي آموزش و پرورش بيجار گروس

آقايان :

-               - سيد محمد از1300

-        سيد محمد صادقي رفيعي از شهريور 1306تاشهريور 1310

-        غلامرضا معارفي از مهر 1309تاشهريور 1310

-        ميرزا كاظم خان معرفت از مهر 1310تا شهريور 1311

-        ميرزا رحيم خان كرامتي از مهر 1311تا مهر 1313

-        ميرزا علي خان مافي از آذر 1313تا مهر 1315

-        نصرالله دبيران از مهر 1315تاشهريور 1317

-        نصرالله تحصيلدوست از مهر 1317تا اسفند 1320

-        نصر الله پژوهش از قروردين 1321تاشهريور 1323

-        بهمن حبيبي از مهر 1323تا شهريور 1324

-        عبدالله سلطان مراد از مهر 1325تا شهريور 1326

-        اعتضاد رازاني از مهر 1326تا شهريور 1327

-        فخر الدين نبوي نوري از مهر 1327تااسفند 1327

-        خامسي از 11/03/1328 تا17/04/1329

-        محمود نبوي از مهر 1329تاشهريور 1330

-        خياباني از مهر 01/03/1331تا01/08/1331

-        ابراهيم پنجه اي آذر 1331تاشهريور 1333

-        ناصر آزادپور از مهر 1333تا27/02/1336

-        مجتبي محجوبي از خرداد 1336تاخرداد 1337

-        محمد مهدي خسروي كردستاني از 13/07/1337تا22/04/1338

-        سيد مصطفي لواساني از 9/9/1338تا15/4/1339

-        حسن ناصر مستوفي از مهر 1339تا11/06/1340

-        محمد علي اسلامي از 12/6/1340تاآبان 1340

-        حسن ناصر مستوفي لز 8/8/1340تاشهريور 1342

-        فاميلي از مهر 1342تا25/08/1342

-        صالح غاثي از آذر 1342تا1343

-        قربانلو از بهمن 1343تا شهريور 1345

-        عباس صدر رفبع از مهر 1345تابهمن 1345

-        جعفر نصري از 12/11/1345تا07/02/1348

-        ناصر مجيد زماني از خرداد 11348تاشهريور 1349

تمام مطالب فوق انوشته(محمدرضا عباسي ، در خصوص تحقيق  در مورد آموزش و پرورش كردستان ، 1383) مي باشد.

مكتب خانه هاي بيجار( حيرت سجادي،1382)

مكتب خانه ملا حسين: مغازه اي بوده در خيابان فاضل بيجار و علاوه بر فرزندان مسلمين 8الي 10نفر از كليميان نيز آموزش مي ديدند.

مكتب خانه علي جان بگ

مكتب خانه شيخ حسن

در اين مكتب علاوه بر پسران ، دختران نيز آموزش مي ديدند.

مكتب خانه سيد حسين بكايي

مكتب خانه كربلايي محمد ( مشهور به كلاي مه مگ)

اين فرد جد مادري علي اصغر خان اميراني مدير روزنامه معروف (خواندني ها) بوده است.

مكتب خانه ميزار خليل

مكتب ملا جعفر

مكتب عمو كريم رحيمي

وي علاوه بر مكتب داري داروگر نيز بوده است.

مكتب ملا ميزا احمد ، معروف به ميرزا احمد موذن

مكتب ملا عبداله

مكتب فاطمه خانم:

اين مكتب خانه بسيار مشهور بوده و فاطمه خانم دختر مرحوم شيخ اوليا بوده و نزد پدرش تلمذ كرده بود و معلومات قرآني و حوزوي داشت و مكتب مخصوص دختران بود.

مكتب ملا گوهر:

اين مكتب قديمي تريت مكتب بوده و تعداد زيادي در اين مكتب قرآن ،ادبيات و حساب را فرا گرفته اند.

 

 

اداره معارف ومدارس بيجار:

  ((پس از تاسيس  دار الفنون و مدارس رشديه مدارسي به سبك نوين در شهرهاي ايران تاسيس شد . به ويژه در زمان احمدشاه در اكثر شهرهاي مهم ايران مدارس احمديه از جمله در بيجار به مناسبت تاجگذاري احمدشاه داير شد. در اين زمان فردي به نام اعتضاد رازاني  اهل رازان بروجرد ، از طرف دولت مامور تاسيس  اين مدرسه در بيجار شد.كه در سال 1299از طرف حكومت گروس از عايدي معارفي بيجار به مبلف 401تومان خريداري شد.))(حيرت سجادي،1382)

در سال 1300فردي به نام سيد محمد بعنوان ريس معارف بيجار منصوب مي شود و در سال 1315دبستان احمديه بعنوان محل اداره معارف انتخاب مي شود.

((در سال 1315كميسوني از روساي ادارت و بزرگان شهر بيجار  تشكيل شد و به اين نتيجه مي رسند كه مردم مبلغي به عنوان حق الثبت پرداخت و به همان ميزان مبلغي را اداره اوقاف جهت ساخت دبيرستان در بيجار اختصاص دهند.))(مريواني ، 1382)

كلياتي در مورد مدارس:((محمرضا عباسي، 1383)

الف) پذيرش دانش آموز:

دانش آموزان پس از رسيدن به سن 6سالگي وارد مدرسه مي شدند، اگر كسي ادعا مي كرد بعلت هاي مختلف نتوانسته است در مدرسه ثبت نام كند ولي در مكتب خانه درس خوانده و با سواد است ازوي امتحاني بعمل مي آمدو او را پايه هاي اول تا چهارم ابتدايي بر اساس نمره ثبت نام مي كردند.

ب) وسايل مورد نياز مدرسه:

در آغاز سال مدارس سياهه اي را تهيه و در اختيار اداره معارف مي گذاشتند تا نسبت به تهيه مواد مورد نياز اقدام نمايند.

ج)آب شرب مدرسه:

در حياط بعضي از مدارس چاه بوده است و مستخدم آب را در منبع مدرسه از طريق چاه پر مي كرد.اما بيشتر مدارس آب شرب خود را توسط آبكش شخصي  كه در ابتداي سال تحصيلي با او قراردادي مي بستند و او آب را از چشمه ها و كاريزهاي بيجار به مدرسه مي رساند.

د)ساختمان مدارس:

ساختمان اكثر مدارس استيجاري بود و فضاي مدرسه ( حياط) و حتي كلاس ها خاكي بود و در ابتداي سال كف كلاس ها را با كاه گل  اندود مي كردند.

ه)تخته سياه:

در اوايل چند تخته پهن و بلند را به هم وصل نموده و آن را رنده مي كردند و در داخل قابي قرار مي دادند و پس از سياه كردن تخته و گاهي بر روي سه پايه قرار مي دادند و يا به كمك ميخ به ديوار مي كوبيدند.

و)گچ:

گچ ها به صورت امروزي نبود گچ را از معادن گچ نزديك بيجار مانند معدن روستاي قره بيگ به صورت كلوخي مي آوردند و سپس اداره معارف آن را به كارگري مي سپرد تا بكوبد و به صورت پودر در آورد. سپس گچ را با آب كشته و به صورت ورق هاي 2سانتي در آورده و مستطيلي آن را مي بريدند و خشك مي كردند در بيجار اين كار را توسط شخصي به نام علي محمد ملاقديمي انجام مي شد .

ز) كتاب:

در ابتداي سال تحصيلي صورت اسامي دانش آموزان به تفكيك پايه به اداره فرستاده مي شد و كتاب ها بصورت رايگان به دانش آموزان داده مي شد. البته كتب تا پايه چهارم ابتدايي رايگان بود . پايه پنجم و ششم و دبيرستان كتاب خود را بابيستي خريداري مي كردند. كتاب ها توسط رحمت اله فريدوني تهيه مي شد.

ح)برنامه مدارس:

مدارس يك شيفت بود به اين معني كه دانش آموزان صبح تا 30/11به مدرسه و عص رها از ساعت 2تا 4به مدرسه مي رفتند. پس از زنگ  دانش آموزان بايد در حياط مدرسه صف مي كشيدندو صف هر محله جداگانه بود كه در بيرون ازمدرسه تا درب منزل با صف حركت مي كردند و مبصر ها آنها را كنترل مي كردند در صورت بي انضباطي اسامي نوشته وبه ناظم مدرسه داده مي شد و او محصلان بي نظم را تنبيه مي كرد.تنبيه بصورت به فلك كشيدن بوده است.

مواد درسي:

املاء فارسي،انشا، حساب و هندسه كتبي و شفاهي، مشق خط،قرائت فارسي، تاريخ و جغرافي، رسم و نقاشي، ورزش، خياطي، موسيقي، علم الاشيا و شرعيات.

سن دانش آموزان:

حداكثر سن دانش آموزان در كلاس هاي اول تا ششم ابتدايي مطابق ماده دهم نظامنامه داخلي دبستان ها به قرار زيز بوده است:

كلاس اول:تا 9سالگي دوم و سوم تا 11سالگي چهارم تا 12سالگي پنجم تا 14سالگي و ششم تا 16سالگي

مدارس بيجار از قديم الايام:

دبستان 15 بهمن( پسرانه)

با كنكاشي در بايگاني آموزشو پرورش اين مدرسه در سال 1312تاسي شده است محل اين مدرسه در چهار راه پست دبستان كنوني شهيد حق ويردي است.

دبستان خاقاني( پسرانه)

اين مدرسه در سال 1318تاسيس شده است . فرم ورنگ لباس دانش آموزان در اين مدرسه هم شكل بوده است.

دبستان شاپور( پسرانه)

در سال 1336تاسيس شده است و اولين تلفن براي اين مدرسه توسط معلمي به نام ايرج كبودوند خريداري شده است.اين مدرسه در جوار شهرداري بيجار بوده است.

دبستان ابن سينا:

اين مدرسه در سال 1344تاسيس د محل آن در قلعه تخت بوده است.

دبستان رضا شاه كبير:

اين مدرسه در سال 1236تاسيس شده است و براي كمك به تاسيس اين مدرسه يكر روز  ازحقوق كليه كاركنان فرهنگ كسر شد.

دبستان همت( مدرسه مختلط):

در سال 1320در محله تازه آباد تاسيس شده است و حاج لطف اله بدر زمين مذكور را با 400متر مربع به اين مدرسه اهدا كرده است.در سال 1356يك كودكستان با 30محصل به اين مدرسه ضميمه شد.

دبستان فاضل خان (دخترانه):

اين مدرسه در سال 1325تاسيس شده است و قديمي ترين مدرسه دخترانه بيجار بوده است. محل مدرسه پشت بانك صادارات كنوني بوده است.

دبستان 17دي(دخترانه):

در سال 1325با تعداد 122نفر دانش آموز شروع به كار كرده است  وبراي اولين بار جهت ورزش دختران در سال 1328يك تور واليبال در حياط مدرسه  نصب و زير نظر خانم حاجيه توكلي شروع به ورزش كردن مي نمايند.محل اين مدرسه جنب كارخانه قند ريزي رضاپناه بوده است.

دبستان يگانه( دخترانه)

در سال 1337 به نام دبستان نوبنياد در كوچه ضيايي تاسيس شده است.دانش آموزان معرفي شده به اين مدرسه از نظر مالي ضعيف بوده اند.

دبستان اتحاد:

يكي از اقليت هاي بزرگ منطقه ي گروس را جماعت يهيوديان تشكيل مي دادند. از چگونگي ساكن شدن يهوديان در گروس و تعداد آنها در دوره قاجار آمار و ارقامي در دست نيست. ولي در دهه ي 1300/1310

يكصد وهشت خانوار يهودي در بيجار ساكن بودند كه پس از تشكيل رژيم غاصب اسرائيل به بيت المقدس مهاجرت نموده اند.به طور متمركز در يك محله جنب شرقي انتهاي راسته بازار، معروف به محله موسايي ها در كنار رودخانه حلوايي سكونت داشته اند.شغل اصلي آنها دادو ستد، صباغي و چرچي گري  بوده است و باسوادشدن فرزندانشان براي آنها بسيار مهم بوده است به طوري كه قبل از داير شدن دبستان دولتي يا مدرسه خاص كليميان آنها را نزد ملا باشي مسلمان، جهت آموزش الفبا و سياق(حساب) مي فرستادند (غلامي،1381)

تا اينكه  عدهاي از كليميان منزل مرحوم تقي خان فرزند علي رضا خان گروسي ، حاكم بيجار در اواخر عهد قاجار،را خريداري و مدرسه اي داير كردند.

((مدرسه اتحاد در سال 1300به صاحب امتيازي شخصي يهودي به نام نوراله نوراني _معروف به مدير-ساكن بيجار و مسلط به زبان كردي گروسي به شماره شناسنامه 9410متولد سال 1275شهرستان گلپايگان و داراي مدرك تحصيلي سوم متوسطه ودرسه آليانس فعاليت خود را آغاز كرد.))(سازمان اسناد ملي ايران-نامه شماره 19647 مورخ 21آذر ماه 1313)

راههاي تامين هزينه هاي مدرسه اتحاد ملي:

-اخذ شهريه از دانش آموزان

-كمك هزينه پرداختي توسط آليانس

-كمك از  اوتصرهتورا(معني آن يافت نشد)

-كمك هزينه اداره معرف

-كمك هزينه سوخت توسط دانش آموزان

آموزگاران مدرسه به انتخاب و دعوت مدير و موسس براي تدريس دعوت و حق التدريس آنها پرداخت مي شد.مدرسه حدود نيم قرن ادامه داشته است.

ساختمان آن واقع در خيبان توحيد روبروي بانك سپه است و در حال حاضر به علت  عدم حضور مالكين و مراقبت از ملك (24نفر كليمي مالك آن هستند)به صورت مخروبه در آمده است.و در حال حاضر دو سهم مشاع از پنج سهم و چهار شعير از نودشعير توسط آموزش وپرورش خريداري شده است.

دبيرستان پهلوي:

اين دبيرستان در سال 1320تاسيس شده است و در سال 1328كلاس اول س و پنج نفر كلاس دوم نه نفر كلاس سوم ده نفر و چهارم ادبي 15نفر داير بوده است و در سال 1340رشته طبيعي در اين دبيرستان داير مي شود.دانش آموزاني كه گواهينامه ششم ابتدايي داشتند در دبيرستان ثبت نام مي كردند و مبلغ 15ريال ماهيانه مي بايستي شهريه پرداخت مي نمودند و از  دانش آموزان بي بضاعت شهريه دريافت نمي شد و كتاب به آنها رايگان داده مي شد و همچنين فرزندان كارمنداني كه حقوقشان ماهي 1040ريال تجاوز نمي كرد نيز معاف بودند.تمام فرزندان كارمندان دبستان ها و دبيرستان ها از پرداخت شهريه معاف بودند.در سال 1343شهريه گرفتن ممنوع شد.و فقط هنگام ثبت نام 10ريال بابت كارنامه و 50ريال بابت ورزش دريافت مي شد.ودر سال 1329كتابخانه اين مدرسه تاسيس شد. در ابتدا زبان خارجه فرانسه در اين مدرسه تدريس و از مهر 1328

زبان انگليسي جايگزين آن شد. در محل دبيرستان پهلوي آموزشگاه شبانه سالمندان نيز تاسيس شد.

دبيرستان كورش كبير:

اين دبيرستان  درسال 1343تاسيس شد و ساختمان آن كنار ميدان فاضل كنوني است.

دبيرستان 21آذر:

در سال 1332براساس دستورالعمل 4917/24ق اداره فرهنگ بيجار موظف به احداث كلاس اول دبيرستان دختران شد  و در همين سال با تشريفات خاصي اين مدرسه تاسيس مي شود. ودر اسل 1333سيكل اول و دوم نيز به اين دبيرستان اضافه شد.

دبيرستان خدمات امامي( پسران):

در سال 1356دبيرستان فوق  در رشته اداري و بازرگاني در مجتمع آموزشي بين بلوار و جاده سنندج جنب شركت نفت فرحي فعاليت خود را آغاز كرد.دانش آموزان سال چهارم مي بايستي در دوره كارآموزي در ساير ارگان  فعاليت كنند.

دبيرستان خدمات دختران:

اين دبيرستان در آمادگي شكوفه هاي كنوني فعال بوده است و در سال 1360كلاس چهارم آن تشكيل نشد و تعطيل شد.

مدرسه راهنمايي پسران فاضل گروسي:

در سال 1352تاسيس و تعداد 174نفر دانش آموز جذب نمود.

مدرسه راهنمايي  پژوهش(پسرانه):

مدرسه ياد شده در پشت قلعه تاسيس شد ودر حال حاضر مدرسه آيت اله كاشاني است.

مدرسه راهنمايي پسران كورش كبير:

در سال 1351تاسيس شد و مدرسه كنوني شهيد مفتح است كه در سال جاري بعداز تخريب نوسازي شده است.

مدرسه راهنمايي دخترانه امير نظام:

سال 1350با تعدا 140نفر دانش آموز تاسيس شد.

مدرسه راهنمايي دختران دريادار بايندر:

در سال 1356 تاسيس شد.

تربيت معلم:

دوره اول تربيت معلم روستايي دختران در بيجار در تاريخ 13/10/1344در محل دبيرستان 21آذر به سرپرستي مدير همان دبيرستان تشكيل شد. مدت تحصيل 11ماه بوده و تعداد 16 نفر در آن مركز حضور داشته اند.

شرايط پذيرش:

داشتن مدرك تحصيلي سوم متوسطه(سيكل اول متوسطه)

بومي بودن استان كردستان

داشتن حداقل 17 و حداكثر 21سال

دور دوم اين تربيت معلم در سال 1345تشكيل و اين بار 38نفر در آن حضور داشتند.

دانش آموزان بعداز فراغت از تحصيل مي بايستي در روستاهاي بيجار مشغول به خدمت مي شدند.

دانشسراي مقدماتي

دانشسراي مقدماتي در سال 1353در اين شهرستان تاسيس شد.

شرايط ثبت نام:

حداكثر 19سال تا پايان شهريور 1354

حداقل سن 16سال

كارنامه قبولي سوم متوسطه با معدل كل 12به بالا

كارنامه قبولي چهارم متوسطه(نظام قديم) با معدل 11 و بالاتر

و ساختمان مركز از حاج محمد امامي به تعداد دوباب با قراداد ماهيانه 7500تومان اجاره گرفته مي شود .

آموزش و پرورش كنوني بيجار

وضعيت و موقعيت ساختمان اداري آموزش وپرورش شهرستان بيجار

آموزش و پرورش شهرستان بيجار بصورت رسمي از سال 1300با تشكيل اداره معراف در اين شهرستان راه اندازي شده است،سالهاي اوليه تاسيس اين اداره در محله ي سراب  كه همكنون منزل آقاي سيد رضا جلالي است تا چندين سال مستقر بوده است. ساختمان موجود از سال      كه واقع در بلوار امام روبروي فرمانداري اين شهرستان واقع است،اداره آموزش و پرورش در آن مسقر است .

 

 

 

 

منابع و ماخذ:

1-    الماسي،علي محمد.تاريخ آموزش و پرورش اسلام وايران. تهران،سپهر،چاپ  اول،1379.

2-    حيرت سجادي،سيد عبدالحميد. پيشينه آموزش و پرورش استان كردستان.شوراي تحقيقات استان كردستان،جلد اول ،1378.

3-    حيرت سجادي،سيد عبدالحميد. پيشينه آموزش و پرورش استان كردستان.شوراي تحقيقات استان كردستان،جلد دوم و سوم ،1382

4-    دراني،كمال.تاريخ آموزش و پرورش ايران قبل و بعد از اسلام.تهران،سمت، چاپ دوم.1378.

5-    عذيري،فيروز. مقاله بررسي سابقه تاريخي و فرهنگي منطقه گروس. ارشاد اسلامي.1381.

6-    غلامي، شهرام.مقاله تاريخ و جغرافياي گروس تا پايان دوره قاجارف بيجار، ارشاد اسلامي،1381.

7-    كاميار،محمد.ازبام ايران تا سرزمين طوفان.تهران،شركت توسعه كتبخانه هاي ملي ايران،چاپ اول،1382.

8-    كوشا،محمدعلي.سيماي بيجار گروس. انتشارات دانشگاه كردستان،چاپ اول،1378.

9-    لكي زاده،صمدعلي.مقاله آواز گروس در خارج از مرزها.بيجار، ارشاد اسلامي،1382.

10-عباسي، محمدرضا. پيشينه آموزش و پرورش شرق كردستان.مركز تحقيقات آموزش و پرورش كردستان.1383.

11-مريواني،محمد.بيجار در گذر زمان.تهران،نيك پندار،چاپ اول،1382.

12-نجفي،سيد يداله.جغرافياي عمومي استان كردستان،تهران،امير كبير، چاپ اول.1369.


آخرین مطالب

 
» يادگيري سازماني ( جمعه دهم آذر 1391 )
» ( شنبه سیزدهم آبان 1391 )
» امر به معروف و نهي از منكر در آموزش و پرورش ( پنجشنبه چهارم آبان 1391 )
» ( جمعه دهم شهریور 1391 )
» جامعه شناسي آموزش و پرورش ( پنجشنبه ششم بهمن 1390 )
» افلاطون و تعليم و تربيت ( پنجشنبه ششم بهمن 1390 )
» جايگاه اجتماعي معلمان ( پنجشنبه ششم بهمن 1390 )
» نقش مهر ورزي و محبت در آموزش و پرورش )ادامه مطلب قبلي( ( یکشنبه دوم بهمن 1390 )
» نقش مهر ورزي و محبت در آموزش و پرورش ( یکشنبه دوم بهمن 1390 )
» پيشينه آموزش و پرورش بيجار گروس ( یکشنبه دوم بهمن 1390 )
» سال همت مضاعف و كار مضاعف بر رهروان راستين ولايت مباركباد ( جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 )
» تاريخچه رايانه ( شنبه هفتم فروردین 1389 )